• انتشار: ۲۶ دلو ۱۳۹۶
  • ساعت: ۳:۳۳ ب.ظ
  • سرویس: x تیتر دو
  • کدخبر: 12291
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=12291

نقدی بر منتقدین عدالت خواهان/جنبش روشنایی جایگاه چه کسانی را تضعیف می کند؟

از نظر حمایت مردمی که مشروعیت نهاد مدنی است، تا کنون در تاریخ افغانستان، جنبش روشنایی بی نظیر است و هیج حرکتی چنین طرفدار خود جوش مردمی را نداشته. در قدم اول حمایت مردمی نتیجه‌ی کامیابی این حرکت عدالت خواهانه محسوب می‌شود. در قدم دوم، زمینه ساز تامین عدالت و به دست آوردن حقوق از دست رفته یک ملت در اهداف میان مدت و دراز مدت خواهد بود.

الف- مقدمه و طرح مسئله

اصل نقد و نظر در هر حرکتی امر طبیعی است، چه بسا که نقد و نظر آگانه باعث پیشرفت و جبران کاستی ها می‌شود. و نقد بر جنبش روشنایی، یا بر خود این حرکت است، یا بر علیه افراد که مشغول فعالیت در آن هستند. و نقد به طوری کلی بر دو قسم است: نقد منصفانه و نقد از روی غرض. با توجه به این نکته، منتقدان جنبش (عدالت خواهی- روشنایی) که از انقلاب تبسم شروع شد. به نظر نگارنده پنج گروه هستند:

۱- گروهی که می‌گویند؛ جنبش روشنایی در این مدت دو سال نتیجه ای نداده؟

۲- گروهی که جنبش روشنایی را برای تخریب پایگاه اجتماعی رهبران هزاره و سران احزاب، ارزیابی می‌کنند؟

۳- گروهی که خود شان را، لایق رهبری جنبش روشنایی می‌دانند و افراد موجود را قبول ندارند؟

۴- گروهی که می‌گویند جنبش در تقابل با جامعه روحانیت است و در صدد تخریب این طیف اجتماعی است؟

۵- کسانی که صرف انتقاد دارند و دلیلی ارایه نمی کنند؟

ب- تبیین انتقادات و جواب آنها

۱- جنبش روشنایی در این دو سال نتیجه‌ی نگرفتند با این که ۸۵ نفر شهید و بیش از ۴۰۰ نفر زخمی دادند پس از این تظاهرات و… کاری ساخته نیست؟

این نکته را باید توجه داشته باشیم که در تمام حرکات مدنی و فرهنگی به خصوص جنبش روشنایی اهداف: (کوتاه مدت، میان مدت و دراز مدت) نهفته است. این طیف از منتقدان فقط اهداف را در انتقال لین برق از موضع تصویب اولی اش (بامیان) خلاصه می‌کنند. اولا نتیجه اش این است که اگر برق از بامیان اتقال پیدا نکند از سالنگ نیز انتقال نخواهد یافت. معنی اش این است که این مبارزات نتیجه داده. علاوه بر این نتایج مهم تری را می‌شود جستجو کرد؛ طبق شعار معروف؛ درد ما برق نیست درد ما فرق است. نتیجه فعلی جنبش روشنایی، در ابعاد مهم دیگر فوق العاده قابل احساس است که از سه جهت ارزیابی می‌شود:

الف- حمایت گسترده‌ی مردمی

از نظر حمایت مردمی که مشروعیت نهاد مدنی است، تا کنون در تاریخ افغانستان، جنبش روشنایی بی نظیر است و هیج حرکتی چنین طرفدار خود جوش مردمی را نداشته. در قدم اول حمایت مردمی نتیجه‌ی کامیابی این حرکت عدالت خواهانه محسوب می‌شود. در قدم دوم، زمینه ساز تامین عدالت و به دست آوردن حقوق از دست رفته یک ملت در اهداف میان مدت و دراز مدت خواهد بود.

ب- حساب بردن حکومت

دولت به هیج نهاد مردمی و احزاب سیاسی به اندازه جنبش روشنایی اهمیت قایل نیست. به تعبیر دیگر مهم‌ترین هراس را از جنبش روشنایی در پیگری فساد و بی عدالتی و عریان نمودن چهره تزویر و تقلب خود دارد. این نتیجه‌ی کمی نیست.! اگر جنبش در مبارزاتش جدی باشد، قطعا در میان مدت و دراز مدت نتیجه بهتری می‌گیرد. به همین خاطر است که حکومت با حربه های مختلف برای سرکوب این حرکت تلاش می‌کند؟

ج- جلب توجه جامعه جهانی

نمایندگان جنبش روشنایی با مقامات کشورهای مانند استرالیا و آلمان و غیره کشورهای که در امنیت و بازسازی افغانستان سهمی دارند، یا به خاطر زندگی مهاجرین عمدتا جامعه هزاره در آن کشورها این بیعدالتی ها ارتباط پیدا میکند، به راحتی دسترسی دارند و صحبت میکنند. حتی به دیوان بین المللی لاهه شکایت خود را ثبت نموده. و به عنوان یک نهاد عدالت طلب و پر طرفدار مردمی، مورد توجه است. در حالی که نمایندگان رسمی دولت افغانستان به این راحتی نمی‌تواند با مقامات عالی رتبه کشورهای اروپایی و دیوان بین المللی لاهه دست رسی داشته باشد. و تظاهرات های ملیونی که در مونیخ آلمان سال گذشته برگزار شد و امسال نیز بر گزار خواهد شد حاکی از اقتدار مردمی این جنبش و نتیجه ملموس این حرکت محسوب می‌شود.

۲- منتقدین دوم، کسانی هستند؛ که جنبش روشنایی را حرکتی برای تضعیف جایگاه استاد خلیلی و استاد محقق میدانند و فکر می‌کنند با فعالیت جنبش و پیشرفت در اهداف خود پایگاه های مردمی آقای خلیلی و محقق تضعیف میشوند؟

این ها غالبا افرادی هستند که عمدتا منافع خود شان را نیز در گرو قدرت محقق و آقای خلیلی و در تضعیف جنبش روشنایی می بینند.

*- این نکته بدیهی است که جنبش روشنایی، خواست مردم را پیگیری می‌کند، ممکن است با منافع خیلی از اشخاص، در تضاد باشد، بدیهی است که اهداف جمعی نسبت به اهداف شخصی مقدم است اگر چه در تقابل با جایگاه مردمی رهبران هزاره باشد. از طرفی جنبش روشنایی در ابتدا با وجود استاد محقق و خلیلی قدرت بیشتری داشت، این مشکل از طرف خودآنها است که احتمالا با فشار دولت از این موضع کنار رفتند و بر علیه این نهاد موضع گرفتند، یا کدام دلیلی دیگری داشتند. بدیهی است که اگر آنها از این جنبش حمایت کنند یا حد اقل مانعی سر راه نباشند افراد مشغول فعالیت در جنبش کدام مشکل شخصی با آنها نخواهند داشت.

۳- سومین طیف از معترضان، افرای هستند که؛ هیج دلیلی برای خود نمی تراشند، چون در افغانستان خیانت و بی اعتمادی زیاد است غالبا نگاه منفی خودش را در هر حرکتی ابراز می‌کنند.

این اعتراض ها ناشی از جو عمومی افغانستان است که انتقاد از هر کسی و هر حرکتی مرسوم و تبدیل به عادت شده! هر چیزی را به نگاه منفی می‌نگرند. تفسیر شان از آزادی بیان نیز این است که هر کس هر چه دلش خواست بدون ارایه دلیل ابراز کنند. این نوع انتقادات برخواسته از یأس و نومیدی و باور نداشتن به آینده‌ی بهتر است. گویا همین وضعیت موجود را پذیرفته و توقعی از دولت ندارند. و بر حرکات و تلاش مردم نیز باور مند نیستند.

۴- طایفه چهارم، کسانی هستند که افراد مشغول فعالیت در جنبش را، در تقابل با علما و سنت مذهبی و حوزوی میدانند؟ این انتقاد چهار تا جواب میتواند داشته باشد:

الف- معیار حقانیت دین و مذهب است نه عالم! اگر عالمی از باطل دفاع کند حرمتی ندارد. به عنوان مثال اگر عالمی بیاید از کارنامه ظلم و تبعیض اشرف غنی و حکومت وحدت ملی دفاع کند، نه تنها جنبش، که همه باید بر علیه او موضع بگیرد. و آن عالم مسئولیت و جرم سنگینی دارد، زیرا مشروعیت به باطل میدهند و حق مردمش را نادیده می‌گیرد. این یک قاعده است و تعیین مصداق نیست.

ب- این اعتراض در حد اتهام است و ثابت نشده که اعضای جنبش روشنایی بر علیه علما موضع گرفته باشند. نه تنها در تقابل با علما نبوده، بلکه اعضای قابل توجه آن را علما تشکیل میدهند، در شورای عالی مردمی جنبش روشنایی در کابل بخش قابل توجه آن علمای هستند که در حوزه علمیه تحصیل نموده، یا هم تحصیلات اکادمیک دارند و هم تحصیلات حوزه‌وی در کنار فرهیخته گان دانشگاهی و طلاب و دانشجویان. گذشته از آن در عدالت خواهی بر روی کسی بسته نخواهد بود. از پیوستن علمای عزیز استقبال خواهم کرد. هر که در آنجا فعالیت کند به عنوان یک عضو عدالت طلب است. و آنچه مهم است اصل حرکت عدالت خواهی است و احتمال دارد بعضی افراد موجود نیز از فعالیت در جنبش خود داری کنند، و خیلی از افراد دیگر بپیوندد. ما باید روی سیستم و هدف متکی باشیم نه روی افراد.

ج- جنبش روشنایی تنها در اعضای شورای عالی مردمی کابل، خلاصه نمی‌شود؛ بلکه حرکت عدالت خواهی جنبش روشنای در سطح بین المللی استرالیا و آلمان و… از جمله در ایران، به صورت گسترده مشغول فعالیت هستند، اعضای ستاد جنبش، در قُم، و مشهد مشتکل از علمای برجسته، فرهیختگان دانشگاهی، تشکل های دانشجویی و طلاب هستند. مراسم سالگرد شهدا با مشارکت نخبگان و دانشجویان دانشگاهای مختلف برگزار گردید. اگر جنبش روشنایی بر ضد علما و جامعه روحانیت باشد، پس حضور علمای که که در کابل، و ستاد جنبش روشنایی- در قُم، فعالیت می‌کنند چه توجیهی میتواند داشته باشد؟!

د- در هیج جمعی امکان ندارد که یک حلقه‌ی‌ انسانی متشکل از انسانها‌ی کاملا فرشته صفت باشند و هیج لغزشی نداشته باشند! چون غیر از انسانهای معصوم، دیگران خالی از اشتباه نیست. دفاع از جنبش روشنایی به این معنا نیست که جنبش هیج اشتباهی ندارد ممکن است بعضی از خلا ها احساس شود که؛ دلیل نمی‌شود برای تخریب آن کوشید. و منصفانه نیست که اصل حرکت را تخریب کنند، بلکه برای اصلاح آن باید بکوشند.

۵- پنجمین طایفه از منتقدان، افرادی هستند که توقع مقام و موقعیت خاص و امتیازاتی در جنبش را داشتند و برای خود جایگاه ویژه‌ی قایل بودند، چون این موقعیت را غیر ممکن دیدند. جنبش و افراد مشغول فعالیت در آن را به باد انتقاد گرفتند؟

ج- از خود ساختار جنبش به دست می آید که در جنبش روشنایی تصمیم مردمی مهم است. شورای عالی مردمی به نمایندگی از مردم تصمیم میگیرد و تصمیم شخصی نسیت! این قابل مقایسه با کدام حزب سیاسی نیست که تعدادی در آنجا صاحب صلاحیت شود و امتیازی ویژه‌ی داشته باشند. کدام منبع مالی هم ندارد که افراد خاصی را امتیازات مالی بدهند. بلی شورای عالی مسؤلیت های مهم را به عهده افرادی میگذارند که از دیگران در آن بخش توانمد‌ تر هستند. که این بستگی به فعالیت و لیاقت هرکس دارد. طبیعتا هرکه توانمدی اش در انجام کاری بیشتر باشد او باید این کا را انجام دهد. حرکات عدالت طلبی و ظلم ستیزی ماهیتش کار برای مردم و خدا است.

جمع بندی

این انتقاد ها نسبت به جنبش روشنایی، از روی غرض به نظر می‌رسد. زیرا اگر انتقادات واقعی و منصفانه باشد باید راه حلی نیز ارایه کنند، در هیج کدام از این انتقادات راه حل و طرح بدیل ارایه نشده. اگر جنبش نا کار آمد و اعضای آن فاقد شایستگی و اعتماد است، بیایید خود تان وارد میدان شوید و راه حلی دیگری ارایه کنید. و طرح بدیل برای جنبش روشنایی پیشنهاد کنید. راهکار مناسب برای برون رفت از ظلم و بی عدالتی دولت افغانستان علیه هزاره ها و اقلیت های دیگر ارایه کنید. وقتی صرف انتقاد بدون راه حل و طرح بدیل باشد، عادلانه و منصفانه نخواهد بود. تنها این گونه انتقادات اثر منفی دارد که اراده مردم را نسبت به بدست آوردن عدالت و سرنوشت شان، سست میکند.

نگارنده: عزیزالله نظریان

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *