beylikdüzü evden eve nakliyat sarıyer evden eve nakliyat ataköy evden eve nakliyat şişli evden eve nakliyat kadıköy evden eve nakliyat
  • انتشار: ۱ اسد ۱۳۹۶
  • ساعت: ۶:۴۱ ق.ظ
  • سرویس: تیتر 2
  • کدخبر: 5579
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=5579

بغلان، گلوگاه شمال در پرتگاه سقوط

بغلان به عنوان ولایت محوری وصل کنندهء شرق و جنوب به شمال و شمال شرق کشور همواره در محراق توجه گروه‌های تروریستی است.

دوسال قبل در مقالهء در جامعهء باز خیانت‌های تاریخی خانوار سید منصور نادری را در مقالهء زیر عنوان «بغلان گلوگاه شمال» توضیح داده بودم و از تبانی این خانوار با مردم بغلان مرکزی با مدارک و شواهد تاریخی یاد کرده بودم.

اکنون زمان آن فرا رسیده که یکبار دیگر در مورد بغلان، زادگاهم بنویسم که این روزها در آتش جنگ می‌سوزد. هرگاه شمال افغانستان در ذهن مجسم شود، بغلان به عنوان ولایت ترانزیتی و صنعتی به گونه‌ء فوری توجه را به خودش جلب می‌کند.

بغلان به عنوان ولایت محوری وصل کنندهء شرق و جنوب به شمال و شمال شرق کشور همواره در محراق توجه گروه‌های تروریستی است.

بسیار با تأسف باید اعتراف کنیم که گروه‌های تروریستی در درون خود مردم بغلان پناه‌گاه می‌یابند و در ولسوالی بغلان مرکزی به صورت دایمی لانه ساخته‌اند. با این حال، بغلان ظرفیت راندن تروریست‌ها را دارد. بغلان می‌تواند امن شود و مردم بغلان به رفاه و توسعه برسند. در ادامه توضیح خواهم داد که بغلان ظرفیت فراتر از آن دارد که این روزها در اذهان زعمای کشور تافته‌ء جدا بافته از افغانستان تلقی می‌شود. برای نمونه، معادن بغلان ظرفیت تولید به مراتب بیشتر از آنچه امروز از آنها استخراج می‌شود را دارند. در کیله‌گی می‌توانیم پایگاه صنعتی افغانستان را بسازیم. کیله‌گی ظرفیت این را دارد که دولت در آن میدان هوایی بزرگتر از خواجه رواش بسازد و تمام کالاهای بازرگانی کشورهای همسایه‌ای افغانستان در شمال و شمال شرق را از آن طریق وارد افغانستان کند. همچنان منابع آبی بغلان سرشار و بغلان یکی از ولایت‌های بزرگ تولید برنج، گندم و سایر غله‌هاست. اگر حکومت مرکزی و محلی به کشاورزان توجه کنند، تنها بغلان می‌تواند نیازمندی‌های مواد اولیه‌ء ولایات شمال و شمال شرق کشور را فراهم کند. ایجاد بندهای برق و تولید انرژی از اولویت‌های دیگر حکومت است که در بغلان باید روی‌دست بگیرد.

در این نوشته کوشش خواهم کرد به مسایل سه دههء اخیر بپردازم و سپس زدوبندهای داخلی بغلان را بررسی کنم و ضمن ارایه راهکار، نشان خواهم داد که سیاسیون کشور و به ویژه وکلای پارلمان تا چه اندازه در حق این ولایت جفا کرده‌اند. متأسفانه نمی‌شود بدون تذکر مسایل تاریخی، حال و آیندهء روشنی را ترسیم کرد. با نگاه گذرا به تاریخ پُرماجرای بغلان، مردم این ولایت از زمامداران و حکومت‌های مستبد محلی خاطرات تلخ دارند. سیدمنصور نادری و خانوار نادری طی سالیان حکومت ربانی بزرگترین جفا را در حق این مردم روا داشتند. ترویج فحشا، بی‌بندوباری و قلدری از شاخصه‌های اساسی حکومت محلی آن دوره است. عدم توجه به عمران و رفاه مردم و پخش کینه و نفرت در میان اقوام آجندای حکمرانی خانوار نادری را می‌ساختند. سیدمنصور نادری میان مردم اندراب تا می‌توانست تفرقه می‌افگند و با مردم نهرین و به ویژه عبدالحی خان همواره در ستیز بود. ریشه‌ء تمامی بدبختی‌های مردم هزاره در آن ولایت خانوار سید منصور نادریست. آنها با ظلم و بی‌عدالتی که (از آدرس هزاره‌های اسماعیلی درحالی که آنها خود هزاره نه بلکه سیداند) در حق سایر اقوام انجام دادند، کلمه‌ء هزاره را منفور و چهره‌ء ترک-مغول را در آن ولایت به تابو مبدل کردند. امروزه اکثریت هزاره‌های سنی بهای سنگین خیانت‌های خانوار سید منصور را می‌پردازند و نمی‌توانند تابوی هزاره بودگی شان را بشکنند. گذشته از خانوار سیدمنصور نادری که بدون شک در ترویج اختلافات قومی نقش عمده و بسزای داشتند، در زمان طالبان مردم بغلان مرکزی کمتر از آنها بر سایر اقوام ظلم و ستم نکردند.

لازم است از سلطهء مطلق قومی در زمان طالبان در این ولایت به شدت انتقاد کنیم. از فرماندهان کوچک طالبان تا فرماندهان بزرگ و صاحب اقتدار و کسانی‌ که ادارهء امور را در دست داشتند همه از یک تبار خاص یا از بغلان مرکزی و یا از مردم کیله‌گی بودند. در زمان حکومت‌داری سیزده‌سالهء کرزی تنها یک ولسوالی (بغلان مرکزی) بر سیزده ولسوالی دیگر حاکمیت مطلقه داشته است. نا انصافی است اگر مردم بغلان خیانت‌های دورهء کرزی را فراموش کنند. کرزی این فیگور تفرقه در افغانستان، می‌پنداشت که ۶۰ درصد نفوس بغلان از مردم پشتون است. درحالی‌که برای همه روشن است که آنها در یک ولسوالی منحصراند وبالاتر از ده درصد نفوس این ولایت را تشکیل نمی‌دهند. حکومت وحدت ملی همچنان با پیروی از سیاست قبیله طی سه سال گذشته زمام امور را به اشخاص و افرادی واگذار کرده که یا متعلق به قوم پشتون بوده‌اند یا تبانی نزدیکی با خیل و زی داشته‌اند. آنچه می‌خواهم بگویم هتک حرمت نسبت به قوم شریف پشتون پنداشته نشود بلکه واقعیت‌های عینی جامعه است که بدون کسر و کاست باید گفته شوند.

با این حال، حساب کار تنها دست خانوار سیدمنصور و مردم بغلان مرکزی نیست. اختلافات درون قومی در اندراب و خوست‌ها و نهرین‌ها همچنان مانند کابوسی بر سر راه ترقی و پیشرفت بغلان سایه افگنده است. اگر از انتصاب زمامداران بغلان از حکومت مرکزی شکایت می‌بریم، انتخاب مردم بغلان چگونه است؟ از مجموع وکلای بغلان تنها شکریه عیسی‌خیل فعال و زبان‌زد خاص‌وعام است. من جسارت و سخت‌کوشی این زن را می‌ستایم. لااقل برای قوم و قبیله‌اش برابر همه وکلای بغلان کار و زحمت می‌کند. کاش در میان وکلای پوشالی سایر اقوام یکی مانند شکریه عیسی‌خیل می‌داشتیم تا به مردمش در بغلان فکر می‌کرد. آقای محسنی درگیر بسته‌های شرابش در میدان هوایی کابل‌است. سیدمنصور نادری که یک عمر از خون مردم بغلان تغذیه کرد اکنون در کابل راحت ثروت می‌شمارد و دختر تاجیکستانی می‌رقصاند. داکتر صاحب مهدی کتابخانه درست کرده و پگاه‌تابیگاه مسایل تباری را دامن می‌زند و برای مردم هزاره خط‌ونشان می‌سازد. رامین مصروف تجارت و ناجیه ایماق دنبال شوهر است تا کار برای مردم. دلاور از نهرین فراری و در کابل در پی تدارک باند مافیایست تا از دشمنانش در نهرین انتقام بگیرد. کسی از عاشق‌الله خبر دارد؟ سروکله‌اش گاهی از دبی و گاهی از هند بیرون می‌زند.

با این همه اکنون بغلان در آتش جنگ می‌سوزد. در مناطق گذرگاه نور افرادی متعلق به شورای کویته زیر فرماندهی ملا سلام با توپ و تانک خانه‌های مردم را ویران می‌کنند. در دندشهاب‌الدین نیروهای امنیتی شکست خورده و نیروی کمکی هم اعزام نمی‌شود. در دو کیلومتری شهر پلخمری در منطقه‌ی زمان‌خیل طالبان پوسته‌های امنیتی را تصرف کرده و به آتش می‌کشند. پل‌وپلچک برای مردم نماندند و پایه‌های برق را تخریب کردند. اگر جنگ در بغلان مهار نشود به زودترین فرصت مانند کندز، مردم بغلان شاهد بی‌ناموسی و چورچپال گروه‌های تروریستی خواهند بود.

با آنچه گفته آمدم متأسفانه حتی تحصیل کرده‌ها و روشنفکران بغلان نیز برای این ولایت آجندا ندارند. گرچه آمار تحصیل کرده‌ها در این ولایت در هفده سال گذشته بالا رفته اما آمار بیکاری در نقطهء صفر است. امتیاز حکومت محلی را تبار خاص می‌برد و قربانی را سایر اقوام می‌پردازند. با این وجود ما همواره از حکومت التماس کمک می‌کنیم. حکومت‌ها وظیفهء تأمین امنیت مردم را دارند. مردم بغلان باید این وظیفهء حکومت را برایش گوشزد کنند نه التماس. ایستادگی مردم در برابر قدرت متمرکز مهم‌تر از آب و نان خوردن است. به انحصارگرائی در بغلان باید نقطه‌ء پایان گذاشته شود. سرنوشت بغلان به دست ماست. به باور من تا زمانی‌ که بسیج مردمی شکل نگیرد ما همچنان در ادارهء امور ناموفق خواهیم بود. اختلافات درونی اندراب‌ها کنار گذاشته شود، مردم خوست‌ها با مردم اندراب و خنجان و نهرین همسو در خنثی سازی توطئه‌های دشمنان ترقی و پیشرفت مردم سهم بگیرند. ما در بغلان اولویت‌های بیشتر داریم. نباید اجازه دهیم مسیر ترقی و توسعه و پیشرفت این ولایت از سوی مردم یک ولسوالی برای همیش سد شود. جاده‌های ما نا هموار اند. دسترسی بسیاری ولسوالی‌ها به مرکز لاامکان و از برنامه‌های توسعه‌ئی در این ولایت خبری نیست. به نظرم وقتش فرا رسیده که برای برادران پشتون خود بگوییم از انحصارگرائی دست بردارند، با تروریستان قطع رابطه کنند و در راه رفاه و توسعهء بغلان در کنار سایر اقوام سهم بگیرند الی روزی فرا خواهد رسید که سایر اقوام در برابر شما بایستند و راه گریز را بر شما قطع کنند. مسؤولیت چنین کاری نیز بدوش خود شما خواهد بود. وقتش فرا رسیده که سایر اقوام را در برابر ترور و تفنگ بیگانه بسیج کنیم و زمینهء گذار از سیاست حذف را خود فراهم کنیم. بسیج مردمی باید چنان متعهد باشد که بتواند از وکلای پوشالی فعلی و خانوار سید منصور نیز عبور کند. پس از بسیج مردمی، ما نباید از حکومت بخواهیم، در کیله‌گی پایگاه صنعتی بسازد، از حکومت ‌نخواهیم به بندهای آبی توجه کند، کشاورزی را گسترش دهد و معادن بغلان را معیاری و به نفع مردم افغانستان استخراج کند، بلکه حکومت را وادار کنیم که ضمن تأمین امنیت به موارد بالا توجه و کار عملی آنها را آغاز کند.

عبدالرحمان رحمانی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *




Mobile Porn Videos Xvideos Porn Deutsche Pornos Video Sex Tube Sex Free Porn Movies Xxx Porn Videos Xnxx Videos Deutsche Porno Tv Xxx Deutsche Tube
Www Com Seksi Sie hat einen Schwanz Skinny Teen Trap Sissy pornos fette frauen Videos Hervorragender Dreier der für uns fickt frau mit 3 brustn