سلام برچی نیوز | مصادره‌ی مزاری و تقصیر جمعی نسلِ سوم هزارگی
  • انتشار: ۲۶ حوت ۱۳۹۵
  • ساعت: ۱۲:۴۷ ب.ظ
  • سرویس: x تیتر یک
  • کدخبر: 1544
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=1544

مصادره‌ی مزاری و تقصیر جمعی نسلِ سوم هزارگی

وحدت چهار توته علیرغم اینکه در این سیزده سال اخیر تقلا کرد، تا به نحویِ ازمزاری مصادره‌ی به مطلوب کند ولی نتیجه همان تحصیل حاصل بود که هست، چون تایچیسم هزارگی یعنی بهره کشی سیاسی از فوت وفن گذشته، سد راهِ مدیران وحدت چهار توته شد

من‌یکی فکر می‌کنم: مرحوم مزاری، “چور” شد و به‌یغما رفت و مصادره‌ی سیاسی گردید، چون مزاری با رویکردِ مذهبی و وَلایتِ فقهی وارد گود سیاست شد و با کارشیوه‌ی وَلایت هزارگی از صحنه حذف شد، خارج شدن این چنینی از بازیِ خطرناک سیاسی، کار دست ما هزاره‌ها داد و تاکنون تاوان می‌دهیم ، غرامتِ عبور از مذهب به قومیت، به انزوایِ سیاسی هزاره‌ها در سطح منطقه انجامید، و بزرگترین حامیِ منطقوی ما ایران روی این مردم چلیپا کشید آنهم با خط سرخ کاش پنسلی می‌بود، و درحوزه‌ی داخلی، چنان بگ‌روندی زشتِ وپس زمینه‌ی کریه، ازما برجای‌گذاشت، که شنیدن نام هزاره برای آدمای غیرهزارگی رعشه‌آور شد، ادبیاتِ سیاسی‌هزارگی‌حماسی شد و دیوانه باز وگفتمان‌های تعامل هزارگی، زیرصفر شروع به چکر زدن کرد و بدرقم پرسرعت.
آرمان سیاسیِ بابه در چهارسوق (چوکِ) “وحدت” به‌حراج گذاشته شد، و به تعبیر استاد دای “فولادی” یکی از تیوریسن های نسل اول حزبیِ هزارگی چهارتوته شد، و هرکه سهم خویش‌را برد، اگرچه این شکست ساختار وحدتِ الکیِ هزارگی، پیش رویِ مردم، مترقی ترین میتودِ سیاسی که فاکسیونالیزه شدن جریان های متشتتِ سیاسی باشد، گذاشت؛ لیکن این‌مهم نیز درسایه‌ی قرائت های توتالیتاریستی برخی هزاره‌های معلوم‌الحال، تبدیل به هیولایِ هفت‌سر شد و سهم هنگفتی‌را حلقه‌های سکولارِ هزارگی از آرمان بابه به خانه برد، وحدت چهار توته علیرغم اینکه در این سیزده سال اخیر تقلا کرد، تا به نحویِ ازمزاری مصادره‌ی به مطلوب کند ولی نتیجه همان تحصیل حاصل بود که هست، چون تایچیسم هزارگی یعنی بهره کشی سیاسی از فوت وفن گذشته، سد راهِ مدیران وحدت چهار توته شد، کاریزمای محقق و خلیلی و اکبری وعرفانی در بین مردم برمی‌گردد به سیمایِ ملایِ پشمینه پوش ومالک اشتر هزاره‌ها مرحوم مزاری، شکست آن کاریزما به معنای فروپاشی ستراتیژیک وحدت چهارتوته قلمداد می شود، لذاست‌که عالیجنابان درخمِ کوچه‌ی بابه گیر داده اند اگرچه نیک می داند که تداوم این روند به تاوانِ جریان های سیاسی نوظهور شان است؛ لیکن آنی‌که درمصادره‌ی مرحوم مزاری بیشتر دستِ باز دارند وداشته اند، نحله‌های فکری طرفدار لیبرالیسم غربی است، که با چور کردنِ مزاری افق‌هایِ تنگ وبد بینانه‌ای را در بستر آدم هزارگی ایجاد کردند و با یک ناتویِ فرهنگی به نفس کشیدن کاذب شروع کردند و با بگذار نفس بکشم، مزاری را بد رقم اتوریته کردند و بد معرفی کردند، تاجائی‌که یک دانش آموخته‌ی حوزه‌ی قم و انقلاب گرشیعی سر از بلیوی و کیوبا بیرون می‌کند و چپِ نژادی را فریاد می‌کند، نسل سوم هزارگی درگند کاری‌های نسل اول ودوم بعد از انقلاب هفت ثور گیردادند و بد رقم شَتَنَک (دست وپا) می‌زنند و این ریشه درکوتاهی و سهل‌انگاری ما نسل سومی‌ها دارد.
دوراه داریم! یک: شناختِ درست از مرحوم مزاری، و دو: عبور از مرحومی، که خوشبختانه نسلِ سومِ موافق بابه می‌بینم که به شناختِ آگهانه آری و به پیروی کورکورانه نه گفته اند، وچند متن وزین در نقدِ من نوشتند که جالب بودو طیفِ مخالفِ بابه که به‌عبور می‌اندیشند، نتیجه‌ی کار هرچه باشد نشخوار گاویِ گذشته نخواهد بود و این در نفسِ خویش نجات بخش است.

 

رضا مهسا

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *