سلام برچی نیوز | گوسفندانی که در برابر گرگ ها ایستاده اند!
  • انتشار: ۱۳ حمل ۱۳۹۶
  • ساعت: ۱:۳۶ ب.ظ
  • سرویس: اجتماعی
  • کدخبر: 1697
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=1697

گوسفندانی که در برابر گرگ ها ایستاده اند!

«جان ساپکو» امریکا را به دلیل تزریق ده‌ها میلیارد دالر به اقتصاد افغانستان، نظارت ناقص بر امور قراردادها و همکاری با کارگزاران فاسد قدرت، مسؤول گسترش فساد در افغانستان دانسته است.

نشریه امریکایی «فارین پالیسی» در تعبیری توهین آمیز با اشاره به عدم کارآیی نیروهای امنیتی افغانستان و هزینه زیاد امریکا در این زمینه، نوشت که نیروهای امنیتی افغانستان در زمینه یادگیری شبیه گوسفند هستند.

بر اساس ادعای این نشریه، با وجود هزینه ۶۵ میلیارد دالری امریکا برای آموزش نیروهای افغان، آنها در مقابله با طالبان ناکام هستند.

این نشریه نوشت که آموزش به نیروهای افغانستان مانند «یاد دادن پرواز به گوسفندان» است.

این در حالی است که بر اساس گزارش‌های جان ساپکو؛ بازرس ویژه امریکا در امور بازسازی افغانستان، مقامات امریکایی نیز در فساد افغانستان دست دارند.

پیش از این نیز بارها مقامات ارشد افغانستان از دست داشتن غربی‌ها به ویژه امریکا در فساد افغانستان خبر داده بودند.

«جان ساپکو» امریکا را به دلیل تزریق ده‌ها میلیارد دالر به اقتصاد افغانستان، نظارت ناقص بر امور قراردادها و همکاری با کارگزاران فاسد قدرت، مسؤول گسترش فساد در افغانستان دانسته است.

اهانت به نیروهای امنیتی افغانستان از سوی هر مرجعی که صورت بگیرد، محکوم است؛ زیرا تنها نیرویی که صادقانه، فداکارانه و داوطلبانه در برابر تروریزم خون آشام بین المللی به نیابت از همه جهان ایستاده و از جان اعضای خود مایه گذاشته تا مانع از گسترش تروریزم به سراسر منطقه و جهان شود، نیروهای امنیتی افغانستان است؛ آنهم در شرایطی که این نیروها از سال ها پیش تاکنون مورد بی توجهی و بی اعتنایی غیر قابل توجیه و بی رحمانه همه کشورهایی قرار گرفته اند که مدعی مبارزه با تروریزم و حمایت از نیروهای امنیتی افغانستان هستند.

این نیروها که از نظر نشریه امریکایی فارین پالیسی/ سیاست خارجی، مانند گوسفند عمل می کند و در جنگ با تروریزم ناکام بوده اند، اگر با مقاومت جانانه و با دست های خالی شان، مانع از توسعه تروریزم نمی شدند و در برابر آن، ایثارگرانه سینه سپر نمی کردند، امروز گرگ های هار تروریزم، تا آنسوی مرزهای امریکا رخنه کرده بودند و خواب راحت را از نویسندگان متوهم و خیال پرداز فارین پالیسی هم ربوده بودند؛ دقیقا همان چیزی که در نتیجه حمایت غرب از تروریزم در سوریه و عراق رخ داد که در نتیجه آن، تروریست های دست پرورده غرب، خیابان های پاریس و لندن و برلین و فلوریدا و اورلاندو را به خاک و خون کشیدند.

از نویسندگان فارین پالیسی باید پرسید که آیا به راستی میلیاردها دالری که ادعا می شود امریکا برای تقویت و آموزش نیروهای امنیتی افغانستان، هزینه کرده است، واقعا صرف تقویت و آموزش این نیروها شده است؟ اگر پاسخ مثبت است، پس تانک های پیشرفته، موشک های دوربرد، نیروی هوایی مجهز و مقتدر و آموزش دیده، جنگنده ها و هلیکوپترهای فوق پیشرفته و مدرن، خلبان های ماهر و کارآزموده و هواپیماهای بی سرنشین شناسایی و تهاجمی نیروهای امنیتی افغانستان، کجا هستند؟

آیا نویسندگان فارین پالیسی واقعا نمی دانند که نیروهای امنیتی افغانستان، در برخی موارد حتی به غذای کافی هم دسترسی ندارند و به جای غذا، گیاه می خورند؛ اما لحظه ای برای دفاع از میهن، تفنگ شان را زمین نمی گذارند و عرصه را برای تروریست های خون آشام بین المللی خالی نمی کنند؟

آیا نویسندگان فارین پالیسی نمی دانند که نیروهای امنیتی افغانستان هنوز موشک دوربرد و سلاح های سنگین ندارند؛ ولی در عین حال در برابر یک دشمن مجهز به تسلیحات اتمی و گروه های تروریستی قویا مورد حمایت آن، جانانه سینه سپر کرده اند؟

آنکه در مبارزه با تروریزم در افغانستان، ناکام بوده است، امریکا است نه نیروهای امنیتی افغانستان؛ زیرا تنها نیرویی که به صورت واقعی با تروریزم می جنگد، علیرغم کارشکنی ها، خیانت ها، توطئه ها و از پشت خنجرزدن هایی که می شود، نیروهای امنیتی افغانستان است.

تحلیلگران فارین پالیسی چرا از خود نمی پرسند که امریکا با تروریزم در افغانستان چه کرده است؟ آیا زمانی که امریکا و هم پیمانانش، مسؤولیت تأمین امنیت را به نیروهای امنیتی افغانستان، منتقل کردند، تروریزم کاملا نابود شده بود؟ یا نیروهای امنیتی افغانستان، به صورت کامل و همه جانبه، مقتدر و مهیای پذیرش مسؤولیت مبارزه با تروریزم به نیابت از همه جهان شده بودند؟

از فساد بنیان براندازی که در هزینه های به اصطلاح میلیاردی امریکا برای نیروهای امنیتی افغانستان، رخ می دهد، چرا سخنی گفته نمی شود؟ همان فساد که جان ساپکو؛ سربازرس امریکا برای بازسازی افغانستان، بارها به آن اشاره کرده است.

آیا غیر از این است که در این قصه گرگ و گوسفند، سهم گوسفندها را گرگ ها خورده اند؟!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *