• انتشار: ۸ حمل ۱۳۹۷
  • ساعت: ۱۰:۱۹ ق.ظ
  • سرویس: تیتر 1
  • کدخبر: 14802
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=14802

کدام راه به صلح می رود!

فساد در نهادهای امنیتی و ابهام در سیاست رسمی حکومت در این مورد سبب شده است که هیچ فشار محسوسی که بتواند طالبان را از ادامه‌ی نبرد ناامید کند، پدید نیاید. از این رو، با وصف آن‌که سیاست خارجی فعال برای جلب حمایت کشورهای منطقه از روند صلح حکومت ستودنی است، اما کافی نیست.

مذاکره با طالبان، خواسته‌ ای است که در طی یک‌ونیم دهه از سوی مقامات حکومتی مطرح شده است. از بدو سقوط طالبان و شکل‌گیری اولین دولت منتخب تا کنون راه‌های بسیاری برای واداشتن طالبان به گفت‌وگو و دست کشیدن این گروه از جنگ پیموده شده، اما تمامی این تلاش‌ها به هیچ نتیجه‌یی منجر نشده است. طالبان علی‌رغم رویکرد مداراجویانه‌ی مقامات کابل لحظه‌یی دست از جنگ نکشیده‌اند. این گروه به صورت پیوسته به غیرنظامیان و مأموران امنیتی و دولتی حمله کرده‌اند. آخرین گزارش یوناما از سال گذشته نشان می‌دهد که بیش از ده‌هزار تن در جریان این سال کشته و زخمی شده‌اند. خون‌ریزی‌ بی‌پایان طالبان سبب شده است که رییس‌جمهور غنی لااقل دوباره در جریان دو سال گذشته زبان به تهدید طالبان بگشاید. این جمله‌ی او که «صلح را در میدان جنگ جست‌وجو می‌کنیم» به موجی از خوش‌بینی در مورد تغییر رویکرد دولت در برابر طالبان دامن زد. با این حال، پس از آن رییس‌جمهور غنی طرح گفت‌وگوی بی‌ پیش‌شرط را با طالبان پیش کشید و در مصاحبه‌یی نیز تأکید کرد که آخرین هدف‌اش صلح با طالبان است.
دیروز در نشست تاشکند نیز رییس‌جمهور غنی خواست‌ها و طرح‌های پیشین‌اش را دوباره مورد تأکید قرار داد. او به اهمیت ثبات و توسعه‌ی اقتصادی در منطقه اشاره کرد و باری دیگر از طالبان خواست که به گفت‌وگوی صلح با حکومت تن در دهند. فدریکا موگرینی طرح حکومت برای مصالحه با طالبان را «فرصت طلایی» عنوان کرد و دولت ازبکستان نیز اعلان کرد که این کشور آماده‌ی میزبانی هرنوع گفت‌وگوی صلح میان حکومت افغانستان و طالبان است. حکومت تاکنون به خوبی توانسته است که حمایت‌های بین‌المللی را برای طرح صلح خود با طالبان به دست آورد، اما آن‌چه که تاهنوز پاسخی نیافته، این پرسش است که آیا این تلاش‌ها نتیجه‌ی امیدبخشی به دنبال دارد؟ به بیان دیگر آیا طالبان در وضعیتی که بسیاری از کشورهای منطقه و حامیان جهانی افغانستان این گروه را به مصالحه تشویق می‌کنند، پاسخ مثبتی به این خواست‌ها خواهد داد؟
جنگ هفده‌ ساله‌ی طالبان با نیروهای ناتو و دولت افغانستان هزاران قربانی به همراه داشته است. به صورت میان‌گین سالانه ۵هزار شهروند غیر نظامی در نتیجه‌ی نبردها میان دو طرف و عمدتاً از سوی طالبان هدف قرار می‌گیرند و جان می‌بازند. بخش وسیعی از قلمرو کشور غرق در ناامنی است. این وضعیت نتایج ویران‌گری خاصه برای حکومت داشته است. برای نمونه می‌توان به چالش انتخابات پیش روی پارلمانی اشاره کرد. بزرگ‌ترین چالش در برابر این انتخابات، تأمین امنیت حوزه‌های رأی‌دهی است. در سال گذشته یک‌هزار مکتب در سراسر کشور به دلیل تهدید طالبان بسته شدند. هزاران کودک از آموزش بازماندند. ادامه‌ی این وضعیت برای گروهی که اقبال خود را در ضعف دولت مرکزی می‌جوید، امیدبخش است.
تاکنون دولت و حامیان بین‌المللی‌اش صرفاً با ارائه‌ی پاداش به طالبان سعی کرده‌اند که این گروه را وادار به مذاکره کنند. تلاش برای تحت فشار گذاشتن پاکستان در این مورد یک استثنا به حساب می‌آید. فراتر از آن اما رویکرد دولت همواره مداراجویانه و دل‌سوزانه بوده است. افزون بر آن، دولت نتوانسته است که پایه‌هایش را مستحکم سازد. فساد در نهادهای امنیتی و ابهام در سیاست رسمی حکومت در این مورد سبب شده است که هیچ فشار محسوسی که بتواند طالبان را از ادامه‌ی نبرد ناامید کند، پدید نیاید. از این رو، با وصف آن‌که سیاست خارجی فعال برای جلب حمایت کشورهای منطقه از روند صلح حکومت ستودنی است، اما کافی نیست. حکومت باید روشن کند که با یک گروه برانداز و تروریستی در حال نبرد است یا آن‌گونه که رییس‌جمهور غنی گفت، با یک گروه مخالف سیاسی دولت؟ به نظر می‌رسد افزون بر آن‌که حکومت سعی می‌کند از طریق ابتکار عمل در سیاست خارجی طالبان را تشویق به مذاکره کند، در عمل باید بنیادهای حکومت را مستحکم سازد و اعتماد شهروندان جلب کند. اعتماد مردم تا زمانی تکیه‌گاه حکومت نخواهد شد که حکومت دست از مبهم‌گویی و تناقض در مواجهه با طالبان بردارد و تمامی امکان‌هایش را برای سرکوب طالبان و مجازات آن‌ها به کار نبندد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *