• انتشار: ۴ ثور ۱۳۹۷
  • ساعت: ۷:۴۰ ق.ظ
  • سرویس: x تیتر دو
  • کدخبر: 16512
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=16512

مراد، سترجنرالی که قربانی یک دگرمن شد!

مساله‌ای حذف سیاسی سترجنرال مراد علی مراد از ساختار ارتش، مهم تر از بودن و نبودنش در سمت معینیت ارشد امنیتی وزارت داخله است.

در مورد خبر ساز شدن شایعه‌ای امروز مبنی بر برکناری سترجنرال مراد علی، فعلن گپ نمی‌زنم. چون اطلاعات من از چندین منبع هرچند معتبر درون حکومت، متناقض است. این بحث تا روشن شدنش بماند. مبادا شکار شایعه و بازی‌های سیاسی دورن حکومتی شوم.

برای من اما، مساله‌ای حذف سیاسی سترجنرال مراد علی مراد از ساختار ارتش، مهم تر از بودن و نبودنش در سمت معینیت ارشد امنیتی وزارت داخله است.

مراد، به دلیل حضور تاثیرگذارش در میدان‌های نبرد، در دوره‌ای کرزی و حکومت وحدت ملی، چندین مدال گرفت و نشان ستر جنرالی را در حالی به سینه آویخت که نام دیگرش جنرال طالب کش بود و شعارش این، که بهترین طالب، طالب مرده است.

اما، وقتی اشرف غنی در بازی سیاسی و بازی آشکار قومی_تباری اش با نهادهای امنیتی، به جای رسید که دیگر حفظ معصوم استانکزی به عنوان سرپرست در کرسی وزارت دفاع برایش سخت و دشوار شد، در یک تبانی درون تیمی و درون ارگی، به بازی حنیف اتمر در قبال مدیریت نهادهای امنیتی تن داد. بازی که در نتیجه‌ای آن وزارت دفاع و داخله هر دو به حنیف اتمر واگذار شد.

اتمر، یک مهره دست آموزش را که در سه سال اول حکومت وحدت ملی، سه رتبه داده بود و از دگرمنی به جنرالی رسانده، سرپرست وزارت دفاع ساخت. و در چند ماه اول پس از سرپرستی در وزارت دفاع، رتبه چهارم که دگرجنرالی باشد را نیز به یخن اش بست، تا خودش را شایسته‌ترین فرد نظامی کشور و قهرمان بی رقیب ارتش تحویل بگیرد.

اما، طارق شاه بهرامی برای وزیر شدن، دو مانع بزرگ بر سر راه داشت. جنرال مراد و جنرال فوزی. غنی و اتمر، در بازی سیاسی_تباری اش با وزارت دفاع به دو راهی گیج کننده خورده بودند. تمام داشته های شان را آزموده بودند. هیچ‌کدام شان اما از فلتر پارلمان عبور نتوانستند. حالا یا وزارت دفاع را به یک غیر پشتون واگذار می‌کردند. یا دو جنرال مهره درشت غیر پشتون، [فوزی و مراد] -که در سلسله مراتب ارتش، هر کدام مانع عبور ناپذیر در راه مهره ای مورد نظر اتمر بودند- را کنار می‌زدند.

واگذاری وزارت دفاع به غیر پشتون، امری نبود که در استراتیژی یک دست سازی قدرت سخت افزاریی غنی و اتمر جا داشته باشد. باید چاره‌ای می جستند و راهی دست و پا می‌کردند. تدبیر سنجیده شد و توطیه حذف، ریخته.

برای این که اعتراض‌های درون ساختاری دور زده شود و موردی برای اعتراض سیاسی باقی نماند، جنرال فوزی و جنرال مراد باید از ساختار ارتش کنار زده می‌شدند، تا راه وزیر شدن طارق شاه بهرامی که حالا دگرجنرال شده بود، باز می‌شد.

و این گونه بود که جنرال فوزی از ارتش به مقام ولایت سوق شد و جنرال مراد، از ارتش به معنیت وزارت داخله.

من وقتی در رسانه‌ها از بازی سیاسی غنی با نهادهای امنیتی گپ می‌زنم، نمونه‌هایی بی‌شمار از این اتفاق ها را دارم.

برای من به عنوان یک کنشگر سیاسی، مهم این است که جنرال مراد به دلیل بازی های مردار سیاسی غنی و اتمر، از ساختار ارتش حذف شد تا راه وزیر شدن یکی از دست آموزهای اتمر باز شود. اگر خوانندگان این متن، عینیت بازی‌های اجرا شده در وزارت دفاع را یک مرور سرسری بفرمایند، متوجه می‌شوند که من از چه مساله‌ای گپ می‌زنم. و این یعنی چه!

پس از آنکه وزارت دفاع تحت مدیریت قرار گرفت، اتمر باید مهره دوم و دست آموز دوم اش را به وزارت داخله می‌رساند. کسی را که الف از مباحث امنیتی نمی‌فهمد و به قول امرالله صالح، “سلامی زدن منسوبین نظامی به چنین آدمهایی اهانت به تمام نیروهای دفاعی کشور می‌باشد”. بگذریم. مهم این است که یک دست آموز بیگانه با ساختارهای امنیتی و مسایل عرصه امنیت، چون مهره مورد اعتماد حنیف اتمر بود، باید وزیر داخله می‌شد، که شد.

همین آقای ویس احمد برمک را می‌گویم. همین آقای که هر بار در عرصه امنیت با رسانه‌ها گپ می‌زند و نبوغ تیوری پردازی امنیتی‌اش گل می‌کند، چیزی جز چرند برای بیرون دادن ندارد. همین ویس احمد برمک که چند روز قبل از فاجعه ای حمله به مرکز ثبت‌احوال نفوس در برچی، در جریان سفر اش به قندهار به مردم اطمینان کذایی داد و بلوف به هوا کرد که مردم بدون هیچ نگرانی به مراکزی ثبت‌نام بروند و مشارکت در انتخابات را رقم بزنند. خلاصه وزارت دفاع و داخله در نتیجه چنین بازی سیاسی به طارق شاه بهرامی و ویس احمد برمک رسید.

امروز برای ساعاتی خبر برکناری جنرال مراد در رسانه‌ها دست بدست شد. رو راست که گپ بزنم، برای من پیش از آنکه خبر برکناری جنرال مراد از معاونت امنیتی وزارت داخله مساله باشد، واکنش‌های خام و بیچمرس فعالین فیس‌بوکی جامعه هزاره به این امر، مساله است و قابل تامل. چون می‌بینم وقتی جنرال مراد از ساختار ارتش حذف می‌شود تا راه طارق شاه بهرامی باز شود، برای اکثریت از سیاسیون جامعه هزاره‌ این حذف سیاسی از ساختار ارتش، زیر فریبندگی عنوان معینیت ارشد امنیتی وزارت داخله، گم می‌شود و در محاسبه‌ای [ریاضیکی سیاست هزارگی] نمی‌گنجد. اما، خبر برکناری‌اش از معینیت امنیتی وزارت داخله، کلی واکنش و هیجان رقم می‌زند.

گپ آخر و حرف حساب!

سناریوی توطیه‌ای جدید برای جنرال مراد، این است که او را از معاونت امنیتی وزارت داخله، به قوماندان گارنیزیون سوق کنند. گارنیزیونی که از سوی خادیست‌های معلوم الحال برای سرکوب اعتراضات مدنی_سیاسی شهروندان کشور بار دیگر فعال شده است. گارنیزیونی که جنبش روشنایی را سرکوب کرد. گارنیزیونی که رستاخیز تغییر را سرکوب کرد.

فهم من از وضعیت این است که مراد را به گارنیزیون سوق می‌کنند تا چند ماه بعد، اگر انتخابات برگزار شد، مسوولیت و بدنامی سرکوب اعتراضات پس از انتخابات را درج پرونده مراد کنند و این گونه جنرالی تا هنوز محبوب و دوست داشتنی را با مردم مواجه کنند.

سترجنرال مرادعلی مراد باید به ساختار ارتش برگردد.

نگارنده: آصف آشنا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *