• انتشار: ۲۰ حوت ۱۳۹۶
  • ساعت: ۱۱:۱۳ ق.ظ
  • سرویس: تیتر 1
  • کدخبر: 13909
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=13909

کلاف سردرگم روند صلح در افغانستان!

این منطقی نیست که امریکا در جنگ افغانستان، با طالبان، طرف باشد؛ اما در صلح، اعلام بی طرفی کند؛ این در حالی است که صلحی هم اگر قرار است صورت بگیرد، باید بر پایه واقعیت های میدان جنگ و میان طرف های نبرد، منعقد شود.

کای آیده؛ نماینده سابق سازمان ملل در افغانستان، تأکید طالبان بر مذاکره مستقیم با امریکا را منطقی دانست؛ زیرا به باور او، استراتژی نظامی این کشور در واشنگتن تدوین شده و حتی دولت افغانستان نیز بر اثر مداخله امریکا تشکیل شده است.

کای آیده با اشاره به پیشنهاد صلح دولت افغانستان به طالبان در نشریه «پرایو» نوشت تاکنون  موضع طالبان ثابت بوده است. این گروه بر مذاکره با امریکا پیش از گفتگو با افغان‌ها تأکید کرده است؛ زیرا دولت افغانستان را نامشروع می‌داند و حاضر به «گفتگوهای مستقیم» با آنها نیست.

آقای آیده تأکید کرد که منطق گفتگو با امریکا واضح است، طالبان حضور امریکا و ناتو را اشغال خارجی می‌داند و هدف آنها نیز همواره پایان دادن به حضور نیروهای خارجی بوده است؛ بنابراین چنانچه امریکا برای گفتگو درباره این خواسته اساسی طالبان حاضر نباشد هرگونه بحث درباره مسائل کم‌اهمیت‌تر بی‌معنی خواهد بود.

وی تأکید کرد که ورود به روند صلح مستلزم احتیاط بسیار، صبر و انعطاف‌پذیری است.

کارشناسان نیز می گویند که این موضع گیری نماینده سابق سازمان ملل در امور افغانستان تا حدود زیادی، واقع بینانه به نظر می رسد؛ زیرا به باور آنها این منطقی نیست که امریکا در جنگ افغانستان، با طالبان، طرف باشد؛ اما در صلح، اعلام بی طرفی کند؛ این در حالی است که صلحی هم اگر قرار است صورت بگیرد، باید بر پایه واقعیت های میدان جنگ و میان طرف های نبرد، منعقد شود.

امریکا باید به شرایط طالبان در این زمینه، گوش فرادهد و در برابر آن، شرایط خود را مطرح کند.

کابل در گذشته هم نشان داده که بدون اراده و خواست امریکا نه می تواند با طالبان بجنگد و نه با آن گروه، صلح کند. نمونه بارز آن، رویدادهای امنیتی ۱۷ سال اخیر است.

از نظر کارشناسان مسایل نظامی، امریکا در طول این سال ها همواره از نوعی سیاست دوگانه در مقابل طالبان و پاکستان، استفاده می کرد.

واشنگتن می دانست که رهبران طالبان در کجا هستند، اعضای آن گروه، در کدام کشور، پرورش می یابند، آموزش می بینند و تجهیز می شوند و چگونه به منظور ایجاد رعب و وحشت و خشونت و ناامنی و جنگ به سمت افغانستان، گسیل می شوند. علیرغم این درک دقیق اما پاکستان تا همین چند هفته قبل، عضو ائتلاف نظامی به رهبری امریکا علیه به اصطلاح تروریزم در افغانستان بود و سالانه صدها میلیون دالر از این مجرا عاید اسلام آباد می شد.

با این وجود، کابل اجازه و قدرت نداشت که با طالبان و پاکستان، فراتر از آنچه امریکا می خواست، برخوردی سختگیرانه انجام دهد.

افزون بر این، علیرغم میل و اجازه و حتی اطلاع و هماهنگی کابل، امریکا و متحدانش در منطقه، دفتر سیاسی طالبان را در دوحه افتتاح کردند و پرچم «امارت اسلامی» را در حالی که هیچگونه رسمیتی در جهان و جامعه بین المللی نداشت، بر فراز آن برافراشتند.

با این حساب، طرف های صلح باید مشخص شوند. طالبان و دولت افغانستان، تنها بازیگران عرصه جنگ نیستند؛ بنابراین، نمی توانند تنها طرف های مذاکرات صلح نیز باشند.

امریکا باید در این روند سهم بگیرد و مشخص کند که به خواسته محوری طالبان یعنی پایان «اشغال» و خروج نظامیان خود از افغانستان، چه پاسخی می دهد.

به عقیده آگاهان، تا زمانی که جنگ میان امریکا و طالبان و همچنین تنش میان امریکا و پاکستان، حل و فصل نشده، نمی توان به ایجاد صلح در افغانستان امیدوار بود و همان گونه که آقای آیده هم تصریح کرده، هر تلاش دیگری جز این، بیهوده و محکوم به شکست خواهد بود.

حتی اگر دولت افغانستان به عنوان مالک بلامنازع روند صلح، نقش آفرینی می کند، باید از این صلاحیت برخوردار باشد که حضور یا خروج نیروهای خارجی به رهبری امریکا را به عنوان بخشی از موضوع گفتگو، در نظر بگیرد و در این خصوص، بر پایه خواسته مردم افغانستان، ملاحظات طالبان و منافع و اولویت های ملی کشور، تصمیم گیری کند.

در غیر آن، صلحی که صرفا روی کاغذ به دست بیاید و دوطرف را ملتزم به تعهداتی عملی و مشخص نکند، لزوما به پایان جنگ، منجر نخواهد شد و تنش های سیاسی و قومی را کاهش نخواهد داد؛ درست مانند اتفاقی که در روند سازش با گلبدین حکمتیار افتاد که در عمل، نه به خلع سلاح هزاران شبه نظامی وفادار به حزب اسلامی، منتهی گشت و نه شکاف ها و تنش های سیاسی و قومی را کاهش داد.

آوا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *