• انتشار: ۲۸ حوت ۱۳۹۶
  • ساعت: ۱۰:۰۱ ق.ظ
  • سرویس: x تیتر دو
  • کدخبر: 14507
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=14507

عواملی که سبب شد افغانستان یک سال خونین را پشت سر بگذارد

عوامل گوناگونی باعث شد تا سال ۱۳۹۶ تبدیل به یکی از خونین‌ترین سال‌ها برای افغانستان شود. حکومت توان نظامی و استخباراتی خود را نتوانست در عمل نشان دهد.

مشروعیت سیاسی حکومت تا حدود زیادی “لطمه خورده است”. نفاق قومی و سیاسی شدن دستگاه‌های استخباراتی روی روحیه نیروهای دولتی تاثیر منفی داشته است. در تمام حوادث تروریستی رد پای فساد هویداست. نفوذ دشمن در صفوف نیروهای امنیتی، دفاعی و استخباراتی افزایش یافته است.

ضعف در رهبری نیرو‌های امنیتی و دفاعی و عدم هم‌آهنگی بین این نیرو ها، عدم توجه به فرهنگ و هنجارهای کاری بین‌الادری و بین‌الوزارتی شماری ازین عوامل است. فشار آمریکا روی پاکستان هم مزید بر علت بود هر چند که در آینده این فشار می‌تواند تاثیرات مثبتی در پی داشته باشد. علی‌الرغم تمام این ها هنوز هم دولت بطور بالقوه در موقف قوی‌تری نسبت به شورشیان قرار دارد.

عدم وفاق ملی و آسیب رسیدن به مشروعیت دولت
سال گذشته شاهد بروز اختلاف شدید میان چهره‌های عمده سیاسی تشکیل دهنده حکومت وحدت ملی بودیم. فضای رسانه‌های اجتماعی و رسانه های جمعی هم مملو بود از تنش‌ها و خصومت‌های قومی و زبانی. این موضوع روی انگیزه نیروهای امنیتی و دفاعی هم تاثیر منفی گذاشته است. متاسفانه در شرایط کنونی افغانستان، نقش قومیت و زبان در داخل این دستگاه ها را نمی‌توان نادیده گرفت. اختلافات شدید قومی مستقیما روی سکتور دفاع و امنیت هم تاثیر می‌گذارد. علاوه برآن، چارچوب فعلی حکومت وحدت ملی که مبتنی بر قانون اساسی نیست، به دلیل عملی نشدن توافقنامه تشکیل دهنده این حکومت، مشروعیت آن را زیر سوال برده است که این امر موجب بی اعتماد شدن نخبگان سیاسی کشور به نظام شده است.

در فهرست کشورهای شکننده موسسه صندوق صلح، افغانستان در سال ۲۰۱۷ از میان ۱۷۸ کشور جایگاه نهم را داشت یعنی عین رتبه سال ۲۰۱۶. معمولا موثریت و کارآمدی یک دولت را براساس پنج بخش امنیت ، مشروعیت، ظرفیت، شکوفایی، وکرامت انسانی می‌سنجند. میزان بالای ناامنی ها، ضعف مشروعیت نظام، عدم ظرفیت کافی در عرضه خدمات کافی و عدم شکوفایی اقتصادی روی نا کارآمدی دولت تاثیر فراوانی داشته است.

عدم رهبری سالم نیروهای امنیتی و دفاعی
دراین نکته که تعداد نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان با در نظر داشت وسعت خاک این کشور کافی نیست و مطابق نورم‌های بین المللی مبارزه با شورش باید تقریبا دو برابر شود شکی نیست. ولی مشکل اینجا است که از همین نیروهای موجود هم استفاده درست صورت نمی‌گیرد. اغلب دیده شده است که در بخش حفاظت از نیرو، دولت مشکلات عمده‌ای دارد و نیروهای دولتی به آسانی در بسیاری نقاط مورد حمله قرار می‌گیرند.

عدم هم‌آهنگی میان بخش استخبارات و پلیس و اردو کاملا روشن است. بعنوان نمونه، ریاست امنیت ملی می‌گوید که در قضیه حمله به هتل اینترکنتینینتل، مقامات مربوطه را اطلاع داده است ولی آنها اقدامات لازمه را انجام نداده اند. ولی سوال اینجاست که چرا از جانب خود ریاست امنیت ملی اقدامی صورت نگرفت. اگر ریاست امنیت ملی افغانستان با نهاد های مشابه در کشورهای غربی مقایسه گردد. می‌توان گفت که این نهاد هم صلاحیت‌های سی‌آی‌ای را دارد و هم صلاحیت‌ها و مسئولیت های پلیس فدرال امریکا را. این نهاد از نوعی استقلال عملیاتی نیز برخوردار است.

در بریتانیا، ام‌آی‌فایو که مسئولیت استخبارات داخلی را به عهده دارد به یکی از ریاست های وزارت داخله/کشور پاسخگوست. به عین ترتیب ام آی سیکس که مسئولیت اطلاعات خارجی را به عهده دارد به یکی از بخش های وزارت خارجه این کشور پاسخگوست. پس ریاست امنیت ملی افغانستان بطور سنتی توانایی عملیاتی نیز داشته است. البته موفقیت این نهاد در جلوگیری و خنثی سازی بسیاری از حملات تروریستی را نمی‌توان ندیده گرفت.

اگر حقانی و طالبان نه، پس چه کسی پشت حملات کابل است؟
در حمله به پاسگاه‌های پلیس و ارتش، و مراکز ولسوالی ها هم اغلب دیده شده است که استخبارات ضعیف عمل کرده است. طالبان به طور مثال شایعه می‌کنند که به چند ولسوالی می‌خواهند حمله کنند. دولت هم نیروهایش را بطور پراکنده به این مناطق می فرستد. ولی طالبان به یکی از آن مراکز حمله می‌کنند و پراکندگی نیروهای دولتی باعث آن می‌شود که نتوانند از خود دفاع کنند.

یکی از عوامل عمده دیگر تشدید حملات تروریستی، تغییر استراتژی امریکا در قبال پاکستان است، ولی این استراتژی اگر با جدیت و صادقانه از جانب ایالات متحده و هم‌پیمانانش پیگیری گردد و و به نحو درستی مدیریت شود، در میان مدت می‌تواند نتایج خوبی داشته باشد. هر چند که این راهبرد نقص های عمده ای نیز دارد. اجزای عمده آن عبارت اند از منطقه ای ساختن، تنظیم مجدد نیروها، تقویت مجدد نیروها، مصالحه و تداوم. توجه نکردن به ابعاد اقتصادی، انکشافی، و کمک در ایجاد وفاق ملی، می‌تواند تبعات منفی زیادی داشته باشد.

استدلال مدیران امنیتی که استراتژی و ماهیت جنگ تغییر کرده و جنگ پی‌چیده‌تر از قبل شده است خیلی مبتنی بر واقعیت نیست. نه استراتژی جنگ تغییر کرده و نه ماهیت آن. نه تنها طالبان بلکه تمام شورشیان در تمام نقاط جهان معمولا در جنگ جبهه ای ناکام بوده اند. برد آنها در جنگ نا متقارن است. مجاهدینی که در جنگ های چریکی، یک ابرقدرت و دولت تحت الحمایه اش را با شکست مواجه ساختند، ولی دیدیم که در جنگ حبهه ای جلال آباد شکست خوردند. حمله تروریستی به شهر ها توسط طالبان در گذشته هم بوده و حالا هم هست با این تفاوت که در گذشته موفقیت شان کمتر بود و دولت در خنثی سازی طرح های حملات شان موثریت و کارآمدی بیشتری داشت.

هفتاد در صد خاک افغانستان با خطر و تهدید مستقیم طالبان روبرواست. اگر قرار باشد حملات هوایی و جبهه ای به مراکز طالبان را ملاک قرار دهیم، طالبان همیشه در موضع ضعیفی قرار داشته اند. یک گروه شورشی با ماهیت تروریستی در حفظ یک منطقه و اعلام موجودیت دوامدار در آن نقطه معمولا ناکام است، بلکه توان چنین گروهی در آسیب رساندن به اعتبار دولت و ایجاد رعب و وحشت به هروسیله ای که شده حتی با قتل عام مردم بی گناه است که باید جدی گرفته شود.

فساد گسترده
سال گذشته باز هم شاهد فساد گسترده در داخل دستگاه های امنیتی و دفاعی کشور بودیم. می‌توان استدلال کرد که فساد مالی و اداری کشنده‌تر از شورشیان مسلح است. فساد باعث شده است که معاش، غذا، سلاح و امکانات به پلیس و ارتش نرسد، و حتی این امکانات و منابع به شورشیان مسلح فروخته شده و درمقابل خود نیروهای امنیتی و دفاعی استفاده گردد. بررسی های اولیه که در مورد حمله به هتل اینترکانتینینتل صورت گرفته بود نشاندهنده این امر بود که قرارداد کمپنی امنیتی مربوطه فساد آلود بوده است.

مصالحه با طالبان
رهبران حکومت وحدت ملی می‌گویند که افزایش حملات تروریستی به دلیل ضعف آنها نیست بلکه به دلیل موفق شدن روند صلح است. ولی واقعیت امر این است که هنوز شواهد مشخصی دال بر موفق بودن مصالحه با طالبان وجود نداشته است. یکی از وجوه مثبت حکومت وحدت ملی ورئیس جمهور غنی این بود که در ابتدا بطور واضح خطوط دوست و دشمن را مشخص کرد و طالبان را باغی و محارب خواند، ولی بیم آن می‌رود که موضع اخیر آقای غنی مبنی بر دادن امتیازات فراوان به طالبان، دولت را در موضع ضعیفی قرار دهد.

راه پیش رو
دستگاه‌های استخباراتی، امنیتی، و دفاعی کشور بطور بالقوه ظرفیت های زیادی دارند، ولی جهت انتقال این ظرفیت ها از قوه به فعل اقدامات متعددی باید صورت گیرد. گسترش ساختار نیروهای ویژه که چند ماه قبل صورت گرفت گام بسیار مهمی بود. انشکاف مدیریت و رهبری ، غیر سیاسی و غیر قومی کردن دستگاه های امنیتی و استخباراتی، غیر امنیتی کردن امورسیاسی، و مبارزه جدی و غیر گزینشی با فساد باید بخشی از اقدامات بعدی باشد.

به عین ترتیب، باید از تمام نیروهای کارآمد و موثر در امر مبارزه با تروریسم استفاده صورت گیرد قطع نظر ازینکه از کدام قوم و منطقه افغانستان و گرایش سیاسی می‌آیند. به عین شکلی که افغانستان از پاکستان انتظار دارد که بین طالب خوب و بد تفکیک قایل نشود، خود افغانستان هم باید ازین اصل پیروی کند. به همین ترتیب، باید کشورهای منطقه هم مجاب گردند که طالب را بر داعش ترجیح ندهند. اگر این موارد برآورده گردد، می‌توان، انتظار چشم انداز روشنی برای صلح و امنیت افغانستان داشت.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *