سلام برچی نیوز | وضعیتِ امنیتی در دموکراسیِ کاراکترها
  • انتشار: ۱۹ حوت ۱۳۹۵
  • ساعت: ۹:۴۹ ق.ظ
  • سرویس: x تیتر دو
  • کدخبر: 1485
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=1485

وضعیتِ امنیتی در دموکراسیِ کاراکترها

در زمان انتخابات، در یادداشتی یادآور شدم که تقلیلِ دموکراسی در کاراکترها و رهبرانِ قومی‌ـ‌سیاسی، به مردمی‌شدنِ قدرت نمی‌انجامد، به بازتولید ارباب‌ها در شهرها می‌انجامد.

در زمان انتخابات، در یادداشتی یادآور شدم که تقلیلِ دموکراسی در کاراکترها و رهبرانِ قومی‌ـ‌سیاسی، به مردمی‌شدنِ قدرت نمی‌انجامد، به بازتولید ارباب‌ها در شهرها می‌انجامد. استبداد و زورگویی، در چنین ساختاری از بین نمی‌رود، به‌روزتر می‌گردد و به تعداد رهبران و اربابان قومی تکثیر می‌شود. آن زمان اربابان و نوکران از انتخابات، اسطوره‌ی رهایی‌بخش ساخته بودند و بی‌آن‌که برنامه‌ و طرحی برای فردا داشته باشند، رای گدایی و به نفع کاندید مورد نظر شان تقلب می‌کردند. همین نوکران که امروز برای براندازیِ ارباب سر از پا نمی‌شناسند و حتا در برابر مردم اشک می‌ریزند، برای تقلیل دموکراسی در به‌قدرت‌رسیدنِ ارباب‌ها سنگِ تمام گذاشتند و برای خلاصه‌کردن مردم/ دموس در ارباب به هر دروغ و فریبی متوسل شدند.

ساختارامنیتی دموکراسی ارباب‌ها و کاراکترها حافظِ نظام ارباب‌ـرعیت است و نمی‌تواند مردمی باشد. در چنین ساختاری، هیچ طرح و استراتژی سراسری برای امنیتِ عمومی وجود ندارد. فعالیت‌های امنیتی کور و بی‌طرح، حتا اگر صادقانه باشد – که نیستند- به امنیتِ مردمی نمی‌انجامند. بخش‌های زیادی از کشور عملن از کنترل دولت خارج شده‌اند. خیابان‌های پایتخت‌ جولان‌گاه تروریست‌هاست. اعتراض‌های مردمی به خاک و خون کشیده می‌شوند. سال‌هاست که جنوب صحنه‌ی جنگ و نبرد است. خطوط مرزی پاکستان هر روز موشک‌باران می‌شود. شورشیان شرق دختران مردم را به زور از خانه می‌برند و به نکاح خود در می‌آورند. شمال نیز کم از کنترل دولت خارج می‌شود. بهار غور و بادغیس و ولایت‌های غربی نیز خونین پیش بینی می‌شوند.

نیروهای امنیتی و اردوی ملی نیز یا درگیر جنگِ تریاک و زود و بندهای منطقه‌ای‌اند، یا گارد دمِ در خانه ارباب‌ها و رهبرانِ قومی. به موزاتِ دموکراسیِ کاراکترها و ارباب‌ها، تفسیرهای مردمی از ناامنی نیز ساختارِ ارباب‌رعیتی دارند. جهادالنکاح و کشارهای خونین ننگرهار و مناطقِ پشتون‌نشین برای اقوام غیر پشتون بی‌معناست و انگشتِ اتهام به پشتون‌های قربانی دراز می‌شود که قربانی جنگِ مافیایی‌اند. متقابلا به خاک و خون‌کشیده‌شدنِ تظاهراتِ مردمی هزاره برای اقوام دیگر معنایی ندارد. در صورت‌بندی ازبیک و تاجیک و هزاره نیز تفسیرها این‌گونه‌اند. این تفسیرهای فرقه‌گرایانه نه تنها به استقرار امنیت کمک نمی‌کنند، بلکه ناامنی را تشدید می‌کنند. در نبود استراتژی امنیتی از سوی دولت افغانستان، کانال‌های پخش خبر و رسانه‌های جمعی از سوی قدرت‌های منطقه‌ای جهت‌دهی و مدیریت خواهند شد. ساختارِ فهم مردمی، به ویژه قشرِ تحصیل کرده، از مسایل امنیتی، به مراتب معیوب تر برداشتِ دولتی است.

استقرار امنیتِ سراسری در دموکراسیِ اربابان و کاراکترها ممکن نیست. تولید و تفسیر و چرخشِ اطلاعات در چارچوب‌های بسته‌ی قومی و فرقه‌ای و جنگِ ارباب با ارباب یا اربابان و نوکران، مردم را تکه‌تکه و ناامنی را تشدید می‌کند. راه بیرون‌رفت از این وضعیت، حاکمیتِ قانون است. در سطح دولت باید یک چارچوبِ امنیتی مبتنی بر قانون اساسی و نه منافع اربابان طراحی شود. در سطح اجتماع نیز گفتارها از چارچوبِ ارباب‌‌ها و نوکرهای قومی بیرون و در بستر تجربی و قانونی درک و تحلیل شود. در حال حاضر مردم هزاره، به‌ویژه دایاسپورای هزاره، بیش از هر مردمی اسیر این غوغا شده‌اند و بی‌هوده تلاش می‌کنند مسایل امنیتی را از مجرای مناسک و کارناوال‌های عزا و نشست‌های قومی و نمایشی حل کنند. در هرکجا هستند، سرگرمِ عزاداری مردگان اند. محتوای این نشست‌های قومی تولیدِ آگاهی کاذب، طرح مسایل خارج از بستر تاریخی و اجتماعی، ترویج کین و لعن و نفرت بر دیگری و درونی‌سازی منازعات در درون مردم هزاره است.

در سلامتِ عقل آن هزاره‌‌ای که شهروند استرالیا، اروپا یا امریکاست و عکس می‌گیرد «من، افغان نیستم» باید شک کرد، زیرا هیچ دلیلی بر افغان‌بودن او نیست تا او آن را نفی کند. شهروندسرمایه‌گذاری روی مناسک قومی و مذهبی مشکلی را حل نمی‌کند، فاصله‌های قومی و مذهبی و ناامنی‌های سیاسی و اجتماعی را تشدید می‌کند. کمک‌های مالی و سرمایه‌گذاری روی فعالان سیاسی‌ای که هیچ طرح و برنامه‌ای ندارند به تشدید ناامنی می‌انجامد. کمک‌های مالی و معنوی مهاجرین تنها در صورتی که به مکاتب و مراکز مشخصِ آموزشی و دانشجویان نیازمند مصرف شوند، پی‌آمد مثبت دارد، در غیر این صورت اختلافات درونی را چند برابر خواهند کرد. تفسیرهای قومی از کشتارها و ترورها، چرخه‌ی کشتار و ترور را ابدی می‌کند. اینکه به خاک و خون‌کشیده‌شدنِ معترض هزاره قلب قلب قوم دیگری را جریحه‌دار نکند غم‌انگیز است، غم‌انگیزتر از آن اما این است که به خاک و خون‌طپیدنِ مردمان و سربازان غیرهزاره برای مردم هزاره کمتر از جنگ نوکران بر سر لنگی و چپن اربابان هزاره ارزش دارد. تیرباران شدن داکترهای متعلق به اقوام دیگر که سال‌ها زخمی‌های هزاره را تدوای کرده دل این مردم را نمی‌لرزاند و کشتار و ترور اقوام دیگر را اصلن نمی‌بیند. تبعیض علیه مردم هزاره هست. گروه‌های دولت‌برانداز اما فقط در پی اعمال تبعیض علیه هزاره نیستند، خواب پاک‌سازی و قتل عام کامل آن‌ها را در سر می‌پرورانند و اگر قدرت را به دست گیرند، «حتا بر گورها و مردگان نیز رحم نخواهند کرد». در هر صورت استقرار امنیتْ مستلزم تغییر استراتژیک در نگاه امنیتی است. تقلیل دموکراسی به اشخاص و کاراکترها به امنیت و عدالت نمی‌‌انجامد، در بهترین حالت ارباب‌های جدید و پست‌تر و بی‌رحم‌تر تولید می‌کند.

اسد بودا

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *