• انتشار: ۲۷ ثور ۱۳۹۷
  • ساعت: ۱۱:۵۲ ق.ظ
  • سرویس: بین الملل
  • کدخبر: 17570
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=17570

چرا کوریای شمالی مذاکرات با امریکا را نیمه‌کاره رها کرد؟

کوریای شمالی در بحبوحه شادی امریکا و متحدانش ناگهان از توقف مذاکرات و لغو دیدار با رئیس‌جمهور کوریای ‌جنوبی خبر داد و بر تردید‌ها درباره اینکه آیا این کشور واقعاً به ترامپ، نماد بدعهدی و خباثت اعتماد کرده است، افزود.

کوریای شمالی در بحبوحه شادی امریکا و متحدانش ناگهان از توقف مذاکرات و لغو دیدار با رئیس‌جمهور کوریای ‌جنوبی خبر داد و بر تردید‌ها درباره اینکه آیا این کشور واقعاً به ترامپ، نماد بدعهدی و خباثت اعتماد کرده است، افزود.

وزارت خارجه کوریای شمالی علت قطع مذاکرات با امریکا و متحدانش را به زیاده‌خواهی‌های امریکا منتسب و اعلام کرده، کاخ سفید با وجود مذاکرات دو کوریا و آب شدن یخ روابط آنها و حتی آشکار شدن نشانه‌های بهبود روابط کوریای شمالی و امریکا، از فشارها و اظهارات تند علیه پیونگ یانگ دست نمی‌کشید.

جان بولتون، مشاور امنیت ملی کاخ سفید همزمان با برگزاری رزمایش مشترک امریکا و کوریای جنوبی که ماهیتاً ضد کوریای ‌شمالی است، تحقیر را به آنجا رساند که خطاب به پیونگ یانگ گفت، نباید تسلیحات موشکی و اتمی‌اش را در داخل کوریای شمالی نابود کند بلکه باید آن را دودستی به امریکایی‌ها تحویل دهد!

به هر تقدیر، کوریای شمالی تصریح کرده، حاضر نیست در قبال تجارت با امریکا تسلیحات هسته‌ای خود را نابود کند و مذاکره با رهبران دو کشور کوریای جنوبی و امریکا را هم به‌حال تعلیق درآورده است.

این اظهارات را چقدر باید جدی گرفت؟ دلیل یا دلایل واقعی تعلیق این مذاکرات از سوی کوریای شمالی، آیا صرفا به زیاده‌خواهی‌های امریکا باز می‌گردد یا اصولا کوریای شمالی از همان ابتدا قصد نداشت تسلیحات اتمی‌اش را نابود کند؟

به عبارت ساده‌تر، آیا همه این رفت‌وآمدهای رهبران کوریای شمالی و مذاکرات، «فیلم» بود؟! در این وجیزه تلاش می‌کنیم پاسخ‌های منطقی برای این سؤال‌ها بیابیم.

فرضیه نخست این است که، کوریای شمالی از همان ابتدای امر هم، قصد نابودی تاسیسات و سلاح‌های هسته‌ای خود را نداشت، چرا که اولا، «کیم جونگ اون»، رهبر این کشور، برخلاف تبلیغاتی که علیه او می‌شود، یک جوان خام و نادان مثل محمد بن سلمان نیست.

این موضوع را می‌توان با مرور روندی که وی در همین چند ماه گذشته برای مذاکره با دشمنانش طی کرد، فهمید. این جوان سی و چند ساله، با استفاده از مسابقات ورزشی زمستانه کوریای جنوبی، توانست خیلی خوب مذاکراتی را کلید بزند که مهم‌ترین خروجی آن لااقل تا این لحظه، انتقال این پیام به دنیا بود که، برخلاف آنچه علیه کشورش گفته می‌شود، «کوریای شمالی منزوی نیست» و «اهل منطق و مذاکره است.»

این کشور در ماه‌های گذشته، در صدر اخبار دنیا قرار داشت.

ثانیا، او خوب می‌داند، کوریای جنوبی، جاپان و حتی امریکا با آن اقتصاد و موقعیت‌شان، در صورت وقوع جنگ آن هم با یک کشور اتمی، چیزهای زیادی برای از دست دادن دارند، اما کوریای شمالی، چیز زیادی برای از دست دادن ندارد!

یک تهدید یا آزمایش اتمی کوریای شمالی بازار بورس این کشورها را به‌هم می‌ریخت و اقتصاد تمیز آنها را به‌شدت به چالش می‌کشید. «اون» وقتی در نخستین دیدارش با رهبر کوریای جنوبی و متحد کلیدی امریکا می‌گوید: «دیگر نگران نباشید، از این پس شب‌ها راحت خواهی خوابید.» یعنی خوب می‌داند، همسایه جنوبی‌اش، از وحشت قدرت هسته‌ای پیونگ یانگ است که خواب راحت ندارد.

ثالثا، حیات کوریای شمالی و مردمش به همین سلاح‌های اتمی و قدرت نظامی وابسته است. پیونگ یانگ تردید ندارد اگر یک قدرت بزرگ نظامی نبود، مدتها پیش از سوی امریکا بلعیده شده بود.

بنابراین اصلا منطقی به‌نظر نمی‌رسد این کشور چنین ریسکی را بپذیرد و در مقابل امریکا، سلاح‌های هسته‌ای و بازدارنده‌اش را نابود کند. آن هم امریکایی که رهبرش ترامپ است. ترامپی که، مثل آب خوردن، زیر تعهداتش می‌زند.

فرضیه بعدی این است که، بپذیریم، کوریای ‌شمالی به‌خاطر تحریم‌های کمرشکنی که علیه این کشور اعمال شده، واقعا قصد مذاکره با امریکا و متحدانش را داشت اما بنا به دلایلی که به آنها‌ اشاره می‌شود، از ادامه مذاکرات منصرف شد.

اگر این فرضیه را صحیح بگیریم، باید دید، در مدتی که از آغاز مذاکرات دو کوریای گذشته، چه اتفاق خاصی رخ داده که می‌تواند، اعتماد نیم‌بند.

کوریای شمالی به امریکا را از بین برده و این کشور را به‌رغم فشار سنگین تحریم‌ها، مجاب کند مذاکرات را ادامه ندهد.

ادامه تهدیدات علیه کوریای شمالی، ادامه رزمایش‌های مشترک امریکا با متحدانش در شبه جزیره کوریا، اظهارات تحقیرآمیز مقامات امریکایی علیه کوریای شمالی(مثل آنچه جان بولتون درباره سلاح‌های اتمی کوریای شمالی گفت) و از همه مهم‌تر، بدعهدی رسوای امریکا در برابر ایران و خروجش از برجام، اتفاقاتی هستند که در این دوره زمانی رخ داده‌اند.

هر یک از این رخدادها می‌تواند دلیل تشدید بی‌اعتمادی کوریای شمالی به امریکا و رها کردن مذاکرات در نیمه راه باشد. اما به نظر می‌رسد، مهم‌ترین موضوعی که باعث شده، کیم جونگ اون، قید مذاکرات را بزند، همین رفتاری است که امریکا با برجام و دولت ایران کرد و بی‌اعتمادی به امریکا را به اوج رساند.

در ماجرای کوریای شمالی و امریکا اروپایی هم در کار نیست که«اون» مثل برخی در ایران بگوید، اگر امریکا خارج شد، با اروپا ادامه می‌دهیم.

موضع سئول با موضع واشنگتن در برابر کوریای شمالی مو نمی‌زند. هر دو یک چیز را می‌گویند و یک هدف را دنبال می‌کنند. بنابر این پیونگ یانگ با نیم‌نگاهی به برجام احتمالا به این نتیجه رسیده که، در صورت نابودی سلاح‌های اتمی و بازدارنده‌اش، چه تضمینی وجود دارد امریکا زیر تعهداتش نزند.

ضمن اینکه، پیونگ یانگ می‌داند، نابودی این سلاح‌ها مساوی است با نابودی کوریای شمالی!

اما فرضیه سوم. شاید دلیل توقف این مذاکرات از سوی کوریای شمالی همانی است که رسما اعلام شده. یعنی ادامه فشارها و تهدیدهای امریکا و متحدانش علیه کوریای شمالی در گرماگرم مذاکرات و اظهارات تحقیرآمیز امثال «جان بولتون» و رزمایش‌هایی که قرار بود با شروع مذاکرات، متوقف شود. یعنی، کوریای شمالی وقتی چنین رفتارهایی را در برابر صداقت خود دیده، از خیر مذاکرات گذشته است.

کوریای شمالی تا پیش از توقف مذاکرات، چندین زندانی امریکایی را آزاد و شروع به تخریب تاسیسات اصلی مربوط به آزمایش‌های هسته‌ای‌اش کرده بود تا صداقت خود را به همگان نشان دهد.

به نظر می‌رسد فرضیه نخست به حقیقت نزدیک‌تر باشد. یعنی کوریای شمالی از همان ابتدا قصد نابودی موشک‌ها و سلاح‌های هسته‌ای‌اش را نداشت. دلیل این ادعا هم به همان نکته‌هایی باز می‌گردد که در بالا به آنها‌ اشاره کرده و گذشتیم.

حیات کوریای شمالی بیش از هر چیز، به توان نظامی و قدرت بازدارندگی‌ اش وابسته است. از آن سو، طرف مذاکره این کشور نیز شخصی در مختصات ترامپ است. کیم جونگ اون، برجام را هم می‌بیند؛ لذا ریسک نابودی سلاح‌های اتمی در قبال تجارت با امریکا برای پیونگ یانگ، «بسیار بالاست».

ضمن اینکه کوریای شمالی با همین ویژگی‌های امروزی که دارد یکی از اهرم‌های مهم چین برای فشار به امریکاست. این را هم باید در نظر داشت که اقتصاد کوریای شمالی به شدت به چین وابسته است.

چین قطعا حاضر نیست این اهرم را به این سادگی از دست بدهد، ولو در ظاهر چیزهای دیگری بگوید. حال این سؤال پیش می‌آید که، اگر کوریای شمالی چنین قصدی نداشت، چرا مذاکرات را کلید زد؟

در واقع رهبر جوان کوریای شمالی از حماقت، بدنامی و بدعهدی ترامپ و دوستانش نهایت استفاده را کرد، بازی «مذاکره» را خیلی خوب پیش برد تا نشان دهد بر خلاف آنچه سال‌هاست گفته شده، اهل مذاکره و صلح است.

شروع به تخریب مرکز اصلی آزمایش‌های اتمی‌اش کرد تا بگوید در مذاکرات جدی است. اما سر بزنگاه و در اوج بدعهدی امریکا در ماجرای برجام و تهدیدات و تحقیرها و رزمایش‌ها از مذاکرات بیرون رفت تا به دنیا اعلام کند، این امریکاست که خطرناک، منزوی و غیر قابل اعتماد است.

البته باید منتظر ماند و واکنش‌های بعدی دو کشور را به دقت رصد کرد. ایام پیش رو از اهمیت خاصی برخوردارند و قطعا نشان خواهند داد، کدام فرضیه دقیق‌تر است. باید منتظر ماند و دید کوریای شمالی سرنوشت قذافی را انتخاب خواهد کرد یا همچنان به راه خود ادامه خواهد داد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *