• انتشار: ۲ میزان ۱۳۹۷
  • ساعت: ۱۰:۲۷ ق.ظ
  • سرویس: تیتر 2
  • کدخبر: 20999
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=20999

چرا باید جنبش روشنایی «ساختارمند» شود؟

هیچ جنبش مدنی و اجتماعی بدون ساختار و نظام مندی قوی به اهداف والای بلند مدت و خواست های اصلی اش نرسیده است. در طول تاریخ جنبش های مدنی و اجتماعی بعد از اعلان موجودیت و پس از مدتی فعالیت و مبارزه، به ایجاد ساختار قوی و پاسخگو رو آورده است.

مدت هاست که به دلایلی نمی خواستم در مورد جنبش روشنایی چیزی بنویسم و موضعی خاصی بگیرم. حدود دو ماه پیش نقد پنج صفحه یی را در مورد کارنامه سه ساله جنبش روشنایی نوشتم، که تا هنوز فرصت نشر و عمومی ساختن، آن برایم میسر نشده است. نمی خواستم در مورد تحرکات و فیصله های تازه در شورای عالی مردمی جنبش روشنایی چیزی بنویسم، اما وارونه جلوه دادن مسایل توسط برخی و تلاش عده یی محدود برای انحراف اذهان عمومی وایجاد فضای مغالطه مجبورم کرد، تا نکاتی چندی را در مورد ساختارمندشدن جنبش روشنایی یاد آور شوم.

یکم: هیچ جنبش مدنی و اجتماعی بدون ساختار و نظام مندی قوی به اهداف والای بلند مدت و خواست های اصلی اش نرسیده است. در طول تاریخ جنبش های مدنی و اجتماعی بعد از اعلان موجودیت و پس از مدتی فعالیت و مبارزه، به ایجاد ساختار قوی و پاسخگو رو آورده است. جنبش روشنایی نیز بعد از حدود سه سال فعالیت و مبارزه، اگر می خواهد به عنوان یک جنبش موفق و موثر از خویش رد پایی در جامعه و تاریخ بگذارد، نیاز مبرم و وشدید به ساختارمند و نظام مند شدن دارد. بدون یک ساختار قوی و با پایه های وسیع و یک نظام مندی شفاف و پاسخگو، می توان گفت جنبش روشنایی به هیچ یک از اهداف و آرمان هایش نخواهد رسید، چنان هیچ جنبش مدنی واجتماعی با روزمره گی و استیصال و بی برنامه گی به خواست ها و اهداف اش نرسیده است.

دوم: ساختارمند شدن و ونظام مند شدن، شفافیت به وجود می آورد. تنها در یک جنبش مدنی و اجتماعی ساختارمند و با نهادهای زیرمجموعه قوی است، که همه افراد، چه در رأس و چه در قاعده جنبش ها با مکانیزم های مشخص پاسخگویی، برای هواداران و اعضایش همه مسایل مهم و کلیدی جنبش را با شفافیت تمام مطرح می کند و هیچ مسله و موردی با پنهان کاری و به دور از نظارت مردم به پیش نمی رود و زمینه نهان کاری در مسایل از میان برداشته می شود.

سوم: ساختارمند شدن و نظام مند شدن، باعث پاسخگویی می شود. فقط در جنبش ها و نهضت های مدنی و مردمی با ساختار وسیع و قوی و با برنامه است که اعضای کلیدی و غیرکلیدی جنبش ها را مجبور به پاسخ گویی در اجرایی پالیسی ها و روش های مبارزاتی، مسایل مالی و آوردها و بردها می کند. اگر جنبش روشنایی ساختارمند و نظام مند نشود، مانند سه سال گذشته همه مسایل به دور از چشم مردم و در پستوخانه های جلساتی نخبه گان پیشرو جنبش روشنایی، و بدون کم ترین روحیه پاسخ گویی رقم خواهند خورد.

چهارم: ساختارمند شدن و نظام مند شدن جنبش های مدنی و مردمی، برای جنبش ها اعتبار و مشروعیت مردمی خلق می کند. تنها ساختار قوی، شفاف، پاسخگو و با برنامه می تواند در میان جامعه و مردم جلب توجه، ایجاد محبوبیت و مشروعیت نماید و راه را برای جذب و جلب نخبه گان و کنش گران فعال و جدید جامعه به جنبش های اجتماعی ومدنی هموار می سازد. و میان نخبه گان پیشروی قدیم و جدید در جنبش ها روحیه همکاری ایجاد نموده و پل همدیگر پذیری زند.

پنجم: برای همه هویداست که از نقاط ضعف اصلی جنبش روشنایی، نداشتن برنامه مبارزاتی کوتاه مدت و دراز مدت و عدم چشم انداز روشن و شفاف برای آینده آن بوده است. البته درین قسمت همه ما، چه رهبران جنبش روشنایی و چه سایر نخبه گان و فرهیخته گان سیاسی جامعه در بیرون و داخل جنبش روشنایی، همه در حد صلاحیت و جایگاه مان مسول و قابل نقد هستیم. اما فراموش نباید کرد که تنها یک ساختار قوی و منظم و باظرفیت بلند است که توانایی طرح و اجرایی برنامه های کوتاه مدت و دراز مدتی مبارزاتی دارد. ساختار منظم و وسیع و انسجام قوی، خلاقیت و ابتکار می آفریند و شرایط را برای طرح و خلق و عملی شدن برنامه های نتیجه بخش درازمدت و میان مدت آماده می سازد.

ششم: تعدادی محدودی از دوستان ما، خواسته یا ناخواسته، دانسته یا نادانسته نسبت به ساختارمند شدن جنبش روشنایی ابراز تردید می نمایند، و از سقوط جنبش روشنایی به حزب، به جای صعود آن به یک جنبش نتیجه بخش تاریخی، هشدار می دهند. نگرانی دوستان قابل درک است. اما باید گفت که قرار نیست جنبش روشنایی تبدیل به حزب شود. ساختارمند شدن و نظام مند شدن جنبش های اجتماعی به معنایی حزب سیاسی شدن نیست. اصولأ از نکات قوت جنبش های اجتماعی و مدنی-چنان که ازنامش پیداست- این است که دروازه آن به روی همه نهادها و احزاب و تشکل های سیاسی همسو باز است و احزاب و نهادهای سیاسی واجتماعی زیر چتر جنبشِ با نام و اصول و ارزش ها و برنامه خاص مبارزاتی گردهم می آیند. مانند جنبش روشنایی در گذشته و حال و جنبش سبز در ایران و در اقصی نقاط جهان نمونه های آن را دیده می توانیم.

هفتم: اگر در پاسخ به نگرانی، مغالطه و شبه انگیزی برخی از دوستان، رک و میدانی و عینی حرف زد، می شود گفت؛ ساختارمندشدن جنبش روشنایی به قوت و صلاحیت و صلابت جنبش روشنایی می افزاید، به هیچ وجه از وجهه مردمی آن نه تنها که نمی کاهد، که وجهه مردمی آن را تقویت نموده و میان مردم و لایه های مختلف جامعه مشروعیت و مبحبوبیت بیشتری خلق خواهد کرد. چنان که جنبش حقوق مدنی در ایالات متحده، جنبش ضد آپارتاید در افریقای جنوبی، جنبش ضد استعماردرهند-کنگره ملی هند- با ایجاد ساختار قوی، منظم و فعال و با تقسیم افقی و عمودی مسولیت ها و وظایف، نه تنها که تبدیل به حزب نشدند، از وجهه مردمی اش کاسته نشد، دچار استیصال و سرخوردگی نشد، که با خوش درخشیدن و موفق شدن نام شان را به بلندای تاریخ جهان، زنده و جاویدان گردانیدند. پس اگر می خواهیم جنبش روشنایی همچون یک جنبش شکست خورده، ناموفق و مستأصیل و دچار انارشی داخلی، نام و آدرس اش در اذهان جامعه و لایه های مردم و صفحات تاریخ محو و حذف نگردد و درتاریخ ازهم رده های جنبش حقوق مدنی امریکای شمالی و جنبش ضد آپارتاید در افریقایی جنوبی و جنبش ضد فاشیسم در اروپا به شمار آید. اگر می خواهیم در جنبش روشنایی جلوی تگ روی، فرد محوری-بجای نهادمحوری- و رهبر تراشی های واهی را بگیریم، می طلبد که همه ما-چه در داخل و چه در بیرون ساختار فعلی شورای عالی مردمی جنبش روشنایی- بر بنیاد مسولیت انسانی، وجدانی، ایمانی و اخلاقی که در قبال سرنوشت نسل و مردم مان داریم باید امیال، سلیقه ها و خواست های شخصی خویش را کنارگذاشته و در جهت اعتلا، سربلندی، کامیابی جنبش روشنایی و در راستای رسیدن به اهداف والای شهدای جنبش روشنایی، از ایجاد یک ساختارقوی، منظم، شفاف و با پایه های وسیع بربنیاد اصول و ارزش ها و مکانیزم مبارزاتی مشخص در جنبش روشنایی حمایت و همراهی همه جانبه نماییم.

نگارنده: نجف علی فولادوند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *