سلام برچی نیوز | پروژه‌ای که نباید جنرال دوستم داخل میشد!
  • انتشار: ۴ حوت ۱۳۹۵
  • ساعت: ۹:۳۵ ق.ظ
  • سرویس: x تیتر یک
  • کدخبر: 1245
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=1245

پروژه‌ای که نباید جنرال دوستم داخل میشد!

معاون اول رییس جمهور؛ عنوانی که در این روزها مضحکۀ بازار سیاست شده است؛ جنرال در میان سخنانش از نامردی ها شکوه کرد، برای وطن بیتاب شد و حرف هایی که بوی تردید و تهاجم و دفاع و تضّرع را همزمان میداد به آدرس های پیدا و پنهان حواله کرد؛ او از یک توطئه سخن گفت؛ توطئه ای که سرش حتی تا حاکمیت کرزی ریشه دوانده است.

سخنان جنرال دوستم را شنیدم؛ حس درد و حس استیصال را میتوان در جملاتش درک نمود.

معاون اول رییس جمهور؛ عنوانی که در این روزها مضحکۀ بازار سیاست شده است؛ جنرال در میان سخنانش از نامردی ها شکوه کرد، برای وطن بیتاب شد و حرف هایی که بوی تردید و تهاجم و دفاع و تضّرع را همزمان میداد به آدرس های پیدا و پنهان حواله کرد؛ او از یک توطئه سخن گفت؛ توطئه ای که سرش حتی تا حاکمیت کرزی ریشه دوانده است.

امروز جنرال دوستم، یکی از بزرگترین رهبران قومی افغانستان در خانه اش در محاصرۀ حکومتی قرار گرفته که خود معاون همین حکومت است؛ اینجا را برایش قفسی ساختند از سلاح و آهن و انسان و خشت هایی که بر تنهایی او دل میسوزانند… من اما نمیدانم چه نقشه های دیگری برای او خواهند کشید؛ او از غورماچ میگوید؛ پروژه ای که نباید او داخل میشد، اینکه او در فاریاب یک ماشین طالب کشی ایجاد کرده چندان چنگی به دل مافیای سیاست بین المللی نمیزند؛ در میمنه چرا رفت، در جوزجان چرا جنگید و سلاح بر شانه در مقابل یک برنامه ایستاد، برنامه ای که از مرزهای دور با هزینۀ میلیاردها دالر بر تسلط بر مرزهای دیگر روی دست گرفته شد؛ اینجا هیچ مانعی قابل قبول نیست حتی او؛ زمانی که معاونیت ریاست جمهوری برایش اعطاء شد نه با رأی میلیونی بلکه در یک خط هدفمند سیاسی به این چوکی سهمیه بندی شده تکیه زد که او دیگر هوس جنگ و رفتن به جبهه را نکند؛ افسانۀ دوستم پادشاه ساز را برایش ساختند و در مقطعی محدود خنده ای را بر لبانش هدیه کردند تا او فقط سکوت کند؛ سکوت نکرد؛ موضعی تند علیه رییس جمهور تاوانی بزرگ حیثیتی به دنبال داشت؛ ایشجی یک ابزار مناسب برای عبور یک درامۀ ناخوشآیند حیثیتی بود؛ دوسیه ای از صدها ترور جنرال دوستم بدتر و مشمئز کننده تر بود؛ اینجا برای هر کسی که مطابق یک جدول زمانی پیش نرود چنین اتفاقاتی خواهد افتاد…

سخنان امروز جنرال هر چند دردی پنهان را در خود جای داده بود اما او میداند که زمانی یا باید جام شوکران را بنوشد و یا چون رهبرانی دیگر مطیع یک سیاست از پیش تعیین شده گاه گاهی به علامت تأیید سر بجنباند تا چند صباحی رهبر باشد و زنده بماند و آرام و بیصدا در زمان ممکن با دنیای سیاست بدرود گوید.

مهدی ثاقب

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *