beylikdüzü evden eve nakliyat sarıyer evden eve nakliyat ataköy evden eve nakliyat şişli evden eve nakliyat kadıköy evden eve nakliyat طولانی ترین جنگ امریکا در افغانستان/چرا طالبان صلح نمی کنند؟ - برچی نیوز
beylikdüzü evden eve nakliyat sarıyer evden eve nakliyat ataköy evden eve nakliyat şişli evden eve nakliyat kadıköy evden eve nakliyat
  • انتشار: ۲۹ حمل ۱۳۹۷
  • ساعت: ۱:۲۱ ب.ظ
  • سرویس: تیتر 1
  • کدخبر: 16215
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=16215

طولانی ترین جنگ امریکا در افغانستان/چرا طالبان صلح نمی کنند؟

حدود اضافه تر از ۱۷ سال است که نیرو های ناتو در راس امریکا در افغانستان حضور دارند، با گذشت اضافه تر از یک و نیم دهه حضور قوت های خارجی چالش های امنیتی عوض کاهش ازدیاد یافت در چنین وضعیتی سوالات و ابهاماتی راجع به استراتژی ایالات متحده امریکا و کشور های غربی در این منطقه از جهان به میان آورده است.

حدود اضافه تر از ۱۷ سال است که نیرو های ناتو در راس امریکا در افغانستان حضور دارند، با گذشت اضافه تر از یک و نیم دهه حضور قوت های خارجی چالش های امنیتی عوض کاهش ازدیاد یافت در چنین وضعیتی سوالات و ابهاماتی راجع به استراتژی ایالات متحده امریکا و کشور های غربی در این منطقه از جهان به میان آورده است.

از جمله نبود امنیت پایدار در افغانستان و تیرگی چشم انداز میان مدت آن و نیز گسترش ابعاد و دامنه های فعالیت مخالفین دولت افغانستان مانند طالبان، داعش القاعده، لشکر طیبه، جبهه النصر، حرکت المجاهدین، جهیش محمد، حزب اسلامی ازبکستان، جمیعت الدعوه، طالبان پاکستانی و ده ها گروه های دیگر در کنار ضعف دولت مرکزی افغانستان در اعمال حاکمیت بر تمامی نقاط افغانستان و دیگر شکلات و چالش های خورد و بزرگی در این سرزمین ، سوالاتی را بیش از پیش پدید آورده که آیا حکومت و مردم افغانستان امروز تبدیل به باری بر دوش ایالات متحده آمریکا شده اند، یا اینکه این مشکلات تا حدود زیادی قابل پیش بینی و قابل کنترول بوده که اگر آمریکا می خواست می توانست بر آنها فائق آید؟

به باور من در حال حاضر:

تهدید گروه های دهشت افگن در افغانستان از جمله ” تهدیدات گذشته اند اما با شیوه وسیع تر و فراگیر تر که مقابله با آن به آسانی امکان پذیر نیست، به باور من ایالات متحده آمریکا با دو راهکار مشخص برای خلاص شدن از وضعیت موجود مواجه است.

به عقیده من حضور قوت های خارجی در راس امریکا با گذشت اضافه تر از ۱۷ سال در افغانستان را می توان در دو قالب بررسی کرد. یکی قالب مکان، و دیگری در قالب فضا و زمان . از نظر مکانی نیروهای غربی موفق شده اند که بخش از خاک افغانستان را تحت کنترول خود و همکاری نیرو های مسلح افغانستان داشته باشند و در حال حاضر به لحاظ مکانی در افغانستان سه موقعیت مکانی به لحاظ میزان امنیت و تهدید زایی وجود دارد. مناطق سبز به گفته بعضی ها شهر کابل ، پنجشیر ، بامیان ، دایکندی ، مزار شریف و سمنگان اما مناطق نارنجی که شامل بعضی از ولایت های جنوب و جنوب غرب و مناطق قرمز مانند بدخشان ، جوزجان ، هلمند ، سر پل ، کندز و یک تعداد ولایات دیگر،اما درواقع نیروهای غربی کنترول دو منطقه رایعنی منطقه ی سبز ومناطق نارنجی را در اختیار خودشان دارند. و مناطق قرمز به عنوان کانون درگیری ها باقی مانده است.

اما از نظر فضایی و روانی هم موضوع دارای اهمیت است به این معنا که با اینکه نیروهای غربی توانسته اند بر بخش های زیادی از خاک افغانستان مسلط شوند ، اما درواقع آن انتظاری که از ایجاد امنیت وجود داشت بدست نیامنده است یعنی اینکه درجه بالای ناامنی وجو دارد . مردم افغانستان به لحاظ روانی در امنیت قرار نگرفته اند ، وضعیت اقتصادی و کاریابی مطلوب نیست و جنگ و بی ثابتی نیز بر افغانستان حاکم است. به وی‍ژه اینکه ، مناطق قرمز ، منطقه ی اصلی درگیری ها است ،اماطالبان بر یک تعداد ولسوالی ها در ولایت های مختلف تسلط دارند هر زمانی که بخواهند حتی در شهر کابل و بعضی از ولایات دیگر امکان انجام عملیات انتحاری و سایر عملیات تخریبی را دارند . متاسفانه تعدادی زیادی از بعضی ولسوالی ها و مناطق دیگر هنوز کانون درگیری ها اند، اما به لحاظ فضایی در واقع دستاورد مثبتی ندارند . زیرا برای طالبان که گروه رقیب آمریکاست زمین و مکان اهمیت ندارد بلکه زمان و فضا اهمیت دارد . یعنی هرچقدر که آنها بتوانند در مناطق مختلف نیروهای آمریکا را تحت تاثیر قرار بدهند از این نظر احساس موفقیت بیشتری می کنند.

سوال بعدی بحث صلح با طالبان است.تا حال چندین کنفرانس دراین خصوص برگزار شده ، مثلا به عنوان نمونه چند قبل آقای اشرف غنی رئیس جمهور افغانستان در کنفرانس کابل بخاطر مصالحه با طالبان امتیازات سر سام آوری را برای آنها پیشنهاد کرد چنانچه این پیشنهادات با استقبال مردم افغانستان و جامعه جهانی به ویژه کشورهای غربی روبه رو شد، اما طالبان تا کنون با این پیشنهاد آقای غنی تمکین نکرده اند به باور بعضی ها طرح صلح رئیس جمهور افغانستان درواقع یک نوع عقب نشینی تلقی می شود. نه یک استراتیژی بخاطر صلح با توجه به اینکه در کشورهای غربی بعد از گذشت ۱۷ سال از جنگ با طالبان در حال حاضر بحث از آشتی با طالبان مطرح می شود ،اگر قرار بود آشتی صورت گیرد، چه نیازی به این الفاظ بود که طالبان تروریست اند و دنیا آنها را شامل لست سیاه ساخت چرا اینقدر ادامه یافت حالا بحث این است که با توجه به اینکه خیلی از ناظران ملی و بین المللی معتقدند که طالبان علی رغم القاعده داعش یک گروه محلی اند یعنی یک جنبش یا گروه تروریستی جهانی مانند داعش و القاعده نیستند، وبا دادن اینقدر امتیازات که رئیس جمهور غنی به آنها مطرح کرده است می شود با آنها آشتی کرد ولی چراعملا آشتی صورت نمی گیرد یعنی آن موانع اصلی آشتی که تا کنون طالبان طرح رئیس جمهور را نپذیرفتند چیست، مشکل دولت افغانستان است یا طالبان یا اینکه هر دو طرف یا مشکل در درون نیروهای ائتلاف وخود آمریکا است ،یعنی کدام یک از این اضلاع مثلث مانع صلح گفته میشوند.

به نظرم می آید که مشکل از ناحیه طالبان است . یعنی اینکه طالبان، نمیخواهند مستقیم با دولت افغانستان وارد مذاکره شوند میخواهند با امریکایی ها مذاکره کنند چون امریکایی ها را نسبت به دولت افغانستان با صلاحیت تر میدانند.این یک نکته اصلی است، از سوی دیگر در حال حاضر طالبان خود را درموقعیت برتری می بینند ،یعنی آنها احساس می کنند که هر روزکه می گذرد موقعیت نیروهای غربی و توانمندی های دولت افغانستان ضعیف تر می شود، تعداد تلفات غربی ها و قوت های مسلح افغانستان افزایش پیدا می کند با تلفات نیرو های مسلح افغانی نا رضایتی های مردم زیادتر گردیده دولت افغانستان موقعیت اش تضعیف می شود، چرا که دولت افغانستان کنترل موثری بر قلمروخودش ندارد و اینها در واقع زمینه های موفقیت برای طالبان است.

وقتی که طالبان آثار موفقیت را که بازتاب موفقیت آنها در جبهه های جنگ است می بینند، احساس می کنند اگر بتوانند فشار بیشتری به آمریکا وارد کنند ،آمریکا را در موقعیت خروج اجباری از افغانستان قرار خواهند داد ، اما به همان میزان که آمریکایی ها گزینه جنگ و مذاکرات را همزمان برگزیده اند به نظر می آید که طالبان نیز گزینه جنگ و مذاکره را همزمان برگزیده اند آن هم بخاطر ایجاد فرصت .

یعنی راهبرد هر دوطرف یکسان است؟

بله ، برای طالبان خرید وقت واستفاده از فرصت ها است اما با این تفاوت که برای طالبان جنبه تاکتیکی دارد ، اما برای آمریکایی ها جنبه استراتژیکی دارد. آمریکایی ها واقعا به دلیل اینکه در افغانستان نتوانستند موفق شوند حکومت موجود را مجبور ساختند تا با امتیازات زیاد با طالبان راه مذاکره را پیش گیرد و از سوی دیگر سعی می شود از طریق ایجاد تضاد و شکاف در طالبان ، آنها را در موقعیت ضعیف شده قرار بدهند.

این درحالی است که طالبان فقط برای دفع وقت و برای گرفتن فرصت بیشتر وارد باب مذاکره خواهند شد نه بخاطر صلح از سوی دیگر اینکه فرض کنیم واقعا اگر بحث این گونه باشد که دو دسته طالبان وجود دارد ، طالبان میانه رو و طالبان تندرو و دولت افغانستان تلاش خواهد کرد تا با طالبان میانه رو وارد مذاکره شود و با طالبان تندرو جنگ کنند، من بعید می دانم این استراتژی ویا حتی تاکتیک بتواند به نتیجه ای منجر شود. که دولت افغانستان و امریکایی ها آرزو دارند به عقیده من این تقسیم بندی اشتباه است .

از طرف دیگر در ظاهر طالبان که میانه رو به نظر می آیند به دلیل ترس از انتقام گیری طالبان تندرو و استخبارات پاکستان ISI جرات ورود به مذاکره ویا سهیم شدن در قدرت افغانستان را ندارند .لذا این ترس از انتقام گیری مانع از آن می شود که خیلی از نیروهای طالبان نتوانند وارد مذاکره شوند.

در حال حاضر در افغانستان امریکا همزمان هم می جنگد و هم دولت افغانستان را تشویق به مصالحه و مذاکره مینماید از طرف دیگر مشکل امریکا در افغانستان ، تحت تاثیر عوامل مختلفی است که ریشه آن در این است که افغانستان صحنه برخورد دو نیروی جدید و قدیم است. نیرویی که دارای تفکرات منظم ،کلاسیک ،مدرن و دولت محور است و نیرویی که جزء تهدیدات نوین است و گروه محورهست ، در واقع از نظر من ریشه اصلی مشکلات آمریکا در افغانستان به این مساله برمی گردد . به هر حال آمریکا با یک تهدید مشخص مواجه نیست که بتواند در یک فرصت زمانی محدود و در یک عملیات پرشدت و کوتاه مدت آن را از بین ببرد . مثلا افغانستان اگر به عنوان یک دولتی که تهدید قلمداد می شد، آمریکا شاید ظرف کوتاه مدت قادر به حل مشکل این کشور می شد ،اما تهدید های نوین ماهیت شان متفاوت است و منبع و منشاء آنها مشخص نیست.

یعنی شما به گروه طالبان القاعده و داعش نگاه کنید در عملیات جنگی مشخص نیست چه کسی عضو القاعده است و یا چه کسی عضو داعش یا چه کسی طالب و چه کسی حمله می کند ، یعنی محل تهدید مشخص نیست و نیروهای آمریکایی و افغانی نمی دانند در چه موقعیتی مورد حمله قرار خواهند گرفت و حتی نمی دانند در چه موقعیتی باید به تهدید حمله کنند. آمریکا و دولت افغانستان فقط تنها با بحث طالبان مواجه نیستند که با طالب مصالحه نموده جنگ خاتمه یابد بلکه با انواع و اقسام گروه های رادیکال از قبیل: جنبش اسلامی ازبکستان ، جنبش اسلامی ترکستان شرقی، داعش القاعده جبهه النصر و مجموعه ای از گروه های رادیکال که دردو سوی مرزهای افغانستان و پاکستان و داخل افغانستان مستقر هستند، مواجه اند. در واقع این تهدید نوین ، سیاست اش براین است که جنگ را فرسایشی ودشمن را از لحاظ روانی تحت تاثیر قراربدهد. واقعیت این است که در نهایت این تفکر باعث خواهد شد که آمریکایی ها تسلیم این گروه ها شوند و سایر مسائل به نظرم در حاشیه قرار می گیرد. چرا که این گروه ها گروه های ایدئولوژیک هستند و موقعیت جغرافیایی و تپو گرافی و ساختارهای اجتماعی ، اقتصاد، فقر،سنت و اخلاق یعنی وفاداری های جمعی این منطقه باعث شده این گروه ها، یک گروه های منسجم و مجهز به سلاح های مدرن باشند که این مسئله کار نه تنها آمریکا بلکه کارهر کشوردیگری را نیز با مشکل مواجه می کند.

نگارنده: احمد سعیدی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *




Mobile Porn Videos Xvideos Porn Deutsche Pornos Video Sex Tube Sex Free Porn Movies Xxx Porn Videos Xnxx Videos Deutsche Porno Tv Xxx Deutsche Tube
Www Com Seksi Sie hat einen Schwanz Skinny Teen Trap Sissy pornos fette frauen Videos Hervorragender Dreier der für uns fickt frau mit 3 brustn