• انتشار: ۲۱ قوس ۱۳۹۶
  • ساعت: ۱۱:۴۸ ق.ظ
  • سرویس: تیتر 2
  • کدخبر: 10472
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=10472

هزاره های سنی نیازمند گذار از هویت منطقه ای!

هزاره های اهل سنت افغانستان به عنوان یکی از طیف های بزرگ قومی بیشتر در مناطق شمال و غرب کشور ، با مردمانی مبارز و جنگجو ، نسل جوان تحصیلکرده ساکن میباشند که در طول زمان به علت عدم تفاوت مذهبی با گروه های دیگر قومی هم‌مذهب از جمله تاجیک ها ، پشتون ها ، اوزبیک ها ووو…یکجا شده و این یکجایی مرزهای سیاسی و فرهنگی را درنوردیده و در بعضی مناطق تا مرحله هضم پیش رفته اند و در این تغییرات توانسته اند با گروه های قومی دیگر ارتباط خونی برقرار کرده اند.

هزاره های اهل سنت افغانستان به عنوان یکی از طیف های بزرگ قومی بیشتر در مناطق شمال و غرب کشور ، با مردمانی مبارز و جنگجو ، نسل جوان تحصیلکرده ساکن میباشند که در طول زمان به علت عدم تفاوت مذهبی با گروه های دیگر قومی هم‌مذهب از جمله تاجیک ها ، پشتون ها ، اوزبیک ها ووو…یکجا شده و این یکجایی مرزهای سیاسی و فرهنگی را درنوردیده و در بعضی مناطق تا مرحله هضم پیش رفته اند و در این تغییرات توانسته اند با گروه های قومی دیگر ارتباط خونی برقرار کرده اند.

در این ارتباط خویشاوندی و خونی اکثریت قریب اتفاق با اصل گریز از اصلیت خود ، بیشتر ترجیح بر هویت منطقه ای مثلا کندزی، پروانی، تخاری، خنجانی، ، پنجشیری و سرخی ووو…. را در درون خود نهادینه کرده اند.

هویت منطقه ای نیز یکی از اصطلاحات هویت بخشی که فرد بیشتر خود را مربوط به یک منطقه جغرافیایی مشخص میداند و تمامی مسائل فرهنگی، قومی خود را براساس آن تنظیم کرده و اهمیت ویژه ای به منطقه و سمت میدهد میتوان گفت.

بحث منطقه گرایی و هویت بخشی منطقه ای جزئی جدانشدنی از این مردم شده است، طبعا این هو یت بخشی که آنها را از معاملات بزرگ قدرت سیاسی و مناسبات اجتماعی کلان کشوری که از آغاز تا حالا قومی صورت گرفته ، آین مردم را دور نگه داشته و بزرگترین عامل عقب ماندگی شان شده است.

همانطور که در ساختار سیاسی این گروه از سوئی به خاطر هویت و از سوئی به خاطر مذهب در هیچ یک از گروههای قومی مخصوصا تاجیک های سنی مذهب و هزاره های شیعه مذهب جایگاه خود را باز نتوانسته اند و از حقوق خویش دور مانده اند.

به گونه مثال ولایت بغلان که بیشتر از ۹ ولسوالی و ۸۰ درصد هزاره سنی نشین را در خود جا داده است تا الحال یک والی یا فرمانده پولیس از تبار هزاره سنی بادغیسی یا لغمان یا پنجشیری نداشته است و خود نیز نتوانسته است از مردم خود را در دیگر ولایات بگمارد، مثال های دیگری مانند بادغیس و پروان وووو… وجود دارد ، همچنان این طیف بزرگ‌قومی در کابینه وپارلمان و سنا و … نیز نماینده مشخصی ندارد.

این نقش گریزی و هویت پذیری کاذب منطقه ای باعث سوءاستفاده بیشتر گروهی از هویت های ندارند و همیشه بیشتر حالت رای دهنده و صندوق رای برای دیگران بوده اند و هرگز به خود جسارت آقایی و باداری نداده اند.

حال اینکه بعد از گذشت سالها نسل جوان این طیف قومی با دنباله روی های بی فایده و شناخت چهره های اصلی بزرگان استفاده جو دیگر اقوام امید است بهتر درک کنند که هویت فرهنگی، هویت منطقه ای و جامعه پذیری سیاسی متداول در مناطق سکنی گزین شان هیچ‌جایی را نگرفته و نمی گیرد. تا زمانی که این طیف کبک گونه سر در برف کرده و خود را به غاصبان غلام‌پرور تسلیم دهند از این وضعیت بیرون‌نمی شوند.

وقتی که هزاره های اهل سنت از گروه های قومی دیگر حمایت میکنند و بیشتر خود را منتصب به آنها میدانند باید بتوانند جایگاه شخصی خود را در میان آن قوم‌تثبیت کنند ولی این زمان هرگز میسر نشده است و اگر به این روال پیش برود نسلهای بعدی نیز سرخورده و پریشان راه را ادامه خواهند داد و اگر این روزنه امید “شورا حمایت نگردد این صدای حق خواهی کند یا خاموش خواهد شد و دیگر هیچ زمانی نمی توانند برخیزند.

مشا ابکه

برگرفته از صفحه هزاره های اهل سنت

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *