سلام برچی نیوز | من نهم حوت‌را به «طالب» و «سرباز» توامان، تبریک می‌گُم به دلایل آتی:
  • انتشار: ۹ حوت ۱۳۹۵
  • ساعت: ۱۲:۱۵ ب.ظ
  • سرویس: x تیتر دو
  • کدخبر: 1310
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=1310

من نهم حوت‌را به «طالب» و «سرباز» توامان، تبریک می‌گُم به دلایل آتی:

در “زدنک” طرفدار فلسفه جنگ “غربی” و “یونانی” و “اسلامی” هستم؛ فکر کنم که فلسفه جهانی، به استثنای فلسفه “چینی” به نحوی جنگ را “اتوریته “می کنند. چنانچه “کنفسیوس” باری گفته بود: “یک جنرال واقعی جنگ را دوست ندارد، او نه کینه جوست و نه دستخوش احساسات”چنانچه تا چند دهه پیش چینی ها به ضعف نظامی خود می بالیدند و با تحقیر جنگ و تمدن، خود را از تمدنهای بیگانه برتر می دانستند. در سلسله مراتب سنتی چین، سرباز در پائین ترین مرتبه، یعنی بلافاصله قبل از دزد، قرار می گرفت،

در “زدنک” طرفدار فلسفه جنگ “غربی” و “یونانی” و “اسلامی” هستم؛ فکر کنم که فلسفه جهانی، به استثنای فلسفه “چینی” به نحوی جنگ را “اتوریته “می کنند. چنانچه “کنفسیوس” باری گفته بود: “یک جنرال واقعی جنگ را دوست ندارد، او نه کینه جوست و نه دستخوش احساسات”چنانچه تا چند دهه پیش چینی ها به ضعف نظامی خود می بالیدند و با تحقیر جنگ و تمدن، خود را از تمدنهای بیگانه برتر می دانستند. در سلسله مراتب سنتی چین، سرباز در پائین ترین مرتبه، یعنی بلافاصله قبل از دزد، قرار می گرفت، فلسفه یونان جنگ را جزو مشیت الهی می دانستند چنانچه “هراکلیتوس” گفته بود که: جنگ ابزار مشیت الهی است، چرا که انسانها و خدایان را طبقه بندی می‌کند : ” جنگ ما در همه امور است. بعضی اشخاص را به مقام خدایی می رساند و برخی دیگر را به صورت بردگان یا انسانهای آزاد در می آورد “، “ارسطو” و “فلاطون” جنگ را برای حفظ “آرمان شهرها” ضروری می دانستند، خدای بیامرز “هگل ” در زمره ستایشگران بی آزرم خشونت و جنگ قرار می گیرد. برخی سخنان افراطی هگل را حتی می توان از دهان “ملا عمر” شنید ، چنانچه “هگل” از خصیصه ” متمدن کننده ” خشونت دفاع می کند. و می گوید خشونت لحظه ای است که دولت به اوج خود آگاهی سیاسی می رسد. هگل ناپلئون را تا موقعی که شکست نخورده بود می ستود و او را “تجلی روح عام در سیمای مردی سلحشور” می دانست.

“ژوزف دومستر” زد به سیم آخر ،و برای جنگ فلسفه ای تدوین کرد که مشهور به تیوری ” دفاع می کند از جنگ ” است، این نظریه وی که” وقتی روح انسان، نیروی خود را در اثر رفاه، بی ایمانی و گناه، که از عوارض افراط در مدنیت است، از دست بدهد، تنها با ریختن خون می تواند نیروی دوباره به دست آورد. ثمرات حقیقی سرشت انسانی، هنرها، علوم، اقدامات برجسته، مفاهیم متعالی، و فضایل مردانه بویژه در شرایط جنگی متجلی می شوند. انگار خون کود این گیاه است که نبوغ نام دارد و جنگ فی نفسه ملکوتی است، چرا که قانون خلقت است، انسان دست الهی را در هیچ کجای دیگر همچون صحنه جنگ احساس نمی کند.”

نیچه از طرفداران پروپا قرص جنگهای کلاسیک است، نیچه از “اصل غریزه” پیروی می کند و می گوید “مثل کلاغ از آشیانه خود دفاع کنید و می گوید وقتی سرباز در جنگ شلیک می کند لذت جسمی هم به او دست می دهد.”

حالا طالب به خاطر بیرون کردن خروس امریکا از لانه می جنگد و سرباز به خاطر بیرون کردن ماکیِ پاکستان از مرغانچه، لذاست که نهم حوت به هردوی این جنگجوها مبارکباد !

راستی حساب ملا هبت الله با اشرف غنی همان تلنگر جاویدانه اقای شریعتی است که ما برای کسانی می جنگیم که همدیگر را خوب می شناسند یا به تعبیر خودم معماران جنگ شریک کار و باری هم اند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *