• انتشار: ۲۶ حمل ۱۳۹۷
  • ساعت: ۸:۰۸ ق.ظ
  • سرویس: x تیتر دو
  • کدخبر: 16050
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=16050

کدام مسیر امن تر است؟ سالنگ یا بامیان؟

برای ساخت هر پایه برق وارداتی ۱۰۰هزار دلار هزینه میشود اما برای تخریبش توسط بردران ناراضی و مخالفان سیاسی غنی، کرزی و گلبیدین چند دقیقه ضرورت دارد.

برای ساخت هر پایه برق وارداتی ۱۰۰هزار دلار هزینه میشود اما برای تخریبش توسط بردران ناراضی و مخالفان سیاسی غنی، کرزی و گلبیدین چند دقیقه ضرورت دارد.

اشرف غنی با تعصب دیرینه و پدر ذاتی شان که در مقابل پیشرفت مردم هزاره داشت مانع تطبیق پروژه برق ۵۰۰ کیلووات یا تاپ از مسیر بامیان شد. غنی و گذشتگان این جناب همیشه مانع ترقی و پشرفت مردم هزاره و مناطق هزارستان شده و این سیاست شان تا کنون ادامه دارد. اما این مانع و کارهایی تعصب آمیز اینان بلکه مانع پیشرفت جامعه هزاره نه بلکه جامعه هزاره را بشتر وادار میکند که از هر طریق ممکن خود را به نحوی با سلاح علم دانش مجهز کند. هزاره ها در طول تاریخ زیر ظلم مردمان پشتون قرار گرفته و زمینها و تمام ملکیت این مردم به زور از نزدیک این مردم گرفته شده و اینان را مجبور کرده است که در مغاره ها و در کوه پایه ها زندگی بر گزیند. اما هزاره مردمانی بودند که در این کوه پایه ها زندگی سخت طاقت فرسا را به زندگی عادی تبدیل کردند و باز هم این دشمنان هزاره آرام ننشستند. و درتلاش این بر آمدند که این مردمان را از این مکان ها هم فراری دهد. هزارها در طول تاریخ و بعد از قدرت گرفتن پشتونها در افغانستان از زمان احمدشا ابدالی تا کنون با هزاران موانع و شکنجه و بدرفتاری و تعصب رهبران پشتون قرار گرفته است. و توجه درجه اول حاکمان  پشتونتبار سرکوپ مردم هزاره و غصب زمینهایی مردمان هزارستان بوده است.

مردمان هزاره خصوصیتی دارد در هرجا و در هر حالتی اگر قرار گیرد هیچگاه زیر بار زورگویی و ظلم نمیرود و سرکشی و نپذیرفتن حاکمان زور گو سبب شده که حاکمان زور گو هیچ نوع شکنجه و بدرفتاری را در مقابل این مردم کم بگذارد. از حکومت دوست محمد، عبدالرحمان، شاشجاع، ظاهرشاه، نادرشاه، ملا عمر، کرزی، غنی تا کنون این مردم تلاش کرده که مردم هزاره را سرکوپ کند و حقوق اولیه و اساسی این مردم را برایش اهدا نکند. رهبران پشتون با شیره مالیدن بر دهان چند تا رهبران عاشق جاه، مال، و منال همیشه در مقابل هزاره بغاوت و عصیان کرده است. نمونه بارز این حق تلفی و عصیان ندادن حقوق اولیه و اساسی مردم هزاره است. در طول ۱۴ سال حکومت کرزی کمترین توجه به مردم هزاره و مناطق هزارستان صورت گرفته است. بعد از کرزی با آمدن این تکنوکرات غرب زده و دروغگو اشرف غنی باز هم مردم هزارستان فریب شعارهایی میان تهی این دروغگو را خورده و تعدادی از روشنفکران هزاره با هلهله و هیاهو به کمپاین این شخص پیوسته و مانیفیست ها و بروشورهایی کمپاین این دروغگو را مهیا کردند. و برای کمپاین و کامیابی این دروغگو گلو پاره کردند و بصورت یگدیگر که تا دیروز بهترین دوست بودند تاختند و تف انداختند.

اشرف غنی در همان اول به نیت شومش رسیده بود که همانا تفرقه در میان هزاره ها بود. در میان مردمان ترک یک ضرب اللمثل معروف است که میگوید:”جز خود ترک مردم ترکتبار دیگر دوست واقعی ترکها در جهان ندارد” این ضرب المثل به حال مردمان هزاره هم صدق میکند. مردم هزاره باید بداند؛” جز خود هزاره و هزاره تبار دیگر دوست و غمخوار واقعی دیگری در جهان ندارد” هزاره ها باید به جای تفرقه و از هم پاشیدگی برای یکجا شدن تلاش کند تا زمانی که ما یکجا نباشیم نمیتوانیم در مقابل این دشمنان قسم خورده و کدورت جو و متعفن مقابله کنیم. تنها را نجات ما در مقابل دشمنان هزاره همبستگی و هم زیستگی و برادری ماست. تنها سلاح شکست دشمنان مان همانا اتفاق و وحدت و یک پارچه گی ماست.

بزرگترین خیانت  اشرف غنی و بی حرمتی این تکنوکرات دروغگو به مردمان هزاره این بود که مردمان هزاره ها را از حق طبیعی و واقعی و اساسی و اولیه شان محروم کرد. غنی تلاش میکند تا در حد شعار مردم هزاره را فریب بدهد. غنی هیچگاه خواستار بازساسی بنیادی مناطق مردمان  هزاره نیست. تلاش غنی این است که با چه شیوه و راهکردی بتواند مردمان هزاره را از حقوق اساسی و اولیه شان محروم کند. غنی و افکار اطرافیان غنی بر این استوار است که مردمان هزاره را همیشه محروم از حقوق اولیه و اساسی شان قرار بدهد. در پروژه تاپ با برق ۵۰۰ کیلوات همه متخصصان و شرکت ملی برق کشور بر این توافق بود که را امنتر و راه بهتر مسیر بامیان است. غنی با شیره مالیدن بر سر چندتا اشخاص هزاره تبار نه تنها به حقوق اولیه مردم هزاره بی احترامی کرد. بلکه باعث تفرقه در میان مردم هزاره شد. همه میدانند که مطمئن ترین را برای انتقال برق وارداتی ترکمنستان از مسیر بامیان است هم هزینه کمتر میخواهد هم را مطمئن تر است. و مردمان کشور هر روز شاهد این نخواهد بود که  مخالفان سیاسی  برادران  ناراضی و  تروریست  اشرف غنی، کرزی و گلبیدین هر روز به بهانه های مختلف به ملکیت عامه کشور ضرر برساند. برای ساختن هر پایه برق ۱۰۰ هزار دالر هزینه میشود با این وجود اگر در هر هفته و یا کمی بشتر بگویم لاقل در هر ماه این تروریستان یک پایه برق را منهدم میکند در این صورت در هر سال بیش از یک میلیون دو صد هزار دلار به بودجه دولت ضرر میرساند.

اگر این پروژه تاب دوباره از مسیر سالنگ تطبیق شود این ضرر دوبرابر حتا به سه برابر تقابل خواهد کرد. که نه تنها مردم کشور از برق دوامدار مستفید نمیشود بلکه ما هر روز شاهد بی برقی بشتر در سطح کشور خواهیم بود. اگر این برق از طریق بامیان انتقال داده شود هم برای حکومت کنونی یک دست آورد است هم زمینه هایی سرمایه گذاری در بخش معادن مناطق مرکزی یا هزارستان مهیا میشود. نه تنها مردمان مرکزی صاحب کار میشود بلکه هزاران انسان جنوب، شمال، غرب از هر گوشه یی افغانستان در صورت فعالیت و استخراج این معادن بکار گماشته خواهد شد و هم دولت از پول که از استخراج این معادن بدست میاورد قسمتی بزرگ از هزینه هایی دولت را و کسری بودجه را جبران میکند و در چنین حالت ما مجبور نیستیم که به کمک هایی با منت و پر مشقت خارجی چشم بدوزیم. اگر دولت میخواهد افغانستان از وابستگی به کشورهایی همسایه یی دور نزدیک نجات پیداکند. باید یک طرح جامع و ملی را براساس مفاد همه شهروندان و اقوام کشور طرح ریزی کرده و پروژه هایی بزرگی زیربنایی را در همه ساحات و قلمرو کشور تطبیق کند. اگر نظر حکومت حاکم بر افغانستان بجایی توازن در طرح پروژه هایی بزرگ ملی به نظرات قبیله یی و تباری و منافع قسمتی از مردمان کشور اکتفا صورت گیرد. افغانستان همانند گذشته از بدبختی فلاکت نجات نخواهد یافت بلکه این امر سبب خواهد شد که افغانستان بشتر بشتر به سوی تجزیه برده شود. که این کار همان مفکوره شوم کشورهایی همسایه است که سالهایی سال برای تحقق این آرمان تلاش نموده است.

از حکومت کنونی افغانستان و حکومت بعدی خواستار اینم بجایی منافع قبیله یی، سمتی، مذهبی، زبانی، قومی، به منافع ملی توجه مبذول بدارد. تنها را نجات و پشرفت افغانستان توجه حکومت به همه شهروندان این قلمرو است. در صورت نادیده گرفتن حقوق یکی از اقوام ساکن این سرزمین نه تنها که این حکومت دوام خوبی نخواهد کرد بلکه آهنگ رشد کشور کند شده و افغانستان به باطلاق خانه جنگی، و جنگ هایی قومی، قبیله یی تبدیل خواهد شد. تلاش حکومت هایی افغانستان بر این باشد که توازن سهم اقوام را در حکومت شان مد نظر گرفته و از تفرقه قومی دوری جوید. تفرقه قومی افغانستان را به پرتگاه بدبختی سوق میدهد که ترمیم اینکار خیلی آسان نخواهد بود. پیش از اینکه فرصتها یکی پس از دیگری محو شود دولت کنونی جسارت بخرج دهد و در اتفاق و همبستگی مردم بدور از شعارات پوپولیستی بصورت حقیقی بخواست همه اقوام کشور گوش فرا داده و از تجزیه و یکبار دیگر رفتن کشور به دهه هایی مرگبارو هرج مرج جلوی گیری کند. رفتن اینبار به باطلاق بدبختی دیگر ترمیمی و مرهمی نخواهد بود که جلو تجزیه کشور را بگیرد. پس هر چه دیر نشده حاکمان قبیله یی باید دست از تعصبات فاشیستی بر داشته و به حقوق همه اقوام احترام گذاشته و در توزیع ثروت ملی حقوق همه اقوام را در نظر گیرد.

نگارنده: فداحسین نجفی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *