سلام برچی نیوز | کُدشکنی فاجعه‌ی افشار/ تبارشناسی یک فاجعه
  • انتشار: ۲۱ دلو ۱۳۹۵
  • ساعت: ۱۰:۵۴ ق.ظ
  • سرویس: x تیتر یک
  • کدخبر: 998
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=998

کُدشکنی فاجعه‌ی افشار/ تبارشناسی یک فاجعه

اگر افشار را در بیست و چهار ساعت قبل از وقوع از پشت دروازه های بسته و به شدت محافظت شده خانه رحیم پنجشیری معروف به رحیم غلام بچه در کارته پروان تا مقر علوم اجتماعی پایگاه رهبری حزب وحدت در دامنه کوه افشار به کنکاش بیگیریم آسان تر به عمق فاجعه و طول هلوکاست و عرض جینو سایت افشار در تاریخ معاصر افغانستان می‌رسیم !

نیچه : در میان جانوران، درنده‌ترینِ آنها را، انسان یافتم!

من رضا مِه‌سا، آدمِ متعلق به‌سه‌سال پسا از فاجعه‌ی افشار هستم ! آنچه در این دو دهه و اندی از تراژیدی افشار به خوردم داده شده است روایت مغرض و معوج از به مسلخ کشیده‌شدن ساکنان افشار اعم از قرلباش و سید و هزاره به نقل از شخص شهید مزاری در یکی از سخنرانی هایش در بستر منطقه‌ی به نام افشار است لذاست که بیشتر روایت دیکته‌ای وفاشیستی نه میدانی و تحقیقی که مبتنی برتحلیل استراتیژیک در مورد افشار باشد وجود دارد.

اگر افشار را در بیست و چهار ساعت قبل از وقوع از پشت دروازه های بسته و به شدت محافظت شده خانه رحیم پنجشیری معروف به رحیم غلام بچه در کارته پروان تا مقر علوم اجتماعی پایگاه رهبری حزب وحدت در دامنه کوه افشار به کنکاش بیگیریم آسان تر به عمق فاجعه و طول هلوکاست و عرض جینو سایت افشار در تاریخ معاصر افغانستان می‌رسیم !

کالبد شکافی تحقیقی تراژیدی افشار نشان میدهد که آنچه بر مردم بی‌گناه و بی دفاع افشار رفت منطقِ مسلط بر فضای جنگی بین دولت اسلامی وقت به ریاست شهید برهان الدین ربانی به مدیریت نظامی شهید احمد شاه مسعود و مهندسی استخباراتی مرحوم مار شال فهیم و در چتر فتوایی استاد سیاف در سایه سمپاتی دیپلماسی ایزوله‌ای حرکت اسلامی مرحوم انوری ـ هادی، علیه فراکسیون حزب وحدت اسلامی ـ حزب اسلامی از آدرس اپوزیسیون نظامی ـ سیاسی دولت وقت راه اندازی شد و در سحرگاه ۲۲ دلو سال ۱۳۷۱ هجری شمسی ظرف ۲۴ ساعت ۷۰۰ تن کشته و مفقود و هزاران تن آواره و ده‌ها مورد تجاوز جنسی به ارمغان گذاشت.

جنگ روی تصرف افشار، بیشتر جنبه تثبیت هژمومی دولتی بر قلمرو پایتخت حکومت و استیلای سیاسی بر مخالفان دولت داشت تا مسئله جینوسایت قومی و حذف قوم خاص از نقشه جغرافیای افشار، خلق تراژیدی افشار بیشتر ماهیتِ امتیازخواهانه و استیلاگرایانه‌ی طرفین درگیر درامیتازات دولتی داشت تا کناکنش‌های بنیادی و تاریخی.

حالا نگارنده این سطور براساس مستندات تاریخی صوتی و چاپی و تصویری که از افشار در دسترس است که در خطوط آتی با خوانندگان شریک خواهم ساخت ماهیت خلقِ فاجعه افشار را بیشتر یک موضوع جنگیِ محض حالا با گشت‌آور حق یا باطل که توجیه‌گر هرکشتار در طول تاریخ بشر است می دانم! تا یک حذف سیستماتیک ِ یک قوم خاص، لذاست که جنگ و خشنونتِ مسلط بر قاعده جنگ را عامل رخداد المناک انسان‌کشی و غارتگری در افشار باید قلمداد کرد.

به این دلایل :

افشار ژئو پلتیک مهم برای دولت وقت (شورای نظار ـ جمعیت ـ اتحاد) و مخالفان (حزب وحدت اسلامی ـ حزب اسلامی) برای وصل و فصل تنها حامی استراتیژیک شهید مسعود و رقیب سرسخت شهید مزاری و گلبدین حکمتیار استاد سیاف بود، عبور کانال ارتباطی از گردنه باغ بالا به چهارراهی قمبر وقرغه و پغمان به مثابه شاهرگ حیاتی برای کنترول بهترغرب کابل برای دولت استاد ربانی به شمار می رفت و کنترول بر این مناطق جزو عمق راهبردی وزارت دفاع دولت به رهبری شهید مسعود و تصرف استحکامات کلیدی چون انستیتوت علوم اجتماعی، اکادمی څارندوی، پولیتخنیک و مرکز تعلیمی و وزارت امنیت دولتی در برنامه گنجانده شده بود.

افشار با داشتن استحکامات مهم و کلیدی چون پلی تخنیک کابل و مؤسسهْ علوم اجتماعی، که توسط رهبری حزب وحدت پس از ورود به شهر کابل به عنوان پایگاه فرماندهی تنها جریان قوی مخالف دولت در درون پایتخت انتخاب شد، و با داشتن موقعیت استراتیژیکِ دیده بانی بر خطوط ارتباطی مرکز، مثل کافر کوه که تاجایی سپر حفاظتی تمام قلمرو حزب وحدت به شمار می رفت برای این حزب نیز خیلی مهم و سرنوشت ساز بود.

حالا طبیعی است که توان جنگی یک دولت که با همسایه‌ها و سازمان ملل و اتحادیه اروپا و استخبارات منطقه رابطه دارد به مدیریت درشت ترین مهره عقیدتی اخوانیستی شهید ربانی و معماری نظامی مشهورترین چریک دنیا احمد شاه مسعود و پشتوانه‌ی سلفی گری استاد سیاف با سمپاتیِ فراکسیون از احزاب شیعی ـ هزارگی و به کار بستن دیپلماسی دسته چک و خرید قمندانان کلیدی حزب وحدت در اطراف افشار و استفاده از دیپلماسی نفود دردرون حزب وحدت ، که خود شهید مزاری در یکی از سخنرانی‌هایش بر این نکنته مهر تایید می گذارد و می‌گوید مسعود در حوزه نظامی در افشار موفق نبود ولی خریدن چند مزدور این امکان را برایش فراهم کرد تا افشار سقوط کند . . . بر تنها اطاق جنگ شهید مزاری که حمایت روی کاغذی حزب اسلامی را با خود داشت و در بد ترین ژئوپلیتک محاصره شده غرب کابل استقامت گرفته بود و در از دست دان کانال های حمایت های پیدا و پنهان خارجی بد آورده بود، سبقت گرفته و چربیده و براساس اصل مسلط در فضای جنگی که «در جنگ حلوا پخش نمیکنند» صدها تن درجن‌درجن قتل عام شد و دولت وقت بر عمق استراتیژیک خویش درغرب کابل رسید و مقدمه برچیدن کامل تنها مخالف رقیب جدی خویش را از غرب کابل رقم زد.

این تمام صورت مسئله فاجعه افشار در حوزه تحلیل منطق جنگ و فضای خشونت دور از حب و بغض سیاسی و قومی است که در قانون نانوشته به تعبیر شهید مزاری از قول آقای بلیغ خطاب به مرحوم انوری فتح المبین بود.

ولی در نخستین ساعات پس از وقوع فاجعه، شهید ربانی به نمایندگی از دولت و کنسرسیوم نظامی ـ سیاسی همسو با دولتش، قتل عام افشار را گناه بزرگ و اشتباه کبیر می خواند که به دست قوای مسلح این دولت اتفاق افتاده است.

شهید مزاری به عنوان یک طرف پاسخگوی قضیه در یک سخنرانی ده دقیقه ای مشهورِ خودش، حادثه افشار را فاجعه تاریخیِ مردمش خوانده و به نسل های بعدی مردمش، مرحوم انوری را به عنوان ایزوله گر دیپلماسی دسته چک با شخصی به نام سلطانی معرفی می‌کند که در بدل دو صد میلیون افغانی از جیب دولت ربانی ـ مسعود، چهار قمندان و چند خرده قمندان حزب وحدت را اغفال و خریداری می کند و مقدمات سقوط افشار را می چیند و در یک سخنرانی دیگر خبر از گرفتاری این چهار قمندان میدهد که حکم اعدام را بر آنها از جمله کربلایى درمحمد برادر نور اکبرى نماینده ى مردم دایکندى در ولسى جرگه و جنرال صداقت جاری ساخته است. شهید مزاری در این سخنرانی سید محمد هادی هادی را در بدل گرفتن پنج غُند نظامی از مسعود، همکار فعال در قضیه افشار معرفی می کند.

شهید مزاری، در ادامه سخنرانی اش از جاوید و آیت الله محسنی و شهید کاظمی به عنوان چهره های نژاد گرا یاد می کند ولی هیچ تلنگری با چاشنی دخیل بودن در قضیه افشار را بر این ها نمی زند .

استاد سیاف در گفتگوی با بی بی سی جهانی به زبان انگلیسی نقش سازنده اش را در فاجعه افشار کاملا رد می کند و می گوید باور کنید که حتی یک نفر توسط افراد من و به دست من در افشار کشته نشده است.

مرحوم انوری در سال های پسین، دوبار از مرحوم مارشال فهیم، استاد محقق، استاد خلیلی، استاد اکبری خواهان مناظره روی وضاحت در قضیه افشار گردید تا اینکه جعبه سیاه تراژیدی افشار را با خود به خاک برد.

ولی در اسناد یا فهرستی که به وسیلۀ یک سازمان بین المللی (پروژۀ عدالت برای افغانستان) ارائه داده شده است عاملین اصلی رخداد افشار را بیشتر قومندانان شورای نظار و جمعیت اسلامی و اتحاد اسلامی تشکیل میدهد که قرار ذیل است:

فرماندهــــان جمیعت اسلامی و شورای نظار که در عملیات تهاجمی بر افشار سهم عمده داشتند، از این‌قرار اند:

ـ احمد شاه مسعود فرمانده عمومی (و منسوبان قرارگاه او)

ـ ملا محمد قسیم فهیم، رئیس ادارۀ استخبارات حکومت اسلامی، مسئول کشف که در برنامه ریزی عملیات و جریان آن نقش عمده را بعهده داشت.

ـ داکترعبدالله فرمانده لوا و رییس دفتر وزیر دفاع

ـ انور دنگر فرمانده “جهادی” فرقۀ شکردره

ـ ملا عزت فرمانده فرقۀ “جهادی” پغمان

ـ محمد اسحاق پنجشیری فرمانده لوای “جهادی”

ـ حاجی بهلول پنجشیری فرمانده لوا

ـ بابه جلندر پیجشیری فرمانده لوا

ـ خنجر احمد پنجشیری فرمانده غند

ـ مشتاق لعلی فرمانده

ـ بازمحمد احمدی فرمانده فرقۀ قرغه

ـ بسم الله خان محمدی فرمانده ریزرفهای تهاجمی و میدان هوایی بگرام

ـ محمد صالح ریگستانی رئیس اپراسیون شورای نظار و وزارت دفاع

همچنان در این عملیات محمد یونس قانونی، داکتر عبدالرحمان، داکتر عبدالله عبدالله، بابه جان، حاجی الماس و گل حیدر و شمار دیگر نیز سهم ویژه را ایفا نموده اند.

فرماندهــــان تنظم اتحاد اسلامی که در عملیات تهاجمی بر افشار نقش عمده ایفا نموده اند اینها اند:

ـ عبدالرب رسول سیاف رهبر اتحاد اسلامی، سوق و ادارۀ قطعات عملیاتی خود را به عهده داشت.

ـ احمدشاه احمدزی وزیر داخله

ـ حاجی شیر علم فرمانده فرقۀ پغمان

ـ زلمی توفان فرمانده لوای که در کمپنی پغمان موقعیت داشت

ـ جگړن نعیم فرمانده لوا

ـ فرمانده ملا تاج محمد که در برنامه ریزی و اجرای عملیات سهم داشت

ـ فرمانده عبدالله شاه با قطعه مربوطه اش

ـ فرمانده خنجر با قطعۀ مربوطه اش، که روز دوم به جبهۀ جنگ در افشارسوق گردید

ـ عبدالمنان دیوانه فرمانده غند، با قطعه اش روز دوم به عملیات سوق گردید

ـ امان الله کوچی فرمانده غند با قطعه اش روز دوم به عملیات سوق گردید

ـ شیرین فرمانده غند با قطعه اش روز دوم به عملیات سوق گردید

ـ ملا کچکول با قطعه اش روز دوم به عملیات سوق گردید.

اینکه درست سه سال پس از واقعه افشار ضرب آهنگ تهمت زنی میلودی دیگری ساز می کند و کار فرهنگی با لبل تئوری (برچسپ زنی) سر از نفاق در بین جامعه شیعی بیرون می کند یک نوع انحراف تاریخی برای سر پوش کردن این فاجعه وتسویه حساب در سایه کربلای ۲۳ سنبله است.

حالا دولت وقت مسبب اصلی فاجعه است، شهید احمد شاه مسعود، استاد سیاف، شهید مزاری به عنوان طرف های درگیر و فراکسیون های حرکت و وحدت به عنوان ایزوله‌گر این فاجعه منطقا و عقلا و عرفا و شرعا متهم شناخته می شود.

و این اصلی است که در تمام جنگ ها تسری دارد و داده می شود اگر قرار است یخن برای احقاق عدالت گرفته شود ازهمه بایستی گرفته شود و الا تحقق عدالت تا بیست و چهارهزار سال دیگر قصه مفت است.

افشار با عکس سلفی و عاشقی بر مزار شهدا و ترانه و دنبوره و پیشپو و مخته همچنان افشار باقی خواهد ماند و این یک نیرنگِ فریبنده برای سرپوش کردن بزرگترین فاجعه‌ی کشتار، در تاریخ معاصر افغانستان است.

رضا مهسا

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *