سلام برچی نیوز | کاپیتولاسیون چیست؟
  • انتشار: ۱۸ میزان ۱۳۹۶
  • ساعت: ۱۰:۳۲ ق.ظ
  • سرویس: توره های فیس بوکی
  • کدخبر: 8607
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=8607

کاپیتولاسیون چیست؟

کشور های استعمارگر و قدرتمند از یک چنین حقی پیوسته سوی استفاده کرده اند و خواست های استعماری خود را بر کشور های ضعیف تحمیل کرده اند. به همین دلیل کاپیتولاسیون اکنون معنی منفی و اشغالگرانه دارد. سوی استفاده از چنین حقوقی به زمانه های دور برمیگردد، به مهاجرت و مهاجرین یونانی به سواحل مصر و تحمیل خواست های خود بر مصری ها.

کاپیتولاسیون Capitulation (به فرانسوی) از واژه ی لاتین Capitulat می آید. یک معنی آن شرط گذاشتن است و توسعاً به معنی ” قضاوت کنسولی” هم به کار برده میشود. در حقوق بین الملل، به نوعی از مواققتنامه گفته میشود، که کشوری اجازه می یابد در کشور دوم، از قوانین قضایی خود برای اتباع خود استفاده کند. اتباعی که به خاطر اجرای کار یا ماموریتی در کشور دوم زنده میکنند. در معنای مثبت آن ” حق برون مرزی” است. کشور ها، در معنای مثبت و ضرور این واژه، به اتباع کشور های دیگر در سرزمین و محدوده ی مرز های خود حق میدهند که در مواردی آنها را از رسیده گی جرایم یا تخطی احتمالی در محاکم داخلی خود معاف نمایند. هم اکنون نماینده گان سیاسی دولت ها در سرزمین های غیر خودی و در کل در دستگاه سازمان ملل متحد از این حق استفاده میکنند.

کشور های استعمارگر و قدرتمند از یک چنین حقی پیوسته سوی استفاده کرده اند و خواست های استعماری خود را بر کشور های ضعیف تحمیل کرده اند. به همین دلیل کاپیتولاسیون اکنون معنی منفی و اشغالگرانه دارد. سوی استفاده از چنین حقوقی به زمانه های دور برمیگردد، به مهاجرت و مهاجرین یونانی به سواحل مصر و تحمیل خواست های خود بر مصری ها.

مورخین اورپایی به این باور اند که در سال ۱۴۵۳م، درست بعد از فتح قسطنطنیه، بیگانگان بر دولت عثمانی شرایطی وضع کردند که نمونه ای بارز کاپیتولاسیون بود. رومی ها هم از چنین امتیازی در متصرفات امپراتوری روم استفاده میکردند.

در سال ۱۵۳۵ م فرانسوی ها معاهده ی با پادشاه عثمانی (سلیمان پادشا) امضا کردند که مطابق آن خارجیان به ویژه فرانسوی ها در قلمرو دولت عثمانی در محاکم فرانسوی، که هر از گاه به منظور رسیده گی به مسایل خارجی ها تشکیل میشد رجعت داده میشدند. ماجرای کاپیتولاسیون به عهد صفوی و قاجار نیز برمیگردد. بعد از شکست ایران از روسیه و امضای پیمان “ترکمان چای” (۱۸۲۸) روسیه کاپیتولاسیون خود را بر ایران تحمیل کرد. مطابق فصول هفت و هشت این کاپیتولاسیون ” تمام امور متنازع فیه و مرافعاتی که بین اتباع روس و ایران به وقوع می پیوست موافق قوانین دولت روسیه، زیر نظر سفیر یا نماینده کنسولی روسیه در ایران حل و فصل میگردید.” ( افشین بهار، کاپیتولاسیون)

آیت الله خمینی در انقلاب ایران در مخالفت به کاپیتولاسیون امریکا بر ایران وارد میدان شد از شاه خواست کاپیتولاسیون را ملغا کند. و هم او گفت: اگر یک خادم امریکایی، اگر یک آشپز امریکایی، یک مرجع تقلید شما را وسط بازار ترور کند، دادگاه های ایران حق مداخله ندارند. اگر ماشین شاه ایران یک سگ امریکایی را زیر بگیرد بازخواست میشود.

باتوجه به این نوع موافقتنامه ها و اشاره کوتاه بر تاریخ کاپیتولاسیون و سرگذشت آن از یونان تا روم، تا دولت عثمانی و صفویه و قاجار و شاه ایران، پیمان امنیتی کابل – واشنگتن را کاپیتولاسیون خواندم و در مجلس نماینده گان به آن رای مخالف دادم و هنوز هم با این پیمان مخالف هستم. این پیمان را اشغالگرانه میدانم و اهانتی به مردم افغانستان.

زمانیکه نیرو های امریکایی در ولسوالی پنجوایی قندهار شماری از هموطنان غیر نظامی ما را بی گناه به قتل رساندند و به چند تن تجاوز جنسی کردند من عزم خود را برای مبارزه با این پیمان جزم کردم. من عضوی هییت رسیده گی به این ماجرا بودم اما نتایج بررسی ما که برای مجلس نماینده گان و حکومت گزارش شد نتیجه ای نداد. جنایت کاران امریکایی بدون کوچکترین باز پرس به کشور شان تحویل داده شدند. در ارزگان یک محفل عروسی را به خاک و خون کشاندند، کسی از آنها سوال نکرد. نیرو های امریکایی و ناتو بیمارستانی را در کندز بمباران کردند اما کسی نتوانست آنها را به دادگاه فرابخواند.

مضافی بر جایگاهی حقوقی این گونه مباحث در حقوق بین الملل و حقوق بشر، این کاپیتولاسیون ( پیمان امنیتی کابل – واشنگتن) آشکارا با ” قاعده ی نفی سبیل” ، که یک قاعده ی فقهی روشن اسلامی است منافات و مخالفت دارد. خداوند می فرماید ” ولن تجعل الله للکافرین علی المونین سبیلا” خداوند هرگز برای کافران راه ( تسلطی) بر زیان مومنان قرار نداده است و سلطه ی آنان را جایز نه شمرده است. از این آیه آشکارا استباط میشود که وضع قوانین به نفع کفار و ضرر مسلمین، از آن رو که با عزت و حیات مسلمانان منافات دارد و به استقلال عمل مسلمین آسیب می رساند حرام است. کافران حق ندارند علیه مومنان جعل سبیل کنند.

فقه ها، با توجه به پویایی فقه سیاسی اسلام و گسترش مناسبات بین المللی و جهانی شدن و خطرات مداخله به دلیل جهانی شدن، حد اقل بیش از بیست تا سی مصداق روشن مطرح کرده اند، که به خطر انداختن شان و حیات و عزت مسلمین در آن محدوده ها پذیرفتنی نیست و در نهایت هر نوع عملی و قرار دادی و پیمانی که موجب سلطه و تسلط اجانب بر امور سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و نظامی مسلمانان گردد نا روا است و برخلاف حکم قرآن کریم است. فقها این موضوع را تحت عنوان ” قاعده ی نفی سبیل” برسی میکنند و آیات و روایاتی بسیاری هم دلیل می آورند.

پیمان امنیتی کابل – واشگتن به صورت انکار نا پذیری در عرصه های مختلف توانایی تصمیم گیری را برای مردم ما نفی کرده است. بر هیچ آدم منصفی پوشیده نیست که، مسایل کلان مملکت در ید اقتدار و صلاحیت بیگانگان است. همه ی امور مهم را آنها مدیریت میکنند. سیاست خارجی و داخلی ما را خارجی ها دیکته میکنند. حتی این خارجی ها هستند که تعیین میکنند چی کسی متصدی چه کاری باشد. این یعنی کاپیتولاسیون، یعنی اشغالگری، یعنی عدول از قاعده ی نفی سبیل.

 

لطیف پدرام

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *