سلام برچی نیوز | "پِلید" گیری خلیلی از مردم دایکندی!
  • انتشار: ۱۷ عقرب ۱۳۹۶
  • ساعت: ۷:۱۱ ق.ظ
  • سرویس: x تیتر دو
  • کدخبر: 9490
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=9490

“پِلید” گیری خلیلی از مردم دایکندی!

رسم بر این است که کسی را مرض ناعلاج دامنگیرش شود، از دوستانش “پِلید/بخشش” می‌طلبد و کم‌کم از داشته‌ها و توشه‌های این دنیا دست می‌کشد.

رسم بر این است که کسی را مرض ناعلاج دامنگیرش شود، از دوستانش “پِلید/بخشش” می‌طلبد و کم‌کم از داشته‌ها و توشه‌های این دنیا دست می‌کشد.

اکنون که آقای خلیلی، سفرهای ولایتی اش را بدون هیچ دلیلی شروع کرده که حتا برای کودکان روستاها نیز توجیه پذیر نیست، اما می‌شود با واژه‌ای “پِلید داری” تحلیل کرد.

یعنی او دیگر کم‌کم بساط می‌بندد و راهیِ دنیای آخرت می‌شود. دیگر برای خلیلی شهرک وشهرت خیلی‌ها مهم نیست. او می‌خواهد آخرین سفرهایش را در میان مردم هزارستان داشته باشد و از آنها به خاطر بلاهت‌کاری‌ها و سدهای که فراروی توسعه در آن مناطق خلق کرده بود، بخشش طلب کند؛ اینکه آیا مردم ایشان را می‌بخشند یا خیر، خیلی‌ها جای پرسش نیست. چون، دیگر آن روزها گذشته است که عکس خلیلی همانند کلاه عسکر “ظاهر شاه” حکومت کند. اکنون نسل نو خلیلی را خوب می‌شناسد که در طول ۱۳ سال جز آنکه به طول و عرض شهرک‌اش افزود و دنیای “عالِم و تقی” را ساخت، دیگر کاری برای مردم نکرده است.

اگر این روزها مردم در دَور و اطراف خلیلی جمع می‌شوند، بیشتر بخاطر این است که کرایه موتر، خرج هوتل و سفر خرج به دست آورند، ورنه خلیلی دیدن، خیلی‌ها به مصرفش نمی‌ارزد.

مثلن یکی از دوستانم از ولسوالی میرامور خودش را در مرکز ولایت دایکندی رسانده بود و بعد برایم زنگ زد و کمی هم با خنده که ایده‌ای تمسخر نیز در کلامش هویدابود، گفت: ما به استقبال رهبرِ خردمند آمده ایم. از اینکه کارها در قریه جمع شده بود، قُلبَه‌ها تمام بود، موتر که آقای سعادتی کرایه کرده بود خالی، من هم هوای شهر(!) نیلی/ مرکز دایکندی سرم زد و تازه شنیده بودم که سفر خرجی هم دَرَک است، آمدم.

یعنی آن کارگران روستایی اگر علم ندارند و سیاست نمی‌فهمند، اما شعور دارند که چگونه آقای خلیلی را با کف زدن‌هایش بر سر قله‌ای یخ راهنمایی کنند. و ضمنی بی‌فهمانند که ما بخاطر سفرخرج و موتر سواری آمدیم، نه دیدن گل روی تو.

از این همه که بگذریم اما خواستن بخشش/پِلید از مردم که از آدرسش به نان و نوا رسید، تاجایی عذاب وجدان آقای خلیلی را کاهش میدهد و این گام پسندیده و “خردمندانه” است. شاید این چوکی شورای عالی صلح، “خُوندخور/صاحب‌خور” باشد. خدا گردنم را نگیرد که من طرفدار طول عمر به جناب استاد استم، اما از اینکه می‌گوید، مرگ از رگ کردن نزدیک تر است، خوب است که استاد وداع و بخششی از مردم داشته باشد.

رحمان رضایی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *