سلام برچی نیوز | گذار از پدر به دولت/ اسد بودا
  • انتشار: ۹ حوت ۱۳۹۵
  • ساعت: ۱:۵۳ ب.ظ
  • سرویس: x تیتر دو
  • کدخبر: 1317
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=1317

گذار از پدر به دولت/ اسد بودا

ساختار جنگِ قدرت در سراسر افغانستان و در بین مردم هزاره به‌طور خاص، معطوف به دولت‌سازی و خلقِ نهادهای مدیریتی فراتر از خویشاوندی نیست، توسعه و بازتولید نسبتِ پدر- پسر است.

ساختار جنگِ قدرت در سراسر افغانستان و در بین مردم هزاره به‌طور خاص، معطوف به دولت‌سازی و خلقِ نهادهای مدیریتی فراتر از خویشاوندی نیست، توسعه و بازتولید نسبتِ پدر- پسر است. درگیری فعالان سیاسی و قشر جوان هزاره بر سر این نیست که امکان‌های دولت‌سازی کدام‌اند، درونی‌سازی منازعات سیاسی در درون خانه و نوستالوژیِ پدرِ آرمانی است که شر بلیاتِ ارضی و سماوی را از آن‌ها دور کند. بازار پدرشدن رونق دارد و مسابقه برای پدرشدن هر روز ابعاد تازه‌تر پیدا می‌کند. هرکسی به نحوی کوشش می‌کند از راه تقرب به روحِ پدر خود را حافظ و ناصر مردم تلقی کرده و قرن‌ها خواستِ دولتی و سیاسی را به درگیری محلی و درون‌قومی و حد اکثر خواستِ دولتی در دهه‌ و برهه‌ی مشخص، ترجمه کنند. چاپِ تصویرهای کلان مزاری به هدف رسیدن به مقام پدری هزاره‌ها را به قدرت نمی‌رساند، درگیر جنگِ درونی و از نظر سیاسی منزوی‌تر می‌کند. طرح مشکل مردمی و عمومی در ساختارسیاسی پدر و پسر و در عینِ حال توقع مسئولیت‌پذیری دولت در برابر آن‌ها خطاست و چنین ساختارسیاسی‌ای با مردمی‌شدنِ قدرت و حق شهروندی تضاد بنیادی دارد. تناقضِ عجیبی است که مزاری، یکی از پدرکش‌ترین کاراکترهای عصراخیر افغانستان، به پدرِ ازلی مردم هزاره بدل شده است و نگرشِ معطوف به دولت‌ او را همه از یاد برده‌اند!

نگاه سیاسی «پدر- پسر» اما گرهی از کار فروبسته‌ی مردم هزاره نمی‌گشاید. در فرمول «مردم‌ـ‌دولت» است، که سخن‌گفتن از عدالت و برابری و توسعه‌ی متوازن معنا پیدا می‌کند. عدالت، نسبت خویشاوندی نیست، مواجهه‌یِ فرد با نظام اخلاقی کلان و همه شمولی است که گنجایش تکثر را داشته باشد و حقِ هر انسانی، قطع نظر از پیوندهای خویشاوندی و نسبت پدر و پسر، به رسمیت شناخته شود و مجموعه‌های مختلف ساکن در یک قلمروِ سیاسی، مورد احترام قرار گیرد. ما در عصر دولت‌ها زندگی می‌کنیم، د رعصری که دولت‌ها جایگزین پدران شده‌اند. برنشاندن پدر در مقام بالاتر و مقدس‌تر از دولت نشان خامی و کودکی است و در چنین عصر کارایی ندارد. نظام پدری‌ـ‌پسری، مرحله‌‌ی از زندگی و یک واقعیت تاریخی است، اما‌گذار از پدر به دولت و در مجموع، وداع با ساز و کارسیاسی بازتولید پدر، فرقی نمی‌کند این پدر مزاری و مسعود و دوستم باشد، یا ملاعمر و ظاهرشاه، آغاز طرح اخلاقِ همگانی است و پرسش از توزیع منابع کمیاب بر مبنای حق فردی و نه قومی و گله‌ای را ممکن می‌سازد، در غیر این صورت خلاء قدرتِ مرکزی، جنگ قومی و درگیری‌های داخلی تا خردترین سطوح اجتماعی، همچنان ادامه خواهد داشت.

اسد بودا

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *