سلام برچی نیوز | فرهنگ نفرت از هزاره!
  • انتشار: ۲۵ سنبله ۱۳۹۶
  • ساعت: ۷:۳۳ ق.ظ
  • سرویس: توره های فیس بوکی
  • کدخبر: 7801
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=7801

فرهنگ نفرت از هزاره!

با به قدرت رسیدن ” نظام سلطه” که از دوران احمدشاه ابدالی آغاز گردید، استراتژی تضعیف هزاره ها از کوچ های اجباری وغصب ملکیت های آنها، به دوران افتید و خانواده های زیادی از مناطق حاصل خیز قندهار، هلمند، فراه و لشگرگاه به مناطق صعب العبورهزارستان جبراً کوچانیده شدند.

با به قدرت رسیدن ” نظام سلطه” که از دوران احمدشاه ابدالی آغاز گردید، استراتژی تضعیف هزاره ها از کوچ های اجباری وغصب ملکیت های آنها، به دوران افتید و خانواده های زیادی از مناطق حاصل خیز قندهار، هلمند، فراه و لشگرگاه به مناطق صعب العبورهزارستان جبراً کوچانیده شدند.

اما این آغاز درامه بود. در دوران امیردوست محمدخان، به همت میریزدان بخش بهسودی، هزارستان تقریباً یکپارچه ومتحد، با خود ارادیت سیاسی واقتصادی اداره میشد. این برای دربا روقت بسیار ناگوار بود واحساس میکرد که کشور دیگری بنام “هزارستا ن” زیر رهبری یک ” میرهزاره “، در کنا ر ” نظام دیکتات وسلطه ای افغانستان ” نفس میکشد. لذا پس از دوسال تلاش امیردوست محمدخان ، میر یزدان بخش را از سرراهش برداشت. اما نطفه های نفرت ، تعصب و خشونت ، از همین دوران نسبت به جامعه متکثرهزاره بسته شد که عبدالرحمن اوج این نفرت را با قتل عام هزاره ها، به نما یش گذاشت.

اما مراد اصلی من درین بحث این است که همین ” فرهنگ نفرت از هزاره ” پی آیند بسیار نامیمونی رادر پی داشته است. من حتی موفقیت استراتژی نظام های سلطه را نسبت به هزاره، در قتل عام ، تبعید، زندان ، به غلامی و کنیزی رفتن این مردم نمیدانم، بلکه اصل موفقیت استراتژی هزاره ستیزی را در ایجاد و گسترش ” فرهنگ نفرت از هزاره ” میدانم.

چون دیده شد که با همه این قتل عام ها و کله منارها ، هزاره ها نابود نشدند، به رغم از دست دادن صدها هزارانسان جامعه خویش، دوباره کمر راست کردند. اما ” فرهنگ نفرت از هزاره “، در تمام معادلات سیاسی ، اقتصادی، اجتماعی وفرهنگی، مهر سیاه خودرا برجا گذاشت.

متاسفانه این فرهنگ را چنان نهادینه ساخته بودند که دردوران سلطنت آل یحیی حتی بعضی از هزاره ها، نسبت به تسا وی حضور انسانی خود با سایرتبارها ، تردید داشتند. برخی از برادران تاجیک وازبیک ما همگام با این فرهنگ در کلان شهر ها از جمله شهر کابل، نسبت به هزاره ها با دیده تحقیر می نگریستند. ناشی از همان فرهنگ سخیف بود که در کنار القاب توهین آمیز نسبت هزاره ها، شورای نظار اصطلاح ” قلفک چپات ” را وارد ” فرهنگ نفرت از هزاره ” کرد.

درعرصه معادلات سیاسی ومشارکت ملی درافغانستان حتی در موجودیت جامعه جهانی ومدعیان دموکراسی، همین فرهنگ سخیف اگر برزبانها جاری نشد ، اما در عمل در راستای همین فرهنگ نفرت ، سهم هزاره ها در قدرت سیاسی و بازسازی اقتصادی، نادیده گرفته شد.

یعنی در گذشته اگرهزاره ها بطورعلنی ” لعن ” میگردید، به تبع که امیدی به مشارکت سیاسی هم نداشتند. اما اکنون در زبان و سخن، هزاره ها شهروندان مساوی الحقوق خوانده میشوند، اما در مقام عمل هم از مشارکت سیاسی ، دفاعی وبازسازی اقتصادی محروم نگهداشته میشوند. فرهنگ نفرت از هزاره ، بمثابه تیغ دو دم عمل کرده است.

لذا پی آمد ” فرهنگ نفرت از هزاره ” مخرب تر از کله منار شدن این تبار بزرگ بوده است. اما نسل بیدار دل هزاره، اکنون با تمام قامت دربرابر این فرهنگ سخیف و سیاه، همچون کوه بابا، استوار و پا برجا ایستاده اند.

نگارنده: علی تقوایی

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *