beylikdüzü evden eve nakliyat sarıyer evden eve nakliyat ataköy evden eve nakliyat şişli evden eve nakliyat kadıköy evden eve nakliyat
  • انتشار: ۳۱ سرطان ۱۳۹۶
  • ساعت: ۶:۵۴ ق.ظ
  • سرویس: توره های فیس بوکی
  • کدخبر: 5561
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=5561

روایت یک درد

​پس از ظلمتهای شبگیر باردیگر آذرخش خشم به صدا درآمد، سحرگاه دوم اسد سال نود و پنچ، چهل- دختران دامن تکانید و جنبش عظیم از نسل آزادهاش را با شعارهای آزادگی راهی خیابان کرد. چه شور و شعف افتاده بود بر تنهای رنجیده و چه طنین انداز شده بود، فریادهای برگلو مانده؛ هنوز خورشید سر بر نیاورده و ستیغ کوهها از پرتو نورش طلایی نشده بود، که جادههای غرب کابل، مملو از عدالت خواهان و ره روان روشنایی گشته بود.

​پس از ظلمتهای شبگیر باردیگر آذرخش خشم به صدا درآمد، سحرگاه دوم اسد سال نود و پنچ، چهل- دختران دامن تکانید و جنبش عظیم از نسل آزادهاش را با شعارهای آزادگی راهی خیابان کرد. چه شور و شعف افتاده بود بر تنهای رنجیده و چه طنین انداز شده بود، فریادهای برگلو مانده؛ هنوز خورشید سر بر نیاورده و ستیغ کوهها از پرتو نورش طلایی نشده بود، که جادههای غرب کابل، مملو از عدالت خواهان و ره روان روشنایی گشته بود.

​اندک اندک خورشید بالا آمد و دامنگسترانید، همه چیز درتجلی نور خورشید، زیبا و تماشایی بود، پیر و جوان، زن و مرد تنیده درهم، خسته از ظلم، تبعیض و بیعدالتی شعار برادری و برابری سر میداد، جلوههای سترگ این مارش عظیم خیابانی کوه و برزن کابل را به تماشای خود فرا میخوانید. پرچم سه رنگ کشور، بهترین نماد هویت ملی، بر سر دستان پرتوان پیش آهنگان این جنبش، سلطانیها، کریمیها، فروتنها… خود نمایی میکرد. آینهای تمام نمای این جنبش، منعکس کنندهای مدنیت، عشق، ایثار و حق طلبی بود. پیر مردی بر جبین، بیگانهترین سوژه عمرش، «عدالت» را حک کرده بود، کودکی رویاییترین خواستهای زندگیاش «روشنایی» را در قالب بیرق کوچکی بر افراشته بود و دختران با حمل دسته گلهای حرمت سربازان صادق این دیار را پاس میداشت. این جنبش با آن شکوه و عظمتش برزگترین مشق دموکراسی و مدنیت را ثبت تاریخ کشور ساخت. این سیل خروشان خستهگی ناپذیر آهسته و پیوسته بهسوی میعاد گاه خویش «دهمزنگ» ره میپیمود. در آغوش باز خیابان عجب جنبش شکل گرفته بود، مثل یک رود جاری بود، سخره و سنگ کابل چه همنوا بود، عدالت، برابری برادری…

اما!!!:

​اما! این طلوع زرین چه غروب غریبانهی داشت. یار روشنائیم! کجایی؟ فصل باهم بودن از ره رسیده است، برگرد این خزان ماتم زدهام بیتو گل نمیکند، فصل امتحان آمده است برگهای روی صندلیخالیات بدست باد ورق میخورد، برگرد آنچه از خاطر تو بر لوح دلم جاریست، زخمیست بر دل. هنوز با گلوی پر از بغض تو را صدا میکنم و میان اشکهایم تو را میجویم. روایت درد تو! توان از من ربوده و لحظهی امانم نمیدهد.

​آری! همه در میعادگاه «دهمزنگ» گردهم آمدند، ظهر شده بود، آفتاب برسینه تفتیده خیابان عمود می تابید. هوا بیرحمانه گرم بود هرکسی در آن کویرلوت به سایهی درختی، زیر چادری پناه برده بود. فضای دهمزنگ با ریتم آهنگ‌های حماسی و میهنی داود سرخوش رویایی شده بود، اینگار قافله هوای آسمانی شدن در سر دارد. ای نفرین باد بر دشمنان انسانیت! ای نفرین باد بر دومان تبهکاری و ویرانگری! ای نفرباد بر سفیران آه و اشک و ماتم؛ بازهم دژخیمان روزگار قطعهای از تاریخ را باخون نوشتن. ناگاه جریقه استبداد سینه خیابان را درید و خلق فاجعه کرد. در آغوش خیابان از قامت درهمشکسته جوانان سیل خون جاری شد، در پیش چشمان خورشید در دل خیابان، درثانیه از ظلمت هشتادوشش جوان زمین خورده بود. بدنهای بیسر، دستان از پیکر جدا را هیچ چشم یارای دیدن نداشت. در آن غروب غریبانه و ثانیههای تلخ، مظلومیت دهمزنگ خالقها و بلخیها را به کمک می طلبید و هیچ صدای نمی شنید، ضجه و فریاد گوش فلک را کر ساخته بود…

​از سنگر حق خواهی و میعادگاه مبارزین تاریخ «دهمزنگ» قافله مرگ به‌سوی غرب کابل بسته شده بود. این فاجعه المناک، غرب کابل را در سکوت محض فرو نشانده بود. جنازههای هشتادوشش جوان به یکبار بردوش دوملیون نفر جمعیت غرب کابل سنگینی می کرد، گویا این درد همه را قامت شکسته بود. چه تراژدی غمانگیز حاکم بود و چهقدر ثانیه ها تلخ می گذشت، اشک درچشمان همه خشکیده و نالهها در قفسههای سینه، سنگ گشته بود…یاران روشنایی! شما با مردن و رفتن تان جاودانه گشتید و ما با زنده ماندنمان مردیم. تراژدی دوم اسد شهدای روشنایی بسیار رقت بار و درد آور است که این نبشته توانایی پرداختن به حواشی تاریک و غمانگیز آنرا ندارد. امیدوارم این سخن از گاندی التیام بخش این دردها باشد، که گفته است « هنگامی که ناامید میشوم، به یاد میآورم که در طول تاریخ، مسیر حقیقت و عشق، همواره پیروز بوده است. ظالمان وقاتلان، وجود داشته اند و برای مدتی نیز شکست ناپذیر جلوه کرده اند، اما در نهایت سقوط کرده اند. همیشه به این واقعیت بیندیشید»

​درپایان ضمن عرض تسلیت به مناسبت فرارسیدن اولین سالیاد شهدایی «جنبش روشنایی» به خانوادههای معظم شهدا و ره پویان عدالت، از بازماندگان این جنبش به جد خواهانم تا خون برحق این شهدا را پایمال نکرده و در جهت تحقق آرمان شهدای راه عدالت گام های مثمر و مستمر بردارند.

محمدقاسم سرابی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *




Mobile Porn Videos Xvideos Porn Deutsche Pornos Video Sex Tube Sex Free Porn Movies Xxx Porn Videos Xnxx Videos Deutsche Porno Tv Xxx Deutsche Tube
Www Com Seksi Sie hat einen Schwanz Skinny Teen Trap Sissy pornos fette frauen Videos Hervorragender Dreier der für uns fickt frau mit 3 brustn