beylikdüzü evden eve nakliyat sarıyer evden eve nakliyat ataköy evden eve nakliyat şişli evden eve nakliyat kadıköy evden eve nakliyat
  • انتشار: ۸ عقرب ۱۳۹۶
  • ساعت: ۷:۳۶ ق.ظ
  • سرویس: تیتر 2
  • کدخبر: 9214
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=9214

محقق و خلیلی/خودزنی، یا تنبیه اجتماعی؟!

از زمان پیدایی و تولد جنبش تبسم و روشنایی که اعتراض و انتقاد بر رفتار و کنش سیاسی به اصطلاح رهبران سنتی از حوزه خصوصی خارج و در معرض دید همگانی علنی شد، این شعار از سوی هواداران و مریدان این تیکه‌داران قومی داده می‌شود که انتقاد و اعتراض روی رفتار و کردار شیخین درست نبوده و به صلاح ملک و مملکت و مصلحت قوم و سرنوشت جمعی نیست.

از زمان پیدایی و تولد جنبش تبسم و روشنایی که اعتراض و انتقاد بر رفتار و کنش سیاسی به اصطلاح رهبران سنتی از حوزه خصوصی خارج و در معرض دید همگانی علنی شد، این شعار از سوی هواداران و مریدان این تیکه‌داران قومی داده می‌شود که انتقاد و اعتراض روی رفتار و کردار شیخین درست نبوده و به صلاح ملک و مملکت و مصلحت قوم و سرنوشت جمعی نیست.

برای اینکه این اعتراض و انتقاد عیب و نقایص کار و ضعف شخصیت آنان را برملا کرده و در انظار و افکار عامه به نمایش گذاشته و آنان را خوار و زار می‌کند و در نتیجه آنان موقعیت سیاسی و پایگاه اجتماعی خود را از دست داده و منزوی می‌شوند. این در شرایطی است که جایگزین و شخصیت‌ بدیلی برای آنان نداریم. بنابراین انتقاد و اعتراض بر آن‌ها از مصادیق بارز خودزنی خواهد بود، خودزنی هم که بدون هیچ درنگی کار درست نبوده و همانند کارت به استخوان خود زدن است.

این شعار و تبلیغات از سوی عده‌ای از مریدان و چاکران سینه چاک شیخین آگانه و برای فریب اذهان عمومی و از سوی برخی دیگر از سر سادگی و تفکیک نتوانستن میان مسایل و مفاهیم طرح شده و می‌شود. این مغالطه و این وارونه نمایی واقعیت، بگومگوهای زیادی را بر انگیخته و وقت‌ها و انرژی‌های وافری را هدر داده و باعث تشویش اذهان عامه و خلط و مبهم شدن موضوع مورد نزاع و مشاجره می‌گردد، برای اینکه وقتی صورت مساله درست طرح و درست فهمیده نشود گفت‌وگو به بحث و جدل‌های بی‌حاصل و گاه گمراه کننده منجر می‌شود. یکی از مسایل عمده در مباحثات و مجادلات میان فرهنگیان و گفت‌وگو کنندگان ما از این مساله آب می‌خورد که صورت‌ مساله‌ها درست طرح نمی‌شوند، وقتی صورت مساله درست طرح نگردد طبیعی است که درست فهم هم نگردد. عدم طرح و فهم صورت مساله باعث بحث‌ها و مجادلات طولانی و کسل کننده و گاهی هم سبب نزاع‌های دور از شان و اخلاق انسانی می‌گردد.

در این موضوع مورد نظر نیز، مساله درست طرح نشده و از همین‌رو درست هم فهم نگردیده است. مساله این است که خلیلی و محقق جایگاه رهبریت سیاسی هزاره‌ها را اشغال کرده و از آدرس این مردم امتیازات سیاسی، اقتصادی و… آن را به انحصار گرفته و استفاده می‌کنند، اما در برابر آن، برای این مردم کوچک‌ترین کاری را نکرده و یا نتوانسته‌اند. کار مثبت و مفید نکرده‌اند که هیچ، بل بزرگترین خیانت‌های تاریخی را در حساس‌ترین و دشوارترین شرایط تاریخی به سرنوشت جمعی مردم خود مرتکب شده‌اند. خلیلی و محقق درست است که هردو هزاره و یکی از اعضا و پیکره جامعه‌ هزاره‌اند، اما هر عضوی انسانی به شکل دایمی و همیشگی برای اندام و پیکره اجتماعی مفید فایده نبوده و چه بسا یک عضو فاسد و از کار افتاده نه تنها کارآیی لازم را نداشته که باعث مرگ و انهدام یک پیکر نیز می‌گردد.

خلیلی و محقق به عنوان دو عضو جامعه که موقعیت بسیار حساس و کلیدی را در پیکره جامعه هزاره اشغال کرده‌اند، باید کارآیی لازم و مورد انتظار را داشته باشند، وقتی این دو عضو حساس نه تنها کارآیی لازم را ندارند که باعث تخریب و تضعیف و ویرانگری می‌گردند، در قبال چنین عضو فاسد و دارای غده‌ای سرطانی چه باید کرد؟ خلیلی و محقق بی‌شک از اعضای فاسد شده‌ای جامعه هزاره هستند که علت فاسد شدن این دو عضو از پیکره جامعه نیز خود مردم و جامعه است. حال پرسش این است که در قبال این دو عضو فاسد و سایر اعضای فاسد جامعه چه باید کرد؟ پاسخ آن روشن و هویداست که هیچ عضوی از اعضای جامعه در آن شک و شبهه‌ی ندارند و آن این است که یک عضو فاسد، مریض، اگر قابل درمان باشد باید درمان گردد، اما اگر فساد و عفونت آن چنان باشد که قابل درمان نباشد و یا غده آن بدخیم باشد باید آن را عمل جراحی کرده و از بدن دور انداخت و عمل پیوند را انجام داد و آن عضو را جایگزین باید کرد.

انتقاد و اعتراض در جامعه، هم نقش درمانی ترمیمی و هم نقش و تاثیر جراحی پیوندی دارد. همان‌طوری که حیات، بقا، رشد و تکامل یک فرد انسانی در گرو تنبیه و پاداشی است که از سوی جامعه دریافت می‌کند. حیات، بقا، رشد و تکامل جامعه هم در گرو تنبیه و پاداشی است که باید داده و اعمال گردد. اگر جامعه‌ی سراسر تنبیه باشد و از پاداش خبری نباشد آن جامعه دوام نمی‌آورد و اگر سراسر پاداش باشد و از تنبیه خبری نباشد بازهم جامعه‌ای وجود نخواهد داشت. جامعه‌ای اگر نتواند انسان خاطی، خاین، معامله‌گر و ناهنجار را تنبیه نماید قطعا امید به ادامه حیات آن جامعه وجود نخواهد داشت و آن جامعه به زودترین فرصت محو و نابود خواهد شد و هم‌چنین اگر جامعه‌ای بی‌پاداشت را فرض بگیریم بازهم پیامدش وضعیت اضمحلال و نابودی است و بس.

انتقاد و اعتراض بر تیکه‌داران قومی، تنبیه‌ اجتماعی است که جامعه برای ادامه بقا و حیات و رشد و تکامل خود لازم دارد. این اعتراض‌ها از جنس خودزنی نیستند، خودزنی در جای مصداق دارد که یک فرد متعهد، دلسوز، کارآ و… و یا لاقل بی‌ضرر باشد اما عده‌ای با تهمت‌ها و برجسب‌های ناروا چهره او را مخدوش نموده و از فعالیت مثبت و خوب و به نفع مردم و جامعه بازدارند، در حالی‌که در مورد شیخین چنین چیزی نیست، خیانت و معامله با سرنوشت مردم آن‌ها از بدیهیات زمانه است. هر کسی که اندکی شعور اجتماعی، بینش انسانی و منش اخلاقی داشته باشند آن را اعتراف و تایید می‌کنند، مگر آن‌های که زنجیر بردگی بر گردن و خوی بندگی در سرشت و گدا منشی در سرنوشت را پذیرفته‌اند و اندک منفعت شخصی که از سفره آلوده‌ای اربابان می‌برند، ممکن است اما و اگرهای ناشیانه و مغالطه‌های مزورانه داشته باشند.!!

بنابراین اعتراض و انتقاد بر خلیلی و محقق و هم‌چنین بر تمام کسانی که از آدرس این مردم به کنش سیاسی می‌پردازند نه تنها خودزنی نیست که در راستای رشد و کمال اجتماعی لازم و ضروری است. آن‌های که اعتراض و انتقاد مردمی را خودزنی جا می‌زنند یا تفکیک مساله خودزنی از اعتراض و انتقاد اصلاحی و ترمیمی را نمی‌توانند و یا توان تفکیک دارند اما دستش به فساد آلوده و سر سفره اربابان بی‌مروت نشسته و به مکیدن خون حیات ‌و برباد دادن شرافت و عزت مردم و بربادی و ویرانگری جامعه مشغول‌اند. اعتراض و انتقادی که برای تنبیه خلیلی و محقق و سایر بازیگران سیاسی صورت می‌گیرد چیزی لازم و ضروری و حیاتی است. اگر این پرسش و تنبیه را مردم از آن زمانی که این‌ها کسوت رهبری بر تن کرده بودند می‌داشتند امروز شرایط سیاسی اجتماعی هزاره‌ها کاملا متفاوت‌تر از این وضعیت ناگوار و واقعیت‌های دشوار می‌داشتند. اگر پرسش و اعتراض را به عنوان فرهنگ و حق انسان هزاره به رسمیت می‌شناختیم، امروز نه شفیع، نه حاجی احمدی و نه… قربانی می‌شدند و نه حزب وحدت چهارپاره را می‌شد.!! پس این اعتراض‌ها و انتقادها را نه تنها خودزنی تعریف و تلقی نکنیم که از آن استقبال نموده و پاسداریم، زیرا انتقاد مایه پویایی و رشد و اصلاح و کمال جامعه است. اعتراض و انتقاد حد اقل تنبیه اجتماعی است که کریم خلیلی و محمد محقق و…. در قبال بازی با سرنوشت مردم، باید دریاف نمایند.

نگارنده: علی نوروزی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *




Mobile Porn Videos Xvideos Porn Deutsche Pornos Video Sex Tube Sex Free Porn Movies Xxx Porn Videos Xnxx Videos Deutsche Porno Tv Xxx Deutsche Tube
Www Com Seksi Sie hat einen Schwanz Skinny Teen Trap Sissy pornos fette frauen Videos Hervorragender Dreier der für uns fickt frau mit 3 brustn