• انتشار: ۲۸ حوت ۱۳۹۶
  • ساعت: ۳:۰۶ ب.ظ
  • سرویس: x تیتر دو
  • کدخبر: 14543
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=14543

گفتمان جنبش روشنایی

جنبش روشنایی ادبیات سیاسی را تغییر داد، با زبان فاخر ادبیات انسانی و حقوق بشری را مطرح کرده است، تبعیض سیستماتیک را با تمام جلوهایش، تبعیض نژادی، تبعیض جنسیت و تبعیض مذهبی را نفی کرده و باعث بر عقب ماندگی سیاسی و فرهنگی می داند.

جنبش روشنایی ادبیات سیاسی را تغییر داد، با زبان فاخر ادبیات انسانی و حقوق بشری را مطرح کرده است، تبعیض سیستماتیک را با تمام جلوهایش، تبعیض نژادی، تبعیض جنسیت و تبعیض مذهبی را نفی کرده و باعث بر عقب ماندگی سیاسی و فرهنگی می داند.

تبعیض هایی که در نظام دموکراتیک و معیار های انسانی و اصول حقوق بشری مذموم است، زیرا که ما انسان به دنیا گام گذاشته و می گذاریم، تغییر رنگ، و نژاد، یا جنسیت و اختلاف زبان و عقائد باعث بر امتیاز آدمیان بر یک دیگر نیست وامتیاز انسان، به دانش، خرد ورزی و فرهنگ انسانی و اخلاقی است.

دو دیگر، اگر به مطالبات و خواسته ها و فراخوان ها و سخنرانی های اعضای برجسته و شاخص جنبش روشنایی، با دیدهٔ ژرف نگاه کنیم، می بینیم که جنبش روشنایی باب گفتمان عدالت اجتماعی را بر مبنا و دیدگاه انسانی و حقوق بشر ی را مطرح ساخته است، تا دیدگاه قومی و نژادی . جنبش روی اصل ها و ارزش های انسانی مثل عدالت اجمتماعی، انصاف، رواداری، زدودن تبعیض و انکشاف متوازن تأکید ورزیده ا ست. عدالت اجتماعی که نیلسون ماندیلا آن را در آفریقای جنوبی مطرح ساخت، و تا پیروزی روی آن اصرار ورزید. اما جنبش روشنایی گفتمان نه تنها عدالت اجتماعی را در مناسبات سیاسی، حقوقی، فرهنگی و اجتماعی مورد ارزیابی قرارداه ؛ بلکه در مناسبات اقتصادی بیشتر توجه مبذول داشته است. توزیع غیر عادلانه ثروت ملی و تبعیض سیستماتیک را نفی می کند، به این معنا که ریشه های نابرابر توزیع منابع ثروت ملی و نا برابری خدمات اجتماعی، نه تنها کتلهٔ بزرگ انسان هزاره را محروم کرده است؛ بلکه به پایه های اقتصاد ملی خیارت های های جبران نا پذیری را تا حال وارد کرده است. زیرا که زمامداران ستمگر افغانستان تا هنوز با دید بر تری خواهی به انسان هزاره و اقوام غیر افغان، نگاه کرده اند و نیت انسانی نسبت به دیگران نداشته اند. استعدادهای انسانی این خطهٔ را نگذاشته اند، شکوفا شود. این رویکرد تبعیض آمیز زمامداران افغانستان، در تدوین و تبیین سیاست ها ب اجتماعی و دعملکرد آنان خود را برجسته و روشن نشان می دهد، مصداق بارز آن، انحراف مسیر خط توتاب از بامیان به سالنگ و محروم کردن هزاارستان از آببندها بود.

احمد بهزاد، وکیل محبوب در پارلمان افغانستان و داکتر محمد تقی امینی، در سخنرانی های خود در بریزبین که به مناسبت بیست و سومین سالگرد شهادت مزاری بزرگ و یارانش بر گزار شده بود با تفصیل صحبت کردند. بهزاد می گوید: ما می خواهیم در عرصهٔ خدمات اجتماعی، تبعیض سیستماتیک وجود نداشته باشد. انسان هزاره نباید از انکشاف متوازن محروم شود. پس در واقع جنبش روشنایی سیاست های اجتماعی رژیم را نقد می کند و برای توزیع عادلانه ثروت ملی، سیاست اجتماعی عادلانه و سالم و نگاه انسانی زمامداران سیاسی را لازم می داند که متأسفانه زمامداران افغان تا هنوز نداشته اند. پس طلایه داران جنبش روشنایی در واقع با مطرح کردن خط توتاب می خواهند، بگویند که تغییر بنیادی در نحوه نگاه و دید زمامداران افغانستان و سیاست های ظالمانه نظام سیاسی کشور باید ایجاد شود.

بنابراین، جای پرسش اینجاست که مفهوم سیاست های اجتماعی چیست؟ غرض از سیاست های اجتماعی بالا بردن سطح رفاه و زندگی شهر وندان است. بر این اساس، سیاست های اجتماعی را در حوزهٔ علوم اجتماعی، حداقل می توان گفت به سه مفهوم به کار رفته است: یکم- پالیسی اجتماعی به مثابهٔ تولید و بازدهی Social Policy as output, است. به این معنا که سیاست های اجتماعی برای رسیدن به اهداف و سیاست های خدمات اجتماعی، در واقع سازماندهی و تأثیر گزاری آن ترتیب اثر داده می شود. دوم سیاست اجتماعی به مثابه نظم و دیسپلین، در حوزهٔ مطالعات و تحقیقات علمی مورد توجه است. سوم سیاست اجتماعی، به عنوان یک پروسهٔ عملی و اجرایی برای رفاه و خدمات اجتماعی است.

آنچه گفته آمدیم، به طور اجمال فهم از سیاست های اجتماعی بود. در افغانستان، سیاست های اجتماعی، طوری تدوین و تبیین می شود، که رفاه عامه در نظر گرفته نمی شود، بلکه رفاه اقلیت نژادی متعلق به زمامدار از همه امتیازات، چه در عمل و چه در تحقیقات سیاست اجتماعی مورد توجه بوده است. جنبش روشنایی، انگشت انتقاد روی سیاست گزاری های رژیم کنونی گذاشته است. سیاست های اجتماعی رژیم را نا متعادل، ظالمانه و تبعیض آمیز می بیند و به ویژه نسبت به انسان هزاره. برای این که مردم جهان را از این وضعیت نا مطلوب حاکم‌ بر جامعه و سیاست های اجتماعی تبعیض آمیز نظام کنونی که عنوان وحدت ملی را با خود یدک می کشد، آگاه سازد و به دنیا اعلام کند، یکی از رویش های رساندن این پیام را رفتن در خیابان های شهر کابل، با گل می دانست. اما پاسخ گل را تروریسم سازمان یافته با گلوله داد و ۸۶ تن از اعضای برجستهٔ جنبش روشنایی در خاک و خون خفتند و ۴۰۰ نفر دیگر مجروح و معلول شدند. جنبش روشنایی در عرصهٔ سیاست گزاری های اجتماعی، نه تنها باب گفتمان نقد و مبارزهٔ نرم و مسالمت آمیز را در عرصهٔ ملی گشوده است؛ بلکه می خواهد این گفتمان را جهانی سازد. آقای بهزاد در سخنرانی شب گذشته خود در ملبورن خطاب به جوانان و مردم بیدار ملبورن گفت: «ما می خواهیم که هویت هزارگی را جهانی سازیم» تا انسان هزاره نه تنها در ساختار قدرت سیاسی نقش سمبولیک، و اضافی نداشته باشد» بلکه در تصمیم گیری ها و سیاست گزاری های اقتصادی، ملی و جهانی سهیم باشد. این مسؤولیت، به عهده همهٔ ما و شما است.

اما رژیم می خواهد این باب گفتمان را در زمینه سیاست گرزاری های اجتماعی، افتصادی و فرهنگی بسته شود. برای این کار، در دربار از سالیاد شهادت مزاری، تجلیل کرده و عده ای را دعوت می کند و اشک تمساح برای رهبر انسان هزاره می ریزند. در این که چرا رژیم دست به این عمل می زند؟ پاسخ روشن است، که می خواهد برای جهان چنین اعلام کند، در افغانستان تبعیضی و جود ندارد، در واقع می خواهد، کارکردهای جنبش روشنایی را سبوتاژ کند.

نگارنده: حسن رضایی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *