سلام برچی نیوز | یفتلی نباید دوام ناکامی‌های شهیم باشد
  • انتشار: ۵ ثور ۱۳۹۶
  • ساعت: ۱۱:۳۶ ق.ظ
  • سرویس: x تیتر دو
  • کدخبر: 2402
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=2402

یفتلی نباید دوام ناکامی‌های شهیم باشد

لوی‌درستیز جدید باید از ناکامی‌های سلف خود بیاموزد و همیشه فعال باشد. آقای قدم شاه شهیم یک فرمانده ناکام بود. او حتا توانایی‌های شیرمحمد کریمی را نداشت. شیرمحمد کریمی ظاهر پرهیبت داشت، زبان انگلیسی می‌فهمید و می‌توانست مثل یک فرمانده ژست بگیرد.

اما از سروصورت آقای قدم‌شاه شهیم ضعف و استیصال می‌بارید. او حتا یک بار هم به قرارگاه‌های اردوی ملی در ولایاتی که طالبان فعالیت بیشتر دارند، سفر نکرد. یک جمله عمیق و تاثیرگذار در طول دوران خدمت قدم شاه شهیم از زبان او شنیده نشد و ایشان فاقد تمام توانایی‌هایی بودند که یک رهبر نظامی باید داشته باشد.

جنرال شریف یفتلی باید ادامه ناکامی‌های سلفش نباشد. او باید جنگ را به معنای واقعی آن رهبری کند. از ایشان باید ابتکار نظامی ببینیم. ایشان باید اردوی ملی را به گونه‌ای جهت بدهد که این نیرو از حالت دفاعی محض بیرون شود. در حال حاضر اردوی ملی در حالت دفاعی محض قرار دارد. قرارگاه‌های اردوی ملی در ولایات مختلف منتظر هستند که دشمن‌شان به آنان حمله کند. قرارگاه‌ها به جای این که خود فعال باشند و به دشمنان‌شان حمله کنند، منتظر هستند که طالبان بیایند و به آنان آتش‌باری کنند.

نگارنده به هیچ وجه یک نظامی نیست، اما هرکسی که دوصفحه کتاب خوانده باشد می‌داند که نیروی نظامی هیچ دولتی در جنگ تمام‌عیار، در حالت دفاعی محض، به برتری تکتیکی و استراتژیک دست نمی‌یابند. نیروهای نظامی دولتی در حالت تعرضی می‌توانند به برتری تکتیکی و استراتژیک در جنگ دست یابند. هر نیرویی که حالت تعرضی داشت، قوت می‌گیرد و می‌تواند کل وضعیت جنگ را به سود خودش سمت‌وسو دهد.

استراتژی طالبان در حال حاضر، محاصره‌ی شهرها، قلا بند کردن قرارگاه‌های نظامی، تسلط بر شاهراه‌ها و حملات چریکی و تروریستی پر تلفات بر اهداف نظامی و دولتی است. گروه طالبان همان استراتژی «مرگ با هزار زخم» را که ارتش پاکستان برای شکست شوروی در افغانستان طراحی کرده بود، اجرا می‌کنند. پاکستان هم به آنان کمک می‌کند تا این استراتژی را تطبیق کنند.

پاسخ مناسب به این استراتژی، تغییر نقش ارتش از حالت دفاعی مطلق به حالت تعرضی است. حالت تعرضی ارتش سبب می‌شود که دشمنان سربازان ما در حالت دفاعی قرار گیرند و تطبیق استراتژی‌شان مختل شود. اگر ارتش افغانستان هم‌چنان در حالت دفاعی بماند، استراتژی دشمنان این ارتش که هدفش مرگ تدریجی نظام مشروع افغانستان است، تطبیق می‌شود.

لوی‌درستیز جدید باید خودش را با ادبیات جنگ بر ضد شورشگری، استراتژی گروه‌های چریکی و تروریستی و اهداف نظامی و استخباراتی قدرت‌های منطقه ای آشنا بسازد. لوی‌درستیز جدید باید خودش را شریک قابل اعتماد برای ناتو ثابت کند. در حال حاضر یگانه متحد افغانستان در جنگ با طالبان و دیگر گروه‌های تروریستی که حمایت منطقه‌ای دارند، ناتو است.

یک نکته دیگر را هم نباید فراموش کنیم که لوی درستیز جدید در صورتی می‌تواند خوش بدرخشد که به ایشان صلاحیت‌های لازم داده شود. حالا روال به گونه ای است که همه چیز را رییس‌جمهور کنترول می‌کند. رییس‌جمهور چنان محدودیت بر کار بلندپایه‌گان وزارت دفاع و ارتش وضع کرده است که آنان در حوزه مسوولیت خود، دست باز ندارند.

اگر لوی درستیز آینده دست باز نداشته باشد و نتواند که به موقع اقدام کند و به موقع به سفر برود و به موقع مثلا تدابیر ایمنی و برنامه‌های تعرضی یک قول اردو را تفتیش کند، کاری از دستش برنمی‌آید. رییس‌جمهور باید به کسانی که مسوولیت می‌دهد، اعتماد کند. اعتماد به مسوولان امنیتی یک اصل مهم است. تمام رییس‌های جمهور دنیا به رهبران نظامی کشورشان اعتماد دارند، مگر این که شکست‌های فاحش امنیتی اتفاق افتد و دیگر آن نظامیان صلاحیت اخلاقی و حرفه ای دوام کار را از دست بدهند. این طور نمی‌شود که رییس‌جمهور به عده‌ای از جنرال‌ها مسوولیت بدهد، اما هیچ صلاحیتی به آنان واگذار نکند. نه تنها که لوی درستیز باید دست باز داشته باشد، بلکه یک فرمانده قول اردو و فرمانده یک لوا هم باید دست باز داشته باشند و بتوانند در ساحه مسوولیت‌شان بدون این که از کسی مجوز بگیرند، عملیات راه‌اندازی کنند.

هشت صبح:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *