سلام برچی نیوز | من سید هزاره و هزاره سیدم!
  • انتشار: ۲۱ اسد ۱۳۹۶
  • ساعت: ۴:۴۶ ب.ظ
  • سرویس: توره های فیس بوکی
  • کدخبر: 6801
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=6801

من سید هزاره و هزاره سیدم!

درج نام سادات در تذکره ها یک پروژه سیاسی است! این جریان از بیخ غلط است، چرا؟ چون با سیره پیامبر اسلام و ائمه شیعه در تضاد است، به گفته محمد ابن عبدالله رنگ و نژاد ملاک برتری نیست، اسلام آمده است تا همین گسست ها را از بین ببرد نه اینکه باعث نفاق شود.

درج نام سادات در تذکره ها یک پروژه سیاسی است! این جریان از بیخ غلط است، چرا؟ چون با سیره پیامبر اسلام و ائمه شیعه در تضاد است، به گفته محمد ابن عبدالله رنگ و نژاد ملاک برتری نیست، اسلام آمده است تا همین گسست ها را از بین ببرد نه اینکه باعث نفاق شود.

هزاران سال است که سید و هزاره بعنوان یک قوم شناخته می شوند و از هر نظر که نگاه کنی اینها یکی هستند.

البته یک عده هستند که از احساسات مردم سوء استفاده می کنند، کسانی که جایگاهی در میان مردم ندارند با این هیاهو می خواهند برای خود جایگاه و بارگاه بتراشند.

از علامه شهید بلخی که سیدتر نداریم، او می تواند بعنوان یک الگو برای تمام تاریخ معرفی شود، آیا واقعا علامه شهید بلخی به این نفاق داخلی راضی است؟ یا اینکه او حتی به فکر اتحاد شیعه و سنی بود؟

رفته رفته آنقدر از هم دور می شویم که دیگر در هر قریه ای چند قومیت مستقل خواهیم داشت و هر کدام بدنبال تثبیت خود خواهد بود.

چه کسانی از جدایی سید و هزاره نفع می برند؟ آنها را شناسایی کنید تا بدانید این جریان از کجا سرچشمه می گیرد.

به نظر من این مسئله بدعت آشکار است، ولو افراد زیادی را جذب کرده و با استفاده از وضعیت احساسی مردم طرفدار جمع کرده اند، اما واضح است که نه پیغمبر و نه ائمه به این امر راضی نیستند.

سادات معظم در قلب جامعه هزاره زندگی می کنند، بخش جدایی ناپذیر از این ملت هستند و در طول تاریخ در این جامعه بوده اند.

حالا بعد از اینهمه سال یک عده متوجه شده اند که باید جدا باشند، چون منافعشان ازین منظر تامین می شود و در معادلات سیاسی می توانند برای خود امتیاز بگیرند.

آن روزی که در غرب کابل سید و هزاره قتل عام شد را به یاد بیاورید که هیچ کس بدنبال تذکره نگشت و همه را یکجا از دم تیغ گذراند.

و متاسفانه اکثر شاخصهای این جریان استقلال طلبی مربوط به یک حزب مشخص هستند و نمی توانند از طرف کل نمایندگی کنند.

برای این دوستان بازیابی جایگاه سیاسی آنقدر مهم است که حاضرند برایش منافع اجتماعی را به خطر بیندازند.

همانطور که در جامعه هزاره عده ای عقده ای و مریض وجود دارند، در جامعه شیعه هم عده ای هستند که مدام در حال نفاق افکنی هستند. بد و خوب در تمام جوامع وجود دارند و نمی شود آنها را ملاک قرار داد.

البته کمکاری رهبران جامعه شیعه و هزاره نیز قابل تامل است که جلوی این نفاق افکنی ها را نمی گیرند.

به یاد ندارم که در حضور شهید مزاری کسی جرات کرده باشد چنین حرفی زده باشد و چوب لای چرخ وحدت بگذارد. چرا که او بیش از همه ما به وحدت معتقد بود و تمکین می کرد.

جامعه سربلند شیعه و هزاره یک پیکر واحد است و قابل تفکیک نیست! ما برای این وحدت خون داده ایم، برای اینکه سید و هزاره در کنار هم باشند جنگیده ایم، چطور می شود به همین راحتی عده ای برای جاه طلبی خود وحدت را قربانی کنند؟ اینهمه سید و هزاره در کنار هم شهید شده اند، اینهمه خون مشترک ما به زمین ریخته است، چطور می شود از کنار اینها بگذریم؟ این پروژه سیاسی تیشه به ریشه شیعه می زند. جالب اینجاست که در قومیت های دیگر سادات هست و ادعایی هم ندارد، اما در جامعه شیعه اینگونه رفتار می کنند، که خطرناک است و فقط هدفش تضعیف شیعه و هزاره است. بخاطر داشته باشید که قزلباشها هم هستند و اگر بنا باشد هر کدام از اینها جدا شوند، ما تکه و پاره می شویم، برعکس دیگران که روز بروز متحدتر می شوند، ما روز بروز ضعیف تر می شویم.

این آتش نفاق و زمزمه های شیطان است که شیعه را می خواهد به قهقرا ببرد و از سوی هر کسی و در هر چهره و لباسی که باشد قابل بخشش نیست، سید شیعه یکسو و هزاره شیعه یکسو و روبرویشان کسانی که به خونشان تشنه اند و داعش وار آنها را قتل عام می کند.

حکایت جدایی سادات از هزاره مثل این است که بخواهیم بین شاخه های یک درخت تفاوت قایل شویم.

سید و هزاره در کنار هم معنا دارند و جدایی شان باعث تضعیف شیعه در افغانستان می شود.

معنای این سخن را زمانی می فهمید که داعش ظهور کند و سید و هزاره را با هم سر ببرد.

سیدجمال الدین سجادی(هزاره)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *