beylikdüzü evden eve nakliyat sarıyer evden eve nakliyat ataköy evden eve nakliyat şişli evden eve nakliyat kadıköy evden eve nakliyat
  • انتشار: ۲۲ اسد ۱۳۹۶
  • ساعت: ۱۰:۲۸ ق.ظ
  • سرویس: تیتر 1
  • کدخبر: 6817
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=6817

آیا آینده‌ی سیاه‌تری در انتظار است؟

هرچند موظفیم نسبت به آینده با امید بنگریم، اما تا اکنون، با توجه به مسیری که در پیش گرفته‌ایم، دلیل موجهی برای امیدواری کم‌تر وجود دارد و به چند دلیل دیگر، نسبت به آینده‌ی این مردم و این خاک خوشبین نیستم.

هرچند موظفیم نسبت به آینده با امید بنگریم، اما تا اکنون، با توجه به مسیری که در پیش گرفته‌ایم، دلیل موجهی برای امیدواری کم‌تر وجود دارد و به چند دلیل دیگر، نسبت به آینده‌ی این مردم و این خاک خوشبین نیستم:

  1. بحران امنیتی افغانستان متأثر از بازی‌های پیچیده‌ی منطقه‌ای و بین‌المللی، هر روز پیچیده‌تر می‌گردد و در بسا مواردی، خارج از توان مدیریت و ظرفیت دولت نحیف و شرکت سهامی غول‌فاسدان برای کنترل اوضاع است. مواجهه‌ی منطقی با بازی‌های منطقه‌ای و قدرت‌های بین‌المللی، نیازمند اجماع ملی، اعتمادسازی و یک رویکرد فراتر از ظرفیت حلقات مافیایی و زدوبندهای قومی و قبیله‌ای است. در حالی‌که نه تنها حتا گام‌های اولیه برای حرکت به سمت چنین اجماع‌سازی ملی، اعتمادسازی و عبور از حلقات مافیایی مشاهده نمی‌شود، بلکه به اقرار مقامات درجه اول خود نظام، فساد نیروهای امنیتی و دفاعی ما را نیز بلعیده و امکانات و اسلحه‌ی دولت به طالب و داعش فروخته می‌شود.
  2. مافیای قدرت و ثروت و سبک مداری‌گرایانه‌ی سیاست‌ورزی که توسط کرزی بنیادگزاری شد، تا کنون تنها چهره تغییر داده و رتق و فتق امور مملکت در دستان حلقه‌ی خاص که برخی از سردمداران مافیای تریاک، غول‌های فساد و مافیای قدرت اند، متمرکز است.
  3. آنانی‌که امروز در قالب جریان‌های سیاسیِ موازی خود را به عنوان اپوزیسیون تعریف نموده‌ و برای انتخابات آینده‌ در حال کمپین‌اند و هر روز جمعی از مردم را مثلا به حضور می‌پذیرند، همگی مهره‌های مفسد و بقایای مافیای قدرت عصر کرزی هستند که برای آنان تنها جایگاه، ثروت و موقعیت شخصی‌شان در نظام مسأله و دغدغه است، و سرنوشت مردم مسأله‌ی بنیادی‌شان نیست.
  4. نه تنها اراده‌ای برای زدودن فساد از گلوگاه و حذف غول‌فاسدان مشاهده نمی‌شود، بلکه مهره‌های فاسد، بی‌سوادان و چاپلوسان هر روز جایگاه برتر می‌یابند. این روند را در عزل و نصب‌ها از ادارات داخلی گرفته تا سفرا و نمایندگان ما در خارج از کشور می‌توان به خوبی مشاهده نمود. وقتی یک دختر ۲۶ ساله (با پنج ماه سابقه‌ی کاری در یک شرکت) در یک رقابت مثلا آزاد برای پستی که سن ۳۰ سالگی برای آن شرط است، بر چندین نفر با مدرک دکتری و بیش از ده سال سابقه کاری پیشی می‌گیرد و وقتی کسانی‌که حتا املای درست نام خود را بلد نیستند و در پست‌های کلیدی و مهم در طول یکسال اخیر جا به جا می‌شوند، آخر سریال را می‌توان شفاف مشاهده نمود.
  5. عقل قبیله‌ای در سیاست مدام به بازتولید خویش می‌پردازد و کارگزاران، ساختارهای منجمد قبیله‌ای را بازسازی و ترمیم می‌کنند و زمینه‌ی استمرار ارزش‌های قبیله‌ای را فراهم می‌سازند.
  6. هنوز نه کارگزاران و نه مردم، به چشم یک انسان و یک شهروند به همدیگر نمی‌نگرند. قلب و ذهن همگان با ته‌نشینی از عصبیت قومی و قبیله‌ای، فضای انسانیت و نگاه انسانی به همدیگر را غبارآلود نموده است و برای دیدن دوردست‌ها بیش از حد عاجزیم.
  7. آمریکا کابوس ویتنام دوم را می‌بیند و ترامپ خواب‌های آشفته‌ای در ماه‌های گذشته دیده و در سردرگمی و حیرت به سر می‌برد.
  8. سلفی‌گری و تمایل به توحش دینی در میان نسل جدید (از مکاتب تا دانشگاه) در حال گسترش است و نه تنها هیچ درک لازم و برنامه‌ی مؤثری از سوی دولت در خنثا نمودن این سایه‌ی سیاهِ سلفیِ خزنده در نهادهای فرهنگی وجود ندارد، بلکه برعکس، هر روز بر حلقات ناراضیان خود می‌افزاید و در واقع تیشه به ریشه‌ی خود می‌کوبد.
  9. توان و ظرفیت اقتصادی مردم و نهادهای خصوصی فعال در عرصه‌ی اقتصاد هر روز رو به تحلیل و تضعیف شدن است و اگر تنها همین وضعیت اکنون دو سال دوام نماید، افول اقتصادی سراسری در راه است. ناماامنی، آنومی اجتماعی و هزاران چالش دیگر می‌تواند پیامد افول پایه‌های اقتصادی مردم و فعالان خصوصی عرصه‌ی اقتصادی باشد. بانک‌ها رو به تعطیل و کاهش شعبات خود هستند، برخی شرکت‌ها از نگرانی و فقدان ظرفیت و فساد گسترده، در حال انتقال سرمایه‌های خود به خارج از کشور هستند و مردم نیز هر روز فقیرتر می‌گردند.
  10. تهدیدهای تازه با ماهیت جدیدی در عرصه‌ی محیط زیست در راه است و بحران منابع حیاتی مانند آب که هنوز کسی کوچک‌ترین راه چاره برای آن نیندیشیده است، تا چند سال دیگر همین کابل را به جهنم مبدل خواهد ساخت و تهدیدات به پیمانه‌ی تهدید تروریسم در کمین نهفته است.
  11. مراکز علمی و نهادهای فرهنگی که پایگاه توسعه و نقطه‌ی خیز تحول یک جامعه به شمار می‌رود، توسط خود کارگزاران حکومتی در حال فرسایش است. مراکز علمی توسط خود حکومت به سمت تبدیل شدن به کارخانه‌هایی شبیه تولیدی ماکارونی به پیش می‌روند، با این تفاوت، که این مراکز به جای استفاده از آرد سمولینا و تولید ماکارونی، با استفاده از کاغذ گلاسه به تولید مدرک می‌پردازند. اگر یک دانشگاه سالانه فقط پنج هزار دالر صرف رشوت به کارگزاران وزارت تحصیلات عالی نماید، می‌تواند بدون یک نفر کدر علمی سالانه صدها مدرک لیسانس و ماستری صادر نماید، اما دانشگاهی که ملتزم به ارتقای سطح علمی و درک و شعور دانشجویان خود باشد و به رشوت پرداختن عادت نکرده باشد، با هزار تعلل و بهانه از سوی وزارت تحصیلات عالی مواجه است. در این دو سه سالی که طبق حکم رئیس جمهور صدور جواز تأسیس مؤسسه تحصیلات عالی متوقف بوده است، حداقل سی تا چهل مؤسسه تحصیلات عالی مجوز گرفته است. در یکی از این مؤسسات که در همین ایام ممنوعیت جواز گرفته و در غزنی به فعالیت آغاز نموده است، همین اکنون در حدود ۳۰۰ نفر محصل دارد که بر اساس اطلاعات دقیق، اکثرشان فقط تا صنف هفت و هشت درس خوانده اند و با جعل مدرک صنف ۱۲ و صنف ۱۴، به صورت غیرحضوری در این مؤسسه محصل به شمار می‌روند (هرچند تحصیل نمی‌کنند). محصلین این مؤسسه از راه دور و ولسوالی‌های دوردست غزنی فیس خود را به مرکز ارسال نموده و تنها موظف اند که در پایان سمستر برای امضای حاضری امتحان (نه برای امتحان) در مؤسسه حاضر شوند و اگر احیانا خود مشکل داشتند، یکی از اقارب خود را باید بفرستند تا به جای آنان حاضری امتحان را امضا نمایند. نتیجه آن‌که تا چند سال دیگر، لیسانسیه‌ها و صاحبان مدارک ماستری و شاید هم دکتری، به وفور در جامعه سرازیر خواهند شد که در عمل تنها تا صنف هفت و هشت مکتب درس خوانده‌اند و البته سوادی در حد صنف هفت و هشت هم ممکن است نداشته باشند.

در همین چند ماه گذشته، تنها در یک مرحله ۵۱ نفر از یک ولایت (برخی با لیسانس تقلبی) بدون طی پروسه‌ی قانونی و با حکم فوق‌العاده مقامات بلندرتبه‌ی کشور، برای تحصیل در مقطع ماستری در چین بورسیه شده اند که دست اندرکاران امور و کسانی‌که باید بر روند بورسیه‌ها نظارت داشته باشند، پس از یکماه متوجه قضیه می‌شوند و باید فقط سکوت کنند و انگشت بر دهان بگذارند!

زمانی به جای آیه‌ی یأس خواندن، می‌توان جوانه‌های امید را در دل این مردم کاشت، که برای حل چالش‌های فوق، اراده‌ی جدی و علایمی از تعهد به اصلاحات و التزام به لوازم تحول مشاهده شود.

نگارند: محمد شفق خواتی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *




Mobile Porn Videos Xvideos Porn Deutsche Pornos Video Sex Tube Sex Free Porn Movies Xxx Porn Videos Xnxx Videos Deutsche Porno Tv Xxx Deutsche Tube
Www Com Seksi Sie hat einen Schwanz Skinny Teen Trap Sissy pornos fette frauen Videos Hervorragender Dreier der für uns fickt frau mit 3 brustn