سلام برچی نیوز | پیامدهای سقوط نوازشریف بر روابط افغانستان و پاکستان
  • انتشار: ۱۰ اسد ۱۳۹۶
  • ساعت: ۴:۰۸ ق.ظ
  • سرویس: x تیتر دو
  • کدخبر: 6325
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=6325

پیامدهای سقوط نوازشریف بر روابط افغانستان و پاکستان

نواز شریف نخست وزیر پاکستان در ۲۸ جولای، بر اساس حکم دادگاه عالی پاکستان، سلب صلاحیت و به دنبال آن از قدرت کناره گیری کرد.

نواز شریف نخست وزیر پاکستان در ۲۸ جولای، بر اساس حکم دادگاه عالی پاکستان، سلب صلاحیت و به دنبال آن از قدرت کناره گیری کرد.

حزب حاکم آقای شاهد خاقان عباسی وزیر نفت کابینه شریف را به عنوان نخست وزیر موقت بر گزیده است. انتظار می رود «شهباز شریف»، برادر نواز شریف که فعلا وزیر اعظم پنجاب است، از طریق انتخابات میانه دوره ای وارد پارلمان گردیده، جانشین نواز شریف شود. پرسش این متن این است که رفتن نواز شریف چه تأثیر بر مناسبات به شدت آسیب دیده و متشنج افغانستان و پاکستان می تواند داشته باشد؟ این پرسش از آن رو مطرح می شود که در تحلیل سیاست خارجی کشورها، علاوه بر متغیرهای از قبیل نوع نظام سیاسی، منش ملی، سطح توسعه یافتگی، نظام بین الملل و جز آن، شخصیت رهبری در سطح خرد تحلیل نیز مورد توجه قرار می گیرد. در بسیاری از کشورها کیفیت رهبری بر مناسبات بیرونی دولت ها تأثیرگذاری عمده دارد. البته میزان نقش آفرینی رهبران، تا حدی زیادی به تیپ شخصیتی خودش، نوع نظام سیاسی و جامعه تحت هدایت رهبری آن نیز بستگی دارد؛ به هر میزان که ساختارها در یک جامعه از استحکام بیشتری برخوردار باشد، نقش نقش رهبران کمرنگتر خواهد بود و به هر میزان که نظام سیاسی نخبه محور، شخصیت گرا و فاقد ساختارهای قوی باشد، نقش رهبران برجسته تر می-شود.

پاشنه آشیل به نام مریم

بحث فساد مالی خانواده شریف سال گذشته در پی انتشار اسناد مالی «پاناما» برجسته گردید. در این اسناد که در پاکستان به» پاناما گیت» شهرت یافته است، اسم فرزندان نواز شریف: مریم، حسن و حسین شریف در کنار بسیاری از نخبگان سیاسی و اقتصادی دنیا درج شده است. مریم شریف در انتخابات ۲۰۱۳ که عمران خان رهبر تحریک انصاف به عنوان قهرمان کریکت پاکستان چالش جدی را برای نواز شریف ایجاد کرده بود، نقش برجسته ای را در جلب حمایت جوانان از پدرش بازی کرد. حال همان مریم به پاشنه آشیل پدر تبدیل شده است، نه تنها نواز شریف به استناد دوسیه مالی دخترش برکنار گردید که آینده ترسیم شده برای مریم شریف، نیز شدیدا آسب دیده و در خوش بینانه ترین حالت در هاله ای از ابهام و یأس قرار دارد. انتظار می رفت مریم شریف، همانند بی نظیر بوتو به یک زن سیاست مدار موفق و میراث دار پدرش در صحنه سیاست پاکستان تبدیل شود. آقای شریف به عنوان یک تکنوکرات پر نفوذ پنجابی و نماینده و رهبر مسلم لیگ دو بار دیگر نیز از طریق انتخابات سراسری به قدرت رسیده بود که هردو دوره نا تمام ماند. وی اولین بار در انتخابات اکتبر ۱۹۹۰ به عنوان نماینده اتحاد دموکراتیک اسلامی(IDA ) – مرکب از مسلم لیگ و جماعت اسلامی- پیروز انتخابات شد ولی دراپریل ۱۹۹۳ توسط رئیس جمهور غلام اسحاق خان، از مقام نخست وزیری عزل گردید. در آن زمان دادگاه عالی به نفع نواز شریف حکم صادر کرد و وی پس از یک ماه و چند روز دو باره قدرت را بدست گرفت، اما به دلیل تداوم اختلاف با رئیس جمهور هر دو در جولای ۱۹۹۳ کناره گیری کردند. دومین بار، نواز شریف از طریق انتخابات ۱۹۹۷ به نخست وزیری رسید و در اکتبر ۱۹۹۹ با کودتای نظامی بدون خون ریزی پرویز مشرف سقوط کرد. انتخابات ماه می ۲۰۱۳ سومین پیروزی را برای شریف، رقم زد و این بار دادگاه عالی و دوسیه مالی دخترش او را از قدرت به زیر کشید.

 

دشواری های تحلیل سیاست خارجی پاکستان

 

پاکستان به عنوان یک کشور اسلامی کمتر توسعه یافته، خصوصیات و ویژگی های دارد که تجزیه و تحلیل رویکردهای سیاسی آن در کل و سیاست خارجی آن بطور خاص را دشوار می سازد. در اینجا به صورت گذرا به این خصوصیات پرداخته می شود.

۱٫نظام سیاسی پاکستان یک نظام ایدئولوژیک است، تجزیه و تحلیل دولت ایدئولوژیک به سادگی تجزیه و تحلیل دولت غیر ایدئولوژیک نیست. در پاکستان بر خلاف نظر محمد علی جناح – موسس مسلم لیگ و پدر پاکستان- که طرفدار نظام سکولار بود، دولت اسلامی تأسیس گردید. یعنی کشوری مدرن که قوانین و نهادهای آن مبتنی بر اسلام باشند. در اسلامی سازی دولت در پاکستان چهره های چون «محمد اقبال» و «ابو الاعلی مودودی» رهبر «جماعت اسلامی» در کنار، جریانهای دینی- سیاسی از قبیل «جمعیت علمای اسلام» و «جمعیت علمای پاکستان» نقش برجسته داشتند. کندی فرایند تدوین قانون اساسی پاکستان از ۱۹۴۸ تا ۱۹۵۶ حکایت از جدال گفتمان دولت سکولار جناح و گفتمان دولت اسلامی اسلام گرایان دارد که در نهایت گفتمان دوم برتری یافت. در دولت های ایدئولوژیک بجای این که اساس تحلیل دوگانگی سنت – و مدرنیته باشد، دو گانگی آرمان- واقعیت مبنای تحلیل است. در این گفتمان دولت اسلامی به عنوان یک آرمان و حالت ایده آل در نظر گرفته شده است. از آن طرف واقعیت های جاری در نظام سیاسی در تعارض با آن ایده آل قرار دارد و موجب پویایی منازعه و ضعف دولت می گردد.

  1. از طرف دیگر تحلیل گران ممکن است در تله صورت و نمای نظام سیاسی در پاکستان گرفتار شوند و بر اساس قا نون اساسی، احزاب سیاسی، نظام پارلمانی به سبک وست منستر، انتخابات و همه ویژگی های قابل رویت یک دموکراسی در حال پیشرفت، به تجزیه و تحلیل بپردازند. در حالی که صورت های درونی و لایه های زیرین موثر بر فعل و انفعالات سیاسی واقعیت های دیگر است. واقعیت این است که پاکستان هنوز میراث دار سیستیم فئودالی و استعماری است. آصف حسین پاکستانی نویسنده کتاب «جهان اسلام از منظرهای سیاسی مختلف» یک ضرب المثل پاکستانی را نقل می کند که تبیین کننده همین صورت های درونی و بیرونی نظام سیاسی در پاکستان است. بر اساس این ضرب المثل: «هر فیلی دو مجموعه دندان دارد: یکی برای خوردن و دیگری برای نمایش» بناءً احزب و ساز وکارهای دموکراتیک از قبیل دادگاه عالی که نخست وزیر را سلب صلاحیت کرده است، دندان های نمایشی هستند و دندان های واقعی خارج از دید قرار دارند. این که قرار است شهباز شریف برادر نواز شریف از طریق انتخابات میان دوره ای، وارد پارلمان گردیده و بعدا نخست وزیر شود، همان دندان های فئودالی است.
  2. نظام سیاسی در پاکستان، نظام نخبه گراست که تعدادی قلیلی در آن حکومت می کنند و اکثریت تحت سلطه قرار دارند. از این رو می توان گفت؛ واحد اصلی تحلیل در پاکستان نخبگان است و احزاب سیاسی ابزار و نهادهایی برای بسط و گسترش قدرت نخبگان به شمار می روند. به عنوان مثال حزب مردم پاکستان(PPP ) یکی از احزاب قدرت مند، با گرایش سوسیالیسم اسلامی است که در طول بیش از چهار دهه گذشته یکی از پایه-های قدرت بوده است. این حزب در کنترول خانواده بوتو است: ذولفقار علی بوتو، بی نظیر بوتو و فعلا بلاول زرداری- بوتو رهبری آن را داشته اند. هم چنین مسلم لیگ، قدیمی ترین حزب سیاسی پاکستان که در سال ۱۹۰۶ توسط محمد علی جناح، تأسیس گردید و بیشترین سهم را در قدرت داشته است، از دهه نود به دلیل اختلافات پیش آمده بین نواز شریف و پرویز مشرف به دو شاخه نواز و قائد اعظم تقسیم شده است که شاخه نواز به عنوان حزب «برادران شریف» شناخته می شود. آصف حسین نخبگان پاکستان را به سه گروه تقسیم می کند: نخبگان سنتی( دوره مغولی)، نخبگان استعماری( وصل به انگلیسی ها) و نخبگان نوپدید( دوره پس از استقلال.)

 

ریشه های تاریخی گروههای نخبه در پاکستان (آصف حسین، ۱۳۸۷،۱۴۸)

 

پیوستگی تاریخی گروههای نخب

 

سنتی زمیندار و مذهبی

 

استعماری بروکراتیک و نظامی

 

نو پدید صنعتی و حرفه ای

 

 

در این میان نخبگان بروکراتیک که خانواده شریف از آن جمله است، با نخبگان نظامی، بیشترین نفوذ سیاسی را داشته اند.

  1. بی ثباتی سیاسی و نظامی گری، از دیگر خصوصیات نظام سیاسی پاکستان است که تجزیه و تحلیل آن از جمله در عرصه سیاست خارجی را دشوار می سازد. پاکستان در طول هفت دهه حیات سیاسی خود، همواره با بی ثباتی سیاسی و اعمال نفوذ و حتی اعمال اقتدار نظامیان مواجه بوده است. در این مدت بیش از ۲۶ نخست وزیری را تجربه کرده است؛ یعنی به ازاء هر دو سال و نیم یک نخست وزیر، آنهم در صورت که سنوات حمکرانان نظامی را کم نکینم و گرنه خیلی کمتر از این می شود. هیچ نخست وزیر ملکی در پاکستان دوره قانونی خود را به تمام نرسانده است. این در حالی است که دوره قانونی نسخت وزیر در این کشور پنج ساله است. پاکستان هم چنین سه کودتای نظامی موفق و چندین کودتای ناموفق را تجربه کرده است. حکومت های نظامی ژنرال ایوب خان(۱۹۷۱-۱۹۵۸)، ژنرال ضیاء الحق( ۱۹۸۸-۱۹۷۷) و ژنرال پرویز مشرف( ۲۰۰۸-۱۹۹۹)، محصول کودتاهای نظامی بودند که کشور را با حکومت نظامی مدیریت کردند. نقش نظامیان حتی در دوره که رسما قدرت را در دست نداشته اند، برجسته بوده است. حزب حاکم پاکستان، حکم اخیر دادگاه عالی مبنی بر سلب صلاحیت نواز شریف را تحت تأثیر نفوذ ارتش می داند.

 

متغیرهای ثابت در سیاست خارجی پاکستان

 

هانس جی مورگنتا(۱۹۸۰-۱۹۰۴) از برجسته ترین تئوری پردازان روابط بین الملل در کتاب» سیاست میان ملتها»، عناصر قدرت ملی را به دو بخش ثابت و پویا، تقسیم می-کند. در این چارچوب جغرافیا، منابع طبیعی، منش ملی و خصوصیات از این نوع، عناصر ثابت قدرت ملی به شمار می روند در حالی که میزان توسعه یافتگی، صنعتی بودن، شخصیت و کیفیت رهبری عناصر هستند که در گذر زمان متحول می شوند. بنابراین به رغم دشواری های پیش گفته، متغییرهای ثابتی را می توان بر شمرد که بر سیاست خارجی منطقه ای پاکستان و مشخصا در مودر افغانستان تأثیر گذاراند.

  1. پاکستان خود را به عنوان یک قدرت منطقه ای برخوردار از سلاح اتمی و داعیه دار ایدئولوژی اسلامی تعریف کرده است. با توجه به چنین هویت سیاسی که پاکستان دارد، همواره در صدد ایفای رول رهبری کننده همسایگان و کشورهای کوچک منطقه است.
  2. رقابت با هند، یکی از متغیرهای ثابت در سیاست خارجی پاکستان به شمار می-رود. هر نخبه و جریان سیاسی پاکستانی، توقع دارند که نوع و سطح مناسبات افغانستان با هند حد اقل مخالف منافع ملی و نوع نگاه آنها نباشد.
  3. پاکستان با توجه به وسعت جغرافیایی، جمعیت و سطح توسعه یافتگی، خود را همواره برادر بزرگتر افغانستان می داند. پاکستان انتظار دارد، افغانستان به عنوان کشور دوست، در آموزش نیروهای نظامی، راه ترانزیتی کالا، جهت گیری های منطقه ای و بین المللی، پاکستان را مرجع و الگوی خود بداند.
  4. منازعه دیورند یکی از متغیرهای ثابت به شمار می رود که بر روابط دو کشور سایه افکنده است. جهت گیری های متضاد دو کشور در قطب بندی های دوران جنگ سرد تا حدی زیادی ریشه در همین موضوع داشته است. هرچند پاکستان در این اواخر این موضوع را کم اهمیت جلوه داده است، اما با توجه به شکافهای اجتماعی و واگرایی های موجود در ایالت های بلوچستان و خیبر پختون خواه، نگرانی عمیق دارند از اینکه افغانستان این مرز را به رسمیت نمی شناسد.

در نتیجه، بی ثباتی نسبتا دوام دار سیاسی به عنوان یکی از پیامدهای برکناری نواز شریف، برای افغانستان هم نوعی فرصت محسوب می شود که با چانه زنی های بیشتر، زمینه اعمال فشار جدی تر بین المللی و بویژه امریکا، بر پاکستان را فراهم کند و هم می تواند تهدید به حساب بیاید؛ زیرا امکان دارد خلاء قدرت و بی ثباتی سیاسی پیش آمده، فرصت بیشتری را برای سیاست های سلطه جویانه نظامیان فراهم کند. از جانب دیگر به رغم آن که ما پاکستان را یک کشور نخبه گرا می دانیم، در کوتاه مدت تغییر ملموسی در سطح نخبگان حاکم نخواهد آمد، با توجه با اینکه حزب حاکم «شهباز شریف» را برای تصاحب کرسی نخست وزیری حمایت می-کنند. از منظر سوم سیاست ها، طرز سلوک و تفکرات و جایگاه نواز شریف برای مقامات در کابل شناخته شده بود، حالا یک دوره دیگر از آزمون و خطا و چه بسا سردرگمی در شناسایی مراجع تصمیم گیرنده می تواند، مقامات در کابل را به خود مشغول کند.

محمدقاسم عرفانی

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *