• انتشار: ۴ جدی ۱۳۹۶
  • ساعت: ۵:۳۳ ب.ظ
  • سرویس: x تیتر یک
  • کدخبر: 10817
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=10817

مار آستین!

دکتر عبدالله برای عطامحمد نور و طرفدارانش شاید «مار داخل آستین» باشد یا نباشد. اما برای مردم مناطق مرکزی مار زهرآگین داخل آستین است. چرا؟

دکتر عبدالله برای عطامحمد نور و طرفدارانش شاید «مار داخل آستین» باشد یا نباشد. اما برای مردم مناطق مرکزی مار زهرآگین داخل آستین است. چرا؟

۱_ در قبل از تشکیل جنبش روشنایی، بر اساس نامه معاون اول ریاست جمهوری به رییس اش، و نامه رییس دفتر غنی، یک کمیته تخنیکی با عضویت وزارت انرژی و اب، برشنا، نماینده وزارت خارجه، نماینده دانش و محقق تحت ریاست وزارت انرژی و آب تشکیل شد. نتیجه بررسی های فشرده این کمیته تایید مسیر سالنگ و حل مشکل برق رسانی در زمان کم به کابل و سایر ولایات جنوب هندوکش بود. این گزارش به ریاست جمهور و ریاست اجراییه فرستاده شد. این کمیته کاملا دولتی بود و خبری از مردم و جنبش نبود. نتیجه حاصل نیز منافع ملی را معیار قرارداده بود.

۲_ جدای از اینکه غنی بر اساس اصول مخکشیزم مخالف عبور لین ۵۰۰ از بامیان بود، از عبدالله این انتظار بود که با توجه به رای قابل توجه و پاک مردم مناطق مرکزی به درخواست مردم این مناطق احترام گذاشته و جانب مردم و منافع ملی را بگیرد. اما بر خلاف انتظار، در مقابل مردم و منافع ملی ایستاد و حتا بعداً فهمیده شد که تظاهراتی که در شهر خوست انجام شده بود نیز به رهبری رییس کمپاین انتخاباتی عبدالله در آن ولایت انجام شده بود. در نهایت عبدالله در هماهنگی با غنی مسأله را مخفیانه به کابینه آورد و در آنجا نیز دو نفر از حامیانش از میان اعضای کابینه را (وزیر انرژی و محمد خان) را دستور داد تا بر خلاف منافع ملی استدلال کند. این در صورتی بود که از میان پنج تا شش نفر از متخصصان و کارمندان عالی رتبه وزارت انرژی که عضو کمیته مذکور بودند و برای شأن منافع ملی و اصول علمی و تخنیکی معیار بودند، تاکید بر مسیر بامیان داشتند.

۳_ تا حالا عبدالله تنها آشکارا در کنار فاشیزم ایستاد شده بود. اما آنچه را که سبب میشود ایشان نقش مار داخل آستین داشته باشد این بود که بعد از تشکیل جنبش روشنایی که سخنرانی ها و افشاگری ها زیاد شد، یقینا نام عبدالله در کنار غنی و حد اقل برابر با غنی (اگر نه بیشتر از آن) در اعمال تبعیض سیستماتیک علیه مردم و قربانی کردن منافع کلان ملی نام برده شود. اینجا بود عبدالله از طریق هزاره های که کارمند مورد حمایت ایشان بود و تا حالا نیز افتخار همراهی با ایشان را دارد و هم چنین از روشهای دیکر، پیام می‌فرستاد که نام مرا در سخنرانی ها نگیرید من در این قضیه بی طرف هستم. همین رفتار دوگانه او که خود را در یک چهره مهربان نشان میدهد و در چهره دیگر و به نظر خود در پشت پرده به مردم خیانت میکند، اورا مصداق کامل مار زهر آگین داخل آستین میکند.

البته یک تعبیر بهتر نیز میتوان برای این رفتار های عبدالله کرد. آن تعبیر این است که ایشان جرات ایستاد شدن در صف مردم را ندارد و مطیع زور و زر است.

نگارنده: تقی امینی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *