• انتشار: ۱۷ دلو ۱۳۹۷
  • ساعت: ۶:۵۹ ب.ظ
  • سرویس: سیاسی
  • کدخبر: 27138
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=27138

نشست مسکو : پیروزی دیگر برای طالبان!

در شرایط کنونی نه “حکومت”، نه کاندید های ریاست جموری، نه “اپوزیسیون”، نه سیاستمدارا و فعالان مدنی توان توقف دینامیک طالبان را ندارد. امریکا فرمول “مذاکرات بین الافغانی” را برای عبور از این حکومت ساخت و عملی میکند .

در شرایط کنونی نه “حکومت”، نه کاندید های ریاست جموری، نه “اپوزیسیون”، نه سیاستمدارا و فعالان مدنی توان توقف دینامیک طالبان را ندارد. امریکا فرمول “مذاکرات بین الافغانی” را برای عبور از این حکومت ساخت و عملی میکند.

بعد از اینکه روشن شد که ترامپ تصمیم دارد با “عجله” نیروهای امریکایی را از افغانستان فرا خواند و یک نظام دیگری را که طالبان در آن حرف اول خواهد زد تهیه و ترتیب بدهد، از خط سرخ “مذاکره میان دولت و طالبان” به راحتی آب خوردن عبور کرد. خلیزاد تعریف دیگری از این جنبه پروسه صلح داد : “مذاکرات بین الافغانی” که “حکومت وحدت ملی” را کنار گذاشت. اگر واقعیت را در نظر بگیریم، به جز بخش مهمی از جوانان تحصیل کرده که در این ۱۸ سال اخیر پیوسته به ارزشهای لیبرال، درس خوانده و بزرگ شده اند و از برگشت طالبان ترس دارند، نیروهای سیاسی که در نشست مسکو حضور دارند، پایگاه های مردمی بیشتری نسبت به “حکومت وحدت ملی” دارند. حکومتی که بیش از پیش به قدرت اتوریتر اشرف غنی خلاصه میشود.

در برابر پروسه کنونی صلح در مجموع، و در برابر نشست مسکو، بویژه، چند نوع عکس العمل وجود دارد:
۱ ـ امریکا از پیشرفت مذاکرات اظهار رضایت میکند. گرچه از جزئیات توافق میان امریکا و طالبان آگاهی نداریم، ولی خروج نیروهای امریکایی، آتش بس، مذاکرات بین الافغانی (برای عبور از دولت) و ایجاد یک حکومت موقت در پایان مذاکرات بخشی از آن است.

۲ ـ در دولت کنونی اظهارات یا خشم و قهر و تهدید است طوریکه اشرف غنی عادت دارد ” جنگیدن تا آخرین قطره خون خود و نیروهای امنیتی” (درست فهمیدید یعنی خود کشی، هم کشتن خود و هم ده ها هزار دیگر نیروهای امنیتی). و یا تکرار پرنسیپ هایی که برای مخالفین طالبان خوش آیند است ” ما طرفدار صلح هستیم ولی با مذاکره با دولت و حفظ دستآورد های سالهای اخیر” (داکتر عبدالله).

۳ ـ در این میان اظهار نظر استاد سرور دانش، معاون ریاست جمهوری، جالب است. وی در مورد نشست مسکو گفته در “غیب نمایندگان دولت این نشست ضیاع وقت است”. نه این ضیاع وقت نیست. گذشته از اینکه آغاز یکی از موافقات میان امریکا و طالبان است، این نشست برای آنهایی که از نزدیک بطور ابژکتیف تحولات اخیر را دنبال میکنند از اهمیت ویژه برخوردار است. در نشست مسکو ما دانستیم که مهمترین اصلی که مورد تشویش یک بخشی از مردم و بویژه نسل جوان و منور است یعنی “آیا در جهانبینی و مواضع سیاسی طالبان تغیر و تحولی بوجود آمده؟ ” پاسخ روشن بدست آوردیم. طالبان ممکن است در دوران حکومت موقت به تعدیل قانون اساسی آنطوریکه آنها میخواهند موافقت کنند ولی بعدآ آنها معتقد اند که قانون اساسی کنونی افغانستان اعتبار ندارد، زیرا از جانب “کشورهای غربی بر مردم افغانستان تحمیل شده” و باید قانون اساسی جدید با “معیارهای اسلامی و ارزش‌های افغانی” پس از خروج کامل نیروهای خارجی ازاین کشور تدوین شود. تنها تحولی که ممکن است در آنها دیده شود اینست که وجود یک قانون اساسی را میپذیرند در حالیکه در “امارت اسلامی ” آنها تنها قانونی که وجود داشت “شریعت” بود، قران قانون اساسی آنها بود مانند عربستان سعودی، امارات متحد عربی و دیگر امارات خلیج فارس..

نه، خشم و قهر و تهدید، نه اهمیت ندادن به نشست مسکو، نه تشویش و دلهره جوانان و زنان، نه نامه نوشتن به خلیلزاد … هیچ یک از این عکس العمل ها دردی را دوا نمیکند. رهبران “حکومت وحدت ملی” طی ۴ سال اخیر افغانستان را بیشتر بسوی پرتگاه پیش بردند، قانون اساسی را زیر پا گذاشتند، اوضاع امنیتی را ده برابر نسبت به قبل بدتر ساختند، مدیرت نادرست جنگ موجب کشته شدن ۴۵ هزار نیروی امنیتی و ده ها هزار زخمی در ۴ سال شد، بیش از نصف مردم این کشور زیر خط فقر زندگی میکنند. این رهبران به تحلیل اوضاع، توصیه و دلسوزی میهن پرستان توجه نکردند. اوضاع کنونی کاملآ قابل پیش بینی بود.

در شرایط کنونی نه “حکومت وحدت ملی”، نه کاندید های ریاست جموری، نه “اپوزیسیون”، نه سیاستمدارا و فعالان مدنی توان توقف دینامیک طالبان را ندارد. امریکا فورمول “مذاکرات بین الافغانی” را برای عبور از این حکومت ساخت و عملی میکند. ما گاهی باید از دشمن بیاموزیم. چرا ما که اینهمه وقت را ضایع کردیم همین حالا مذاکرات بین الافغانی را برای ایجاد یک جبهه قدرتمند ملی از تمام نیروه های سنتی، نیروهای سیاسی مدرن، اپوزیسیون، شخصیت های ملی سیاسی و مدنی میهن پرست و خوشنام را روی دست نگیریم. من همیشه گفته ام که قدرت طالبان در ضعف دولت است. ما تا هنوز وقت داریم این حالت را وارونه کنیم. ولی سوال در این است که شخصی مانند اشرف غنی که حتی متحدین نزدیک خود را از خود راند، توانایی ابتکار و هدایت یک چنین پروسه ملی را دارد؟

داکتر کریم پاکزاد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *