• انتشار: ۱۳ اسد ۱۳۹۷
  • ساعت: ۹:۳۱ ق.ظ
  • سرویس: x تیتر دو
  • کدخبر: 19569
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=19569

«پروژه اسرائیلی سازی افغانستان»

«پشتونها بومی ترین ساکنان افغانستان و اکثریت هستند. پشتونها مردمی متمدن با تاریخ چندین هزار ساله تمدن هستند و کسانی که در جغرافیای افغانستان زندگی می کنند باید با افتخار خود را به عنوان افغان ها و پشتون ها معرفی کنند. با در نظرداشت این مسئله، من قومیت خود را در اسناد رسمی افغانستان به عنوان پشتون معرفی می کنم. حمایت پشتونها کافی است که فردی بتواند در انتخابات به آسانی موفق شود. سایر گروه های قومی مانند ازبک ها، تاجیک ها و هزاره ها قادر به انجام چنین کاری به تنهایی نیستند.»

در حالیکه ما به شدت سرگرم تظاهرات مدنی هستیم و بر صلح فراگیر، زیست باهمی و مدارا و همدیگر پذیری اقوام در افغانستان تاکید می کنیم و به دنبال عدالت خیالی مان، در کوچه ها وپس کوچه ها آواره ایم، تیم اشرف غنی و حلقه ای از یاران غربی وی به سرعت تمامی پله ها را به سوی اسرائیل سازی افغانستان می پیمایند؛ آنان برای رسیدن به این هدف از تمامی ابزارهای موجود سود می جویند و با قدرت تمام لابی می کنند تا زمینه یک تحول بزرگ به نفع پشتونها را در آینده مساعد سازند. با وجودی که در فرهنگ پشتونوالی زن جایگاهی ندارد، اما خانم رولا غنی همسر رئیس جمهور احمدزی به بهانه بهبود وضعیت زنان افغانستان، در خدمت اجرای اجندای قومی پشتونها فعالانه و به شدت فعالیت می کند؛ وی با افکار عمومی دنیا در تماس است تا بتواند «بومی سازی the most native inhabitants of this land، برتری superiority و اکثریت سازی majority »‌ قومی پشتونها در افغانستان را تئوریزه و در نهایت تطبیق کند.

رولا غنی در مصاحبه ای در «سیچ تایمز sachtimes» در ۳۰ جولای ۲۰۱۸، در امتداد تاریخ سازی جعلی برای پشتونها، چنین دُر افشانی می فرمایند:

«پشتونها بومی ترین ساکنان افغانستان و اکثریت هستند. پشتونها مردمی متمدن با تاریخ چندین هزار ساله تمدن هستند و کسانی که در جغرافیای افغانستان زندگی می کنند باید با افتخار خود را به عنوان افغان ها و پشتون ها معرفی کنند. با در نظرداشت این مسئله، من قومیت خود را در اسناد رسمی افغانستان به عنوان پشتون معرفی می کنم. حمایت پشتونها کافی است که فردی بتواند در انتخابات به آسانی موفق شود. سایر گروه های قومی مانند ازبک ها، تاجیک ها و هزاره ها قادر به انجام چنین کاری به تنهایی نیستند.»

وی همچنین با بی شرمی تمام ادامه می دهد:

«دموکراسی ضعیف و عدم احترام به قوانین دموکراسی در افغانستان موجب شده است که اقلیت های دیگر با این واقعیت {برتری پشتونها} مخالفت کنند و سعی کنند برتری خود را بوسیله اسلحه و خشونت تحمیل نمایند. در هر کشوری، اگر اکثریت در کشور حکومت نکند، کشور از طریق بحران و خشونت و در آستانه سقوط قرار خواهد گرفت.» وی حضور اشرف غنی احمدزی را در چوکی ریاست جمهوری، مدیون حمایت پشتونها relying on Pashtun’s support می داند و تقریبا همه فکت های دیگر را نادیده می گیرد.

مصاحبه و اظهارنظرهای رولا غنی، به نظر من سخت خطرناک هستند؛ احتمال اینکه این حرفها موضع رسمی و نانوشته کشورهای قدرتمندی مانند آمریکا باشد، نیز خیلی زیاد است. بانو رولا غنی در مورد ادعای اسرائیلی بودن پشتونها چنین می گوید:

«باید توجه کرد که طبق گفته سخنگوی وزارت امور خارجه، کارشناسان بیولوژیکی اسرائیل ثابت کرده اند که رابطه ژنتیکی بین پشتون ها و یهودیان وجود دارد. به نظر می رسد قبیله پشتون که در جنوب و جنوب شرقی افغانستان و در غرب و شمال غربی پاکستان زندگی می کنند از قبایل یهودیان گمشده هستند و منشا آنها به یهودیان سافاردیم شرقی بر می گردد.»

از نقطه نظر اخلاقی و با در نظرداشت ارزشهای جهانشمول حقوق بشری همه انسانهای این کره خاکی بدون در نظرداشت رنگ و پوست و زبان و نژاد، قابل احترام هستند و حق دارند تاریخ، هویت و فرهنگ خود را داشته باشند؛ منتها نه با جعل و قتل و کشتار دیگران (۶۲ درصد مردم هزاره) و نه هم با تخریب تمدن های دیگر (بتهای بودای بامیان). برای انسان هزاره ای که جانِ خود را از زیر کله مناره های قوم متمدن! بیرون کشیده و در بدترین شکل ممکن به عوان برده خرید و فروش شده و ۶۲ درصد انسانهایش در جریان نسل کشی امیر عبدالرحمن خان { یکی از خانهای به تعبیر خانم غنی قوم متمدن پشتون} از داست داده، شعار حذف هیچ انسانی نمی زیبد؛ گوارا نیست که برای نیست کردن دیگران طرح و نقشه کَشد و دسیسه چینی نماید؛ اما مشکل اصلی این است که دیگران بخواهند نظریه منسوخ شده و تاریخ مصرف گذشته برتری نژادی ، خونی و یا هم قبیله ای را به بهانه های واهی ای چون اکثریت سازی قومی بر کل ساکنان این سرزمین تحمیل کنند.

به نظر من- اگر این مصاحبه واقعیت داشته باشد- زنگ خطر جدی برای اقوام افغانستان است و باید در برابر آن استراتژی واحد و مشخص را اختیار کرد؛ آینده ای سخت خونین و خونبار در پس پرده این سناریوی مخفی ارگ ریاست جمهوری افغانستان و پشتونهای تکنوکرات نهفته است که خطر آن به مراتب بیشتر از طالبان و داعش می باشد و باید برای آن چاره اندیشید. پشتونها از نظر بسیج نیروهای مردمی در قالب گروه های تروریستی، هراس افگن و بنیادگرا، کمی و کسری ای ندارند و به راحتی می توانند حذف اقوام دیگر را در دستور کار خویش قرار دهند.

نگارنده: عبدالحکیم حمیدی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *