• انتشار: ۱۴ حمل ۱۳۹۷
  • ساعت: ۱۲:۵۲ ب.ظ
  • سرویس: x تیتر دو
  • کدخبر: 15265
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=15265

پاکستان در تلاش آب شدن یخ های سیاسی است

بنا به دعوت اشرف غنی رییس‌جمهوری افغانستان، شاهد خاقان عباسی نخست وزیر پاکستان پس از مدت‌ها تأخیر در اخیر همین هفته طی سفر یک روزه وارد کابل خواهد شد و با مقامات عالی رتبه کشورما دیدار و گفت وگو خواهند داشت.

بنا به دعوت اشرف غنی رییس‌جمهوری افغانستان، شاهد خاقان عباسی نخست وزیر پاکستان پس از مدت‌ها تأخیر در اخیر همین هفته طی سفر یک روزه وارد کابل خواهد شد و با مقامات عالی رتبه کشورما دیدار و گفت وگو خواهند داشت.

این اولین سفر او در قامت یک نخست وزیرکه بعد از سبکدوشی نواز شریف به این مقام رسیده به کشور افغانستان است. هر چند که پیش از شاهد خاقان عباسی، مقامات عالی رتبه دولت پاکستان از جمله نواز شریف نخست وزیر وقت پاکستان، ممنون حسین رییس جمهور، جنرال راحیل شریف رییس ستاد ارتش قبلی پاکستان، جنرال جاوید قمر بجوا رییس ارتش آن کشور، رضوان اختر رییس قبلی آی.اس.آی و رییس موجود استخبارات آن کشور نیز سفرهای زیادی به کابل داشته اند و از سوی دیگر رییس‌جمهور غنی، وزیر امور خارجه، وزیر امور داخله و رییس عمومی امنیت ملی و مشاور شورای امنیت ملی افغانستان و یک تعداد از مقامات عالی رتبه افغانستان نیز سفرهایی به پاکستان داشته‌اند.

در این مقاله می خواهم روی روابط افغانستان و پاکستان پس از روی کار آمدن حکومت وحدت ملی که چه نشیب و فرازی را پیموده، روشنی بیندازم.

از زمانی که حکومت وحدت ملی در افغانستان تشکیل شده و حتا قبل از آن یعنی در زمان حکومت آقای حامد کرزی، روابط افغانستان و پاکستان با در نظرداشت بی اعتمادی ها هرگز حسنه و مطلوب نبوده، چنانچه از دعوت اشرف غنی به خاطر سفر آقای عباسی به کابل زیاد وقت می گذرد در حالی که قرار بود با در نظرداشت فشار های بین المللی که در حال حاضر بالای پاکستان وجود دارد نخست وزیر آن کشور بعد از دعوت آقای غنی زود‌تر به کابل می آمد، اما تأخیر در سفر او ایجاد شد. این در حالی است که شاهد خاقان عباسی عوض آمدن به کابل به امریکا، چین و عربستان سعودی سفر های کاری داشت. از طرف دیگر، گفته می شود که از چند هفته به این سو نخست وزیر پاکستان در مشورت با رییس ارتش و رییس سازمان استخبارات آن کشور بوده تا توافق و دیدگاه خود را با آن ها در موضوع سفر کابل شریک سازد، حکومت ملکی پاکستان می داند بدون توافق رهبری ارتش پاکستان هر نوع مذاکره و هر نوع تفاهم با افغانستان به جایی نمی رسد .

از سوی دیگر، به باور من در حال حاضر طور نسبی فشار های امریکا در پاکستان و معرفی شدن آن کشور منحیث دولت تروریست پرور در سطح ملی و بین المللی مؤثریت خود را داشته، تلاش های دست اندر کاران سیاست در افغانستان بخصوص دیپلوماسی فعال وزارت امور خارجه افغانستان مثمرثمر و مفید بوده است و توانسته در ترسیم چهره پاکستان منحیث حامی تروریزم مؤثر باشد. امیدواریم پاکستان به این باور رسیده باشد که نوعی تجزیه قدرت در افغانستان که بعضی از سیاسیون پاکستان در راه به ثمر رسیدن آن در تلاش اند که نه به نفع اسلام آباد است و نه به نفع کابل.

از طرف دیگر، به باور من تیره گی روابط تنها به دوش پاکستان و افغانستان نیست، بلکه کشور های دیگر مداخله گر در منطقه و فرا منطقه وجود دارند که می خواهند از این آب گل آلود، ماهی مراد بگیرند.

به هر حال، سیاست جمهوری اسلامی افغانستان نسبت به حسن نیتی که به خاطر روابط دوستانه نه تنها بر پاکستان، بلکه به همه کشور های منطقه و فرا منطقه دارد فکر می کنم این مسأله به درستی تا کنون انتقال نیافته، هرچند عملکرد برخی رسانه‌های کشورما و بعضی افراد در این رخداد بی‌اثر نبوده با آن هم دولت افغانستان طرفدار تفاهم صلح با در نظرداشت منافع ملی در افغانستان است .

خانم تهمینه جنجوعه معاون وزارت خارجه پاکستان چندین مرتبه به کابل سفر کرده است محترم حکمت خلیل کرزی معین سیاسی وزارت امور خارجه افغانستان نیز سفر های کاری به پاکستان داشته، اما با همه تلاش های جانب افغانی به خاطر تفاهم و همکاری متأسفانه تا هنوز یخ های بن بست سیاسی بین دو کشور پا بر جاست. حالا که چند روز بعد نخست وزیر پاکستان در رأس یک هیأت عالی رتبه آن کشور وارد کابل می شود، زمامداران افغانستان توجه جدی خویش را روی نقاط در مذاکرات با نخست وزیر پاکستان معطوف بدارند که از این مذاکرات نتایج مطلوبی به دست آید. به باور من در قدم اول دولتمردان افغانستان بدانند چه مسایل و چه زمینه‌های همکاری میان افغانستان و پاکستان با در نظرداشت همه چالش های موجود تا هنوز وجود دارد که باید عملی شود به طور مشخص در سفر نخست وزیر پاکستان آقای شاهد خاقان عباسی به کابل، چه مسایلی مورد بحث و بررسی قرار گیرد که منافع ملی افغانستان در آن خط قرمز باشد خواهند گرفت؟

واقعیت این است اگر پاکستان صادقانه دست از حمایت مخالفان دولت افغانستان بردارد یا تلاش کند که طالبان را به میز مذاکره بکشاند، باور داشته باشد که کابل تمایل بسیاری برای افزایش روابط دوجانبه با آن کشور دارد. زمینه‌های همکاری در همه حوزه‌ها و به خصوص در زمینه‌های اقتصادی، امنیتی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی نیز زیاد است. در مسأله تروریسم که بحث اصلی بین این دو کشور است، هر دو کشور ظاهراً از وجود گروه‌های تروریستی که در خاک شان وجود دارد رنج می‌برند. هر چند مأمن تروریستان، خاک پاکستان است. با این حال شرایط به گونه‌ای است که امنیت افغانستان، امنیت پاکستان به نحوی با یکدیگر گره خورده است. بنابراین قاعدتاً در این خصوص باید بحث‌های مهمی صورت گیرد.

از نظر اقتصادی، افغانستان در خشکه محصور است و برای استفاده از آبراهه‌های دریایی پاکستان، می‌تواند به آب‌های آزاد متصل شود. امن‌ترین و بهترین مسیر برای اتصال به دریا نیز برای افغانستان، پاکستان است. بنابراین، بحث‌هایی برای استفاده این کشور از بنادر آبی کراچی و گوادر باید صورت گیرد. از طرفی بحث‌های مهمی نیز برای توسعه روابط سیاسی دوجانبه انجام داده شود. یک مسأله مهم دیگر نیز که در این سفر باید به آن زیاد توجه شود. مسأله مهاجرین افغانستانی ها است. حال با توجه به افزایش مهارت‌های کاری افغان‌ها در کشور و استقرار دولت مرکزی در این کشور، بحث بازگشت آن ها به افغانستان مطرح است. همچنین باید اشاره کنم که در این سفر بحث مواد مخدر و مبارزه با آن نیز می تواند قابل بحث و مذاکره باشد. اگر دقت شود در فوق روی نقاط مثبت و تأثیر گذار همکاری های دو کشور صحبت شد حالا لازم می دانم روی نقاط اختلافی بین دو کشور انگشت بگذارم.

نقطه مهم اختلافات عمیق میان پاکستان و افغانستان حمایت پاکستان از گروه های تروریستی در خاک آن کشور است نه چیز دیگری. از طرف دیگر به طور طبیعی با در نظرداشت اسناد تاریخی و داشتن مرزهای طولانی بین این دو کشور، اختلافات مرزی آن هم به نام خط فرضی دیورند میان دو کشور وجود دارد گرچه پاکستان این مشکل را جدی نگرفته، حل و فصل شده می داند.

از سوی دیگر یکی از مشکلات اصلی پاکستان و افغانستان، تولید و قاچاق مواد مخدر است که تولید در افغانستان و راه صادراتی آن از طریق پاکستان و بعضی کشور های دیگر است. باور دارم پاکستان می‌خواهد افغان‌ها را مجاب کند تا دولت این کشور، کشاورزان افغان را مجبور به کشت‌های جایگزین مقرون به صرفه‌ای نظیر زعفران کند تا این مشکل کاهش یافته و حتا حل شود.

انتظار دوم پاکستان از افغانستان، مسأله مهاجران افغانستان است که اسلام آباد انتظار دارد تا آن ها به کشورشان بازگردند. با این حال، همان‌طور که گفته شد دو کشور، دین، تاریخ، زبان و فرهنگ و جنبه‌های مشترک بسیاری دارند. تبادلات فرهنگی میان شهروندان دو کشور بسیار زیاد است. جنبه‌های منفی نیز به استثنای مشکلات تروریستی که پاکستان حامی آن هاست و تا کنون دست از حمایت بر نداشته است چیز جدی دیگری در روابط دو کشور وجود ندارد اگر اراده سیاسی برای توسعه روابط دو کشور وجود داشته باشد می توان راه حل برای اکثر معضلات دریافت، فراموش نباید کرد افغانستان با امریکا معاهده امنیتی امضا کرده است گرچه در ظاهر پاکستان با امضای این معاهده اختلافی نداشته، اما در باطن چنین نیست، نه تنها پاکستان، بلکه ایران روسیه و یک تعداد کشور های دیگر به حضور نیروهای بیگانه در افغانستان دیدگاه مثبتی ندارند و معتقد اند که امنیت منطقه باید توسط خود نیرو‌ها و کشورهای منطقه تأمین شود، اما در این مسأله باید از زاویه افغان‌ها نیز نگریست.

به نظر می‌رسد که حضور نظامی امریکا برای حیات حاکمیت افغانستان در شرایط موجود الزامی است و اگر نیروهای نظامی این کشور به شکل کامل تخلیه شوند، شاید این مسأله به نفع افغان‌ها نباشد؛ زیرا ارتش و نیروهای امنیتی ما به حالتی نرسیده اند که به تنهایی بتوانند نیرو های دشمن را مهار و سر کوب نمایند . حضور نیرو های خارجی تا زمانی که نیرو های افغانستان نیرومند تر شوند در افغانستان یک ضرورت عینی است. پاکستان و کشور های دیگر باید باور داشته باشند که حکومت وحدت ملی با در نظرداشت همه مشکلات، راهی جز مذاکره و امضای معاهده امنیتی با امریکا نداشت ولی افغان‌ها ماده‌ای را در این تبصره گذاشته‌اند مبنی بر این که امریکا حق ندارد علیه کشور ثالثی از پایگاه‌های خاک افغانستان استفاده کند، هر چند که احتمال سوءاستفاده و نادیده گرفتن این اصل به نزد مقامات پاکستانی و بعضی از کشور های دیگر وجود دارد.

حالا در سفر نخست وزیر پاکستان چقدر احتمال امضای توافقنامه همکاری صادقانه به خاطر عدم حمایت از تروریزم و جود دارد قابل بحث است.

احتمال امضای معاهده همکاری امنیتی بین افغانستان و پاکستان مطلق وجود دارد. از یک طرف پاکستان تحت فشار به خاطر همکاری با افغانستان قرار دارد، از سوی دیگر این دو کشور در گذشته نیز با امریکا و اروپا معاهده استراتیژیک امضا کرده اند و پس از آن، دولت افغانستان به خاطر عزم گسترش آن معاهده با هند ، ایران ،چین، ایتالیا ، فرانسه ، انگلیس ، جرمنی و یک تعداد کشور های دیگر نیز معاهده استراتیژیک امضا کرد. در واقع، افغانستان می‌خواهد با گسترش مناسبات دوجانبه و چند جانبه با سایر کشور‌ها و درگیر کردن قدرت‌های منطقه‌ای در پی حل بحران امنیتی داخلی‌اش گام عملی زیادتری بردارد، اما نگاه به گذشته پاکستان، مداخلات آشکار و پنهان به خاطر حمایت از تروریزم، من کمتر باور دارم که امضای توافقنامه همکاری به خاطر از بین بردن تروریزم و عدم مداخله آن کشور در امور افغانستان به زودی به ثمر برسد. تعهدات همه جانبه ای خواهد شد ولی پوشیدن جامه عملی با آن از طرف پاکستان به وقت نیاز دارد آن وقت زمانی خواهد بود که پاکستان جز از همکاری دیگر همه دروازه های امید را به روی خود بسته ببیند.

نگارنده: احمد سعیدی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *