سلام برچی نیوز | لمیدن در سایه درخت مصونیت دیپلوماتیک
  • انتشار: ۵ اسد ۱۳۹۶
  • ساعت: ۶:۴۷ ق.ظ
  • سرویس: توره های فیس بوکی
  • کدخبر: 5807
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=5807

لمیدن در سایه درخت مصونیت دیپلوماتیک

مژگان عینی سی ساله با پیکر زخمی و خونین به دکتورهای بیمارستان “”فلشنگ/ نیویارک” گفت: «شوهرم محمد یما عینی نیمه‌شب شنبه [ساعت ۱۲:۳۰، بیست‌ودوم جولای ۲۰۱۷] با لگدپرانی به جانم افتاد. به موهایم چنگ انداخت و سوی خود کشید، چندین مشت و سیلی به رویم کوبید. وقتی دید رویم زیاد افگار شده و گرداگرد چشمم آماس کرده؛ مرا در موتر نشاند و اینجا رساند. در اپارتمان یونین ستریت/ فلشنگ زندگی میکنیم. یما دیپلمات بلندپایه وزارت خارجه و مستشار نمایندگی دایمی افغانستان در سازمان ملل است.»

۱

مژگان عینی سی ساله با پیکر زخمی و خونین به دکتورهای بیمارستان “”فلشنگ/ نیویارک” گفت: «شوهرم محمد یما عینی نیمه‌شب شنبه [ساعت ۱۲:۳۰، بیست‌ودوم جولای ۲۰۱۷] با لگدپرانی به جانم افتاد. به موهایم چنگ انداخت و سوی خود کشید، چندین مشت و سیلی به رویم کوبید. وقتی دید رویم زیاد افگار شده و گرداگرد چشمم آماس کرده؛ مرا در موتر نشاند و اینجا رساند. در اپارتمان یونین ستریت/ فلشنگ زندگی میکنیم. یما دیپلمات بلندپایه وزارت خارجه و مستشار نمایندگی دایمی افغانستان در سازمان ملل است.»

بیان دردناک مژگان – از نگاه قانون – بیدرنگ به دستگاه پلیس رسید، ولی آقای عینی بازداشت نشد؛ زیرا کارت “مصونیت دیپلوماتیک” در دست داشت.

هنگامی که افسران تفنگدار مانند سپاهیان شکست‌خورده با گردنهای خمیده واپس میرفتند، زن روی بستر درد میکشید و شوهر با گردن افراشته و لبخند پیروزمندانه قهوه مینوشید تا از خمار بیخوابی شب گذشته بکاهد. میگویند: مزه قهوه در خستگی کمتر از مزایای “مصونیت دیپلوماتیک” نیست.

پیشین روز یکشنبه (بیست‌وسوم جولای) که خواب تنبل‌ترین آدم روی زمین نیز پوره میگردد، آقای عینی تلفون را برداشت و به گزارشگران گفت: «فکر میکنم آوازه دروغ به شما رسیده‌است. چه شده؟ هیچ. نرسها میگویند چیزی رخ نداده، دکتورها میگویند چیزی اتفاق نیفتاده، زنم میگوید میان ما رنجشی واقع نشده‌است. ازین بیشتر چه میخواهید؟»

گزارشگر گفت: «خواهش میکنم گوشی را بدهید به مژگان. میخواهم از زبان خودش بشنوم.» او آرام و خونسرد افزود: «مژگان در خانه نیست.»

۲

هشت سال پیش (هژدهم فبروی ۲۰۰۹) محمد فقیر سی ساله دیپلمات افغانستان – باز هم در نیویارک – همسر بیست‌ودو ساله‌اش را زیر مشت و لگد انداخته و به پلیس گفته‌بود: «زن من سگ است. با سگ باید مانند سگ برخورد شود.»

در پرونده بایگانی پلیس و نیز گزارشهای “نیویارک پُست” و “نیویارک نیوز” آمده‌است: «شکنجه شدن همسر از سوی شوهر ساعت ۸:۳۰ روز آغاز شد و تا نیمه شب دنبال یافت. او فراوان مشت، لگد، سیلی، شلاق کمربند چرمی خورده و از بالا تا پایان زینه‌های اپارتمان لولانده شده‌بود. پس از آنکه محمد فقیر از نشستن روی قفس سینه، کندن موها و کوبیدن به سر و روی قربانی خسته شد و برخاست؛ زن دپیارتمنت ۱۰۹ دستگاه پولیس پرسینکت/ نیویارک را آگاه ساخت.»

فردای آن روز دو برگه روی میز پلیس به چشم میخورد: یکی “دادخواهی زن در برابر ستم ددمنشانه شوهر” و دومی “عریضه مظلومانه محمد فقیر بر همسرش به اتهام “خشونت علیه مرد”. در پایان برگ دوم نوشته‌بود: “همچنان، تلفون موبایل خانمم باید به من سپرده شود.”

۳

سال پار (هژدهم اکتوبر ۲۰۱۶) آقای جوکیم هاوبریکس دیپلومات شناسا و دستیار اتشه دایمی جرمنی در سازمان ملل/ ایالات متحده امریکا – باز هم در نیویارک – درست مانند محمد یما عینی و محمد فقیر چهره زیبای همسرش (حنا جانسون) را با رگبار مشت و سیلی خونین کرده‌بود.

۴

از کتاب هزار برگی “قذف” (بتول مرادی) و بازگویی تکاندهنده “مشت و لگدهای دپیلوماتیک” در پیش دیدگان کمیسیون مستقل حقوق بشر (کابل، پانزدهم جون ۲۰۱۱) یاد نکرده میگذرم.

در نگاه من، مردانی که همسران شان را چنین شکنجه میدهند، زن‌ستیز نیستند. آنان هرچه نیرو و نبرد و نیرنگ آموخته‌اند، همواره در برابر “زن خود” راه می‌اندازند. تا جایی که بارها و بارها دیده شده، این گروه در پیشگاه دختران و زنان دیگر دست به سینه تا کمر خم میشوند؛ هنگام سخن گفتن آوازهای شان را آگاهانه گرم و نازک میسازند؛ به جای محمدعلی کلی و بروس‌لی و چک نوریس، از فرزانگان هنر و ادب و گنجینه‌های فرهنگی افغانستان و جهان نام میبرند؛ برای فرارسیدن “هشت مارچ” ستاره میشمارند تا بتوانند با پیشکش نمودن پستکارتهای رنگین به هر بانوی بیرون خانه – با جلوه مهربانتر از آرامش مادر تریزا – بگویند: “روز جهانی زن را از صمیم قلب به شما تبریک عرض میدارم!”

به درستی یا نادرستی دو “رژیم سیاسی” افغانستان و جرمنی کار ندارم؛ میخواهم از “رژیم غذایی” وزارت خارجه افغانستان و جرمنی کمی بیشتر بدانم.

اینها به برخی دیپلوماتهای گرسنه شان افزون بر نان چاشت، چه افیون و افسون میخورانند و چگونه از آنها شیر و پلنگ درون خانه میسازند؟

صبور سیاسنگ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *