سلام برچی نیوز | پاسخی به نقدهای برخی از دوستان!
  • انتشار: ۹ دلو ۱۳۹۵
  • ساعت: ۹:۴۷ ق.ظ
  • سرویس: توره های فیس بوکی
  • کدخبر: 718
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=718

پاسخی به نقدهای برخی از دوستان!

بعضی از دوستان بر جنبش روشنایی ایراد می گیرند که نباید دست به تظاهرات می زدند. نباید برمطالبه جنبش روشنایی تکیه و تاکید می کردند. باید کوتاه می آمدند و به آن چه برخی از بزرگان سیاسی هزاره به آن رسیده اند اکتفا می نمودند. چرا که این همه تاکید و تکرارها جامعه ما را در دوم اسد به سمت فاجعه برد و جامعه ما را متضرر ساخت. این دوستان می گویند یک لین برق این همه ارزش ایستادگی و تظاهرات و پرداخت هزینه را نداشت!

بعضی از دوستان بر جنبش روشنایی ایراد می گیرند که نباید دست به تظاهرات می زدند. نباید برمطالبه جنبش روشنایی تکیه و تاکید می کردند. باید کوتاه می آمدند و به آن چه برخی از بزرگان سیاسی هزاره به آن رسیده اند اکتفا می نمودند. چرا که این همه تاکید و تکرارها جامعه ما را در دوم اسد به سمت فاجعه برد و جامعه ما را متضرر ساخت. این دوستان می گویند یک لین برق این همه ارزش ایستادگی و تظاهرات و پرداخت هزینه را نداشت!

نسخه این دوستان این است که جامعه هزاره اقلیت است. جامعه هزاره تاریخ خون باری را تجربه کرده و دیو استبداد سخن حق و عدالت خواهانه را نمی شنود. از این رو باید تا زمانی که جامعه افغانستان دچار تغییرات عمیق و دموکراتیک نشده؛ صبر کرد. پرداخت این همه هزینه نیاز نیست. باید آرام در خانه های مان خزید. دم فرود بست و هیچ نگفت و نشست و نظاره و تماشاکرد!

این دوستان گاهی روی شیوه های مبارزات مدنی مخصوصا نافرمانی مدنی ایراد می گیرند. می گویند نپرداختن بیل برق و مالیات حکومت را آسیب نمی زند و به زانو درنمی آورد. باید آرامش را حفظ کرد. و مردم را به جریمه و مجازات احتمالی حکومت نسپرد!

خلاصه این که همان حرف یکی از مدعیان روشنفکری است که اگر تظاهرات سبب شود که دماغ یک نفر خون شود نیاز و ضرورت نیست و او شرکت نمی کند و خلاصه این که این دوستان که قلم شان حنجره و صدای استبداد و بلندگوی مسافران سیاست هزاره شده است به این باور اند که هزاره باید تا سالها و سالها قواعد اعلام ناشده سیاست استبدادی و استبداد سیاسی جاری را در این کشور بپذیرد. خاموش بماند و با جریان آب شنا کند و با سیاست فاشیستی حاکم مدارا کند!!!

ما از این دوستان می پرسیم که اگر مردم را رها می کردیم. به مطالبات شان به صورت حداقلی نگاه می کردیم و به عنوان شهروند اضافی در این سرزمین نفس می کشیدم و مسافرانه سیاست می کردیم به منافع مردم بی توجهی و حتی خیانت می کردیم و راه منافع زودگذر شخصی مان را می رفتیم و ۱۶ سال شعار عدالت می دادیم و در عمل شاهد ریشه گرفتن و ستبر شدن درخت کهن استبداد می بودیم. به گمان شما خیلی کار عالی انجام می دادیم؟

پس آن همه هزینه ها و قیمت ها را برای چه پرداختیم؟ شهید مزاری و جریان عدالت خواهی در کشور که به مراتب وسیع تر از حزب وحدت بود و هست برای چه آن همه قیمت و قربانی را پرداخت؟ چرا میلیون ها خانواده شهید و زخمی و زندانی و اسیر و آواره را در این راه تحمل کرد. مگر نه بود که ما می خواستیم و می خواهیم در جامعه زندگی کنیم که هزاره بودن جرم نباشد و انسان بودن معیار و حقوق برابر و شهروندان درجه یک قاعده سیاست و امور باشد؟

جنبش روشنایی آمد و گفت که پس از این همه هزینه و شهید و قربانی و آوارگی و دربدری و مبارزه و مجاهده نمی توانیم شهروند اضافی و درجه دوم بودن را تحمل کنیم. نمی توانیم در فضای تبعیض و ستم زندگی کنیم. نمی توانیم تحقیر و توهین را برای نسل های حال و آینده مان تحمل کنیم و به میراث بگذاریم. ما مطابق قانون اساسی دارای حقوق برابر با سایر شهروندان این کشور هستیم و اجازه نمی دهیم روند بی عدالتی و ستم در این کشور ادامه یابد. ما می خواهیم دارای یک جامعه پیش رفته؛ دارای مناسبات دموکراتیک و انسانی باشیم. یک جامعه امن و آرام و با نشاط و مهر آمیز و قابل افتخار و دارای قوانین و ساختارها و رفتارهای انسانی و عادلانه!

محمد عارف رحمانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *