سلام برچی نیوز | نکته‌یی در باب ناگزیری
  • انتشار: ۱ سرطان ۱۳۹۶
  • ساعت: ۸:۵۵ ق.ظ
  • سرویس: توره های فیس بوکی
  • کدخبر: 4125
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=4125

نکته‌یی در باب ناگزیری

عده‌یی از تحصیل‌کردگان روشنفکر تا بیرون از دولت بودند، منتقد صریح و گاه حتا بی‌انصاف دولت بودند. وقتی وارد شغل دولتی شدند، یا خاموش شدند یا زبان خود را تعدیل کردند یا شروع کردند به دفاع از کارنامه و سیاست دولت.

عده‌یی از تحصیل‌کردگان روشنفکر تا بیرون از دولت بودند، منتقد صریح و گاه حتا بی‌انصاف دولت بودند. وقتی وارد شغل دولتی شدند، یا خاموش شدند یا زبان خود را تعدیل کردند یا شروع کردند به دفاع از کارنامه و سیاست دولت.

بسیاری از دست این مجموعه‌ی ِ دولتی‌شده شاکی اند و آنان را به صد چیز متهم می‌کنند و به هزار زبان ملامت. مخصوصا در هنگام جانب‌گیری‌های سیاسی این ملامت‌ها بیشتر شدت می‌یابند.

نکته این است:

در افغانستان، سطح اشتغال بسیار پایین است. اکثر آدم‌های تحصیل‌کرده برای پیدا کردن شغل سرگردان اند. در همین اواخر گفته شد که برای چند پُست در حدود بیست و پنج هزار نفر درخواست داده اند. در چنین شرایطی، اگر کسی شغلی در دولت پیدا کند ( شغلی با معاش مناسب و احتمالا پس از انتظاری طولانی)، چنین کسی نمی‌تواند علیه ِ موقعیت تازه‌یافته‌ی خود قیام کند یا مثل دوران ِ خجسته‌ی آزادی و بی‌کاری خود راحت بنویسد و سخن بگوید و اعتراض کند. نمی‌شود. این را باید درک کنیم. اگر همین آدم از دولت بیرون بیاید و دوباره به جمع منتقدان صریح‌اللهجه و شدیدالبیان دولت درآید، من و شما که غم آب و نان او را نمی‌خوریم.

این‌ها شوخی نیستند. همه نمی‌توانند مشقت‌های معیشتی را تا مرزهای طاقت‌فرسای آن تحمل کنند و به خاطر جبهه‌گیری‌های سیاسی یا آرمانی هرگز به جاذبه‌های امکانات دولتی تن ندهند. من و شما نیز که بیرون از دولت‌ایم و در اردوگاه ملامت‌گران، شاید وقتی از سر ناگزیری وارد شغل دولتی شویم ممکن است یا خاموشی بگزینیم یا زبان مان را تعدیل کنیم یا یکباره کشف کنیم که دولت کارنامه‌ی کاملا قابل دفاعی دارد. تنها ناگزیری هم نیست البته. جاذبه‌ی قدرت‌مندی و پرستیژ نیز هست.

این سناریو را در خیال تان سبک و سنگین کنید:

فرض کنید یکی از همین منتقدان سرسخت دولت، که این دولت را بارها فاشیست خوانده و حتا به سقوط‌اش راضی بوده، از سوی دولت دعوت شود که بیاید و وزیر داخله شود. فرض کنید پارلمان هم صد درصد آماده است که به او رای بدهد. به نظر شما در ذهن آن منتقد دعوت‌شده و رفقایش چه خواهد گذشت؟ گمان من این است که او و رفقایش این گونه استدلال خواهند کرد:

باید از این فرصت به نفع مبارزه‌ی برحق خود استفاده کرد. رفتن به وزارت داخله فرصتی فراهم می‌کند تا آرمان‌های مردم رنج‌دیده‌ی خود را از درون دولت دنبال کنیم… . یک کتاب دلیل برای قبول کردن وزارت داخله. اما اصل قصه همان جاذبه‌ی وزارت است. وقتی که این فرد وزیر داخله شد، به همراهان خود خواهد گفت:

ما باید تا جایی که ممکن است از اصلاحات در دولت حمایت کنیم و خوشبختانه اخیرا جلالت‌مآب رییس جمهور نیز وعده سپرده که از هیچ‌گونه همکاری با ما دریغ نورزد ( سخن آشنایی به نظر می‌آید؟).

این است که از همان ابتدا آدمیت ِ آدمی و نقش موقعیت او بر رفتارهایش را نباید از یاد ببریم یا نادیده انگاریم. نباید هر روز شدیدا تکان بخوریم و دهان مان از حیرت باز بماند. علم و تجربه‌ی چند هزارساله به ما می‌گویند که اکثر انسان‌ها «متوسط» اند و انسان‌های متوسط گاهی کمی به راست و گاهی کمی به چپ حرکت می‌کنند و این نباید مایه‌ی شگفتی شود. برنامه‌ها را نیز باید برای همین اکثریت متوسط ریخت.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *