سلام برچی نیوز | محسنی/ مزاری در قاموس من
  • انتشار: ۱۱ جدی ۱۳۹۵
  • ساعت: ۱۰:۰۴ ب.ظ
  • سرویس: x تیتر دو
  • کدخبر: 229
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=229
تحلیل روز؛

محسنی/ مزاری در قاموس من

  نوع نگاه من به گذشته ویل دورانتی است که “تاریخ را می بایست فلاسفه بنویسند” ،اما برعکس دراین بحبوحه؛ تاریخ کتبی از ذهن توصیف گر یک چاپلوس در بار و یا ازخامه یک قلم زن مصلحت اندیش ،روی صفحه کاغذ پیاده شده است ، و تاریخ شفاهی ؛از زبان یک راوی مغرض، پشت دروزاه […]

 

نوع نگاه من به گذشته ویل دورانتی است که “تاریخ را می بایست فلاسفه بنویسند” ،اما برعکس دراین بحبوحه؛ تاریخ کتبی از ذهن توصیف گر یک چاپلوس در بار و یا ازخامه یک قلم زن مصلحت اندیش ،روی صفحه کاغذ پیاده شده است ، و تاریخ شفاهی ؛از زبان یک راوی مغرض، پشت دروزاه های گوش آدمی را تک تک می کند تا تاریخ زدگی را کانالیزه سازد، تاریخ زدگی حس نوستالژیک به گذشته را درآدم زنده می سازد ولازمه اش روایت تاریخ براساس اغراض است ،تاریخ زدگی که مثل “ایبولا”دارد از نسل جوان و پوهنتونی ماکشته می گیرد با گره خوردنش با دین، سیاست، هویت و فرهنگ جامعه سبب می شود که مباحث صرفا علمی-دانشگاهی تاریخ ، با اغراض شخصی و یا گروهی بیامیزد و معجون پلیدی راه بیافتد به عنوان” تاریخ سازی” یا “تحریف تاریخ”.

هیچ گزاره ای درتاریخ با قطعیت و جزمیت نوشته نمی شود، اگر کسی رگ گردن پونداند و با داد و بیداد از من،از تو و ازما بزرگنمایی کرد، یا بر عکس نفی کرد و کوبید و انکار کرد، شاید فرد خبره ای باشد اما چیزی از تاریخ نمی داند،همیشه در جوامع فروخورده این سنت بوده که برای رهبری احساسات قشر جوان و خام جامعه، با بت ساختن و قهرمان سازی، احساسات آنها را سمت و سو دهند، تا فردیت افراد محو شود و ماحصل چنین رخدادی یعنی عدم کشف انسانیت و متبلورنشدن گوهر درونی فردی ماست. تاریخ اصالت فردی انسان را قربانی می کند وآدم را دنباله رو یک “بت” هور قلیایی می سازد .

تاریخ به باور من نوع نگاه به حال و آینده است ،تفکر تاریخی ما را به سمت زندگی جولایی “عنکبوتی” سوق می دهد که فقط به دور خود تار بتنیم و زندگی و دنیا و حرکت جهانی را درک نکنیم و با جدا کردن خود از دیگر ملت ها از قافله عقب بمانیم.

با این وصف واین نگرش که من از تاریخ دارم ، وقتی که من بی تفاوت از کنار افشار می گذرم، وهنگامی که من بی محابا ازکشتار عبدالرحمانی و بچه سقاوی می گذرم ؛ بی خیال جنگ های حزبی داخلی درهزاره جات می شوم ، و ازکشتارهفتاد هزارنفر در کابل ؛مخم را کک نمی زند، و به جنایت طالبان نمی اندیشم ریشه به همین باور من دارد که مثل خون در رگ رگم جاری وساری است .

حال وقتی زاویه دید تاریخی من به حال وآینده فوکس دارد تاگذشته ،مزاری و محسنی در سنجه غیر تاریخی من دو روی یک سکه است ، یکی هویت بخش قومی ،از چاکلیت مینو ، محقق وخلیلی ساخت دیگری هویت بخش مذهبی ، ازمرتد و مردار و محدور الدم ، شیعه ساخت که رحمت واسعه الهی شامل هردو باد .

تفاوت مزاری و محسنی در باور من تفاوت ابوذر وسلمان است ،به تعبیر زیبای محمد بزرگ که “لوعلم ابوذر ما فی القلب السلمان ؛لقتله ” اگر ابوذر بداند که سلمان چی در سر دارد هر آینه باد بادش می کند ولی هردو یار روز های دشوار محمدند .

 

رضا مهسا

 

مطالب مشابه:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *