سلام برچی نیوز | چشم انداز روابط اتحادیه اروپا و آمریکا در دوره ترامپ
  • انتشار: ۲۳ جوزا ۱۳۹۶
  • ساعت: ۳:۰۹ ب.ظ
  • سرویس: دسته‌بندی نشده
  • کدخبر: 4714
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=4714

چشم انداز روابط اتحادیه اروپا و آمریکا در دوره ترامپ

با در نظر داشتن سابقه همکاری و اتحاد میان اروپا و آمریکا، نمی توان انتظار داشت که روابط میان این دو به سادگی از هم بگسلد اما سیاست های غیر قابل پیش بینی و مبهم ترامپ موجب خواهد شد که روابط دارای تنش و چالش برانگیزی را میان دو طرف در این دوران شاهد باشیم.

طی سالیان متمادی روابط میان اروپا و آمریکا، روابطی محکم و کمتر دارای تنش بوده است. خصوصا پس از جنگ جهانی دوم و پذیرش چتر امنیتی آمریکا بر سر اروپا این روابط به وابستگی نزدیکتر شده است. اما پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایالات متحده وضع تا حدودی مبهم شده است. انتخاب دونالد ترامپ به عنوان رییس جمهور آمریکا با مواضع خاصی که در دوران تبلیغاتش از خود بروز می داد هرگز خوشایند مقامات کشورهای اروپایی و اتحادیه اروپا نبوده است, اما در نهایت نتیجه انتخابات در آمریکا مشخص کرد که این رهبران با چالش تازه ای این بار از سوی متحد خود مواجه خواهند بود. اظهار نظر ترامپ در مورد برگزیت و جدایی بریتانیا از اتحادیه اروپا که عنوان کرد: مردم بریتانیا تصمیم گرفتند کشورشان را دوباره پس بگیرند، به خوبی مواضع ضد اروپایی وی را نشان می داد.  در پاسخ به این مواضع, مرکل، صدر اعظم آلمان، آمریکا را شریک غیر قابل اعتماد اروپا معرفی کرد. چنین اظهاراتی از سوی دو طرف، به خوبی بر آینده مبهم و دشوار روابط فی مابین، صحه می گذارد. از طرفی روابط مستحکم پیشین مانع از آن می شود که این دو یار قدیمی را در کسوت دشمن بنگریم و همکاری های دو طرفه را ملغی اعلام کنیم. از این رو در این مجال مواردی که در معادلات میان دو طرف موجب همکاری و همگرایی یا واگرایی خواهد بود به اختصار بیان می گردد.

موارد همکاری جویانه:

۱- مبارزه با تروریسم: در حال حاضر بزرگترین مشکل جهان، تروریسم و افراطی گری و نیز را ه های مبارزه با آن می باشد. این مسئله خصوصا پس از مورد حمله قرار گرفتن شهرهای مهمی چون، پاریس، لندن و … در اروپا بسیار برای غرب حایز اهمیت شده است. اتحاد و همگرایی اروپا با آمریکا در حل این معضل و شرکت جستن در ائتلاف جهانی علیه تروریسم به سرکردگی آمریکا، از جمله موارد اشتراک در سیاست های فعلی دو طرف می باشد که موجب نزدیکی آن ها خواهد بود.

۲- مبادلات تجاری- اقتصادی: اروپا و آمریکا طی دهه های طولانی مبادلات اقتصادی خوبی با هم داشته و بزرگترین شرکای تجاری هم به شمار می روند. در این میان سهم برخی کشورها از جمله آلمان در صادرات به آمریکا بسیار پررنگ و حایز اهمیت است. به ریاست جمهوری رسیدن ترامپ که مسلک تاجر پیشگی دارد هرچند که با شعارهایی نظیر آمریکا برای آمریکاییان و نیز اظهاراتی برای پرداخت بدهی های کشورهای اروپایی همراه بود, اما نمی تواند به این معنی باشد که این شرکای تجاری را از دست بدهد. بنابراین پیش بینی می شود که مبادلات اقتصادی میان دو طرف همچنان به عنوان عامل همکاری جویانه میان این دو خواهد بود.

۳- همکاری در سازمان ناتو: این سازمان از لحاظ امنیتی برای اروپا بسیار حایز اهمیت است. از طرف دیگر مسیر حمایت از کشورهای اروپایی در برابر خطرات احتمالی روسیه و دیگر خطرات از این مسیر برای ایالات متحده می گذرد. از این رو ناتو نقش مهم و مثبتی در روابط اروپایی – آمریکایی بازی می کند. در این میان ترامپ در نشست اخیر بروکسل، پیرو شعارهای انتخاباتیش، در مورد پرداخت بدهی و افزایش سهم مالی کشورهای اروپایی در ناتو سخن به میان آورد, چرا که او و تیمش معتقدند هزینه امنیت اروپا را نباید آمریکا بر دوش بکشد. با این حال زمینه های همکاری امنیتی در این سازمان به نظر نمی رسد که از بین برود و همچنان مجالی برای همگرایی بیشتر اروپا و آمریکا طبق تضمین های امنیتی پیشین این سازمان خواهد بود.

عوامل تنش و واگرایی

۱- اروپا و هویت خواهی مستقل از آمریکا: کشورهای اروپایی که زمانی مرکز دنیا به شمار می آمدند عملا پس از جنگ جهانی دوم خصوصا از لحاظ اقتصادی و امنیتی به شدت به ایالات متحده وابسته شدند. ایده تشکیل اتحادیه اروپا عملا در راستای افزایش قدرت اروپا و استقلال آن از آمریکا به اجرا درآمد. فکر تشکیل اتحادیه، با یک سیاست خارجی واحد و پول مشترک، اتحاد هرچه بیشتر اروپایی ها را به نمایش می گذاشت. در این میان سعی در اثر گذاری در سیاست های مختلف جهانی و ایفای نقش بیشتر در صورت عدم حضور آمریکا نشان دهنده این تمایل برای تفکیک هویتی خود از ایالات متحده به شمار می رود. نمونه آن اثر گذاری اتحادیه در مسئله هسته ای ایران از آغاز تا کنون بوده است. از طرفی حمایت ترامپ از جدایی بریتانیا از اتحادیه اروپا مواضع ضد اتحاد اروپایی وی را به خوبی نشان داد. از این رو می توان این مورد را یکی از موارد چالش برانگیز بین این دو دانست.

۲- مسئله محیط زیست: در حالی که معاهده اقلیمی پاریس از جانب اروپایی ها دارای اهمیت فراوان است و در دوران اوباما با تلاش های وی یکی از موارد نزدیکی اروپا و امریکا بود با دستور ترامپ مبنی بر ترک این معاهده عملا یکی دیگر از مسیرهای مثبت رابطه  دو طرف ، دچار چالش شد. مقامات اروپایی بشدت نسبت به این تصمیم آمریکا، واکنش نشان دادند . این در حالی است که دو ماه پیش از آن ترامپ با امضای یک فرمان اجرایی، کلیه قوانین و دستورالعمل‌های دولت اوباما برای مقابله با تغییرات آب و هوایی و گرمایش جهانی را لغو کرده بود.

۳- توافق هسته ای با ایران و لزوم تعهد به اجرای برجام: تلاش های زیادی در راستای رسیدن به یک توافق در مسئله هسته ای ایران انجام شد. در این مسیر اروپا از ابتدا به عنوان یک هویت مستقل حضور داشت. رسیدن به توافق برجام برای طرفین اهمیت فراوانی داشته است. این در حالی است که ترامپ در شعارهای انتخاباتی  خود، از پاره کرده این توافقنامه صحبت کرد. هرچند که مواضع وی پس از ریاست جمهوری ملایمتر شده است اما همچنان این موضوع مورد اختلاف میان اروپا و آمریکا می باشد.

با توجه به موارد مذکور و نیز با در نظر داشتن سابقه همکاری و اتحاد میان اروپا و آمریکا، نمی توان انتظار داشت که روابط میان این دو به سادگی از هم بگسلد اما سیاست های غیر قابل پیش بینی و مبهم ترامپ موجب خواهد شد که روابط دارای تنش و چالش برانگیزی را  میان دو طرف در این دوران شاهد باشیم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *