سلام برچی نیوز | عطامحمد نور در تلاش گسست یا پیوست؟
  • انتشار: ۲ جوزا ۱۳۹۶
  • ساعت: ۹:۳۷ ق.ظ
  • سرویس: x تیتر دو
  • کدخبر: 2985
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=2985

عطامحمد نور در تلاش گسست یا پیوست؟

احزاب سیاسی باید به مثابه پل سیاسی میان مردم و دولت نقش ایفا کنند و بتوانند خواست ها و نظریات سیاسی مردم را انعکاس دهند تا روح دموکراسی آسیب نبیند ولی متاسفانه این پل در افغانستان از سالها قبل تا الحال مبهم بوده است، یعنی احزاب در زمینه انعکاس خواست های شخصی، انتصاب و استخدام نزدیکان به اصطلاح رهبران خود تا حدی موفقیت داشته اند و رهروان را با خدا سپرده اند.

احزاب سیاسی باید به مثابه پل سیاسی میان مردم و دولت نقش ایفا کنند و بتوانند خواست ها و نظریات سیاسی مردم را انعکاس دهند تا روح دموکراسی آسیب نبیند ولی متاسفانه این پل در افغانستان از سالها قبل تا الحال مبهم بوده است، یعنی احزاب در زمینه انعکاس خواست های شخصی، انتصاب و استخدام نزدیکان به اصطلاح رهبران خود تا حدی موفقیت داشته اند و رهروان را با خدا سپرده اند.

علاوه بر آن احزاب بزرگ در افغانستان از گذشته های دور بیشتر در شرایط زمانی و مکانی خاص با رویکر شدید قومی و مذهبی ساخته شدند، اهدافی داشتند که به مرور زمان جنبه موثریت و مفیدیت خود را ازدست داده اند و جایگزینی فاکتور رهبرمحوری و تیم سالاری به جای برنامه محوری و شایسته سالاری همه را فلج ساخته است که در غیاب رهبر، حزب نیز به لجام گسیختگی روی می آورد ، از اهداف دور و دورتر میشوند و به شاخه های مختلف منقسم می شود.احزاب سیاسی متاسفانه نتوانستند به عنوان حامی دولت و یا به عنوان اپوزیسیون دولت عرض اندام کنند چون هماهنگی و اعتماد وجود ندارد و در شرایط کنونی با تغییرات به وجود آمده در شرایط زندگی مردم ، افزایش سطح تحصیلات عالی نسل جوان ، سیاست های اشتباه رهبران احزاب وظهور جامعه مدنی وو… طرزدیدها نسبت به احزاب را تغییر داده است به مفهوم دیگر بیشتر مشترکین احزاب سیاسی به عنوان رهرو تنها اسم هایشان در اوراق احزاب ثبت است و احزاب فعالیت های خود را به گردهمایی انتخاباتی ، معاملات سیاسی برای خانواده خود ووو … خلاصه کرده اند که می توان به گونه مثال از حزب آقای سید منصور نادری نام برد که اهداف و مرام حزب تنها برای خانواده شخصی ایشان بوده است. حزب جمعیت نه تنها بلکه بقیه احزاب در بحران عدم رهبری ، نداشتن تشکیلات منسجم و هماهنگ، نبود اهداف کلان مبتنی بر واقعیت ها و نیازمندی ها، بی تفاوتی نسبت به اوضاع کشور و مردم، نداشتن فعالیت های منسجم فرهگی و نشراتی ووو … به سر میبرند و هیچ کدام نتوانسته اند کارویژه های یک حزب سیاسی را جاری سازند. صحبت های آقای عطا محمد نور در مراسم سالگرد شهید محسنی را شنیدم ، من هم به نوبه خود چهارمین سالگرد شهادت ایشان را به خانواده محترمشان و ملت افغانستان تسلیت عرض میکنم و میخواهم در مورد موارد زیر را یاد آور شوم :

۱- طبق یادآوری آقای نور همانطور که حزب جمعیت اسلامی به جریان های مختلف سیاسی کوچک و رهبران نوظهور تبدیل شده است ، با نگاهی به تاریخ درمیابیم که احزب دیگری که رهبر سیاسی حزب را ازدست داده اند نیز قبلا این مسیر را پیموده اند و احزابی هنوز به این مسیرانقسامی گام نگذاشته اند که علت اصلی را می توان عنصر رهبر محوری دانست و به گونه مثال سالها قبل حزب وحدت اسلامی از آدرس ملیت هزاره با رویکرد مذهبی اهل تشیع بعد از شهادت شهید مزاری به شاخه های وحدت اسلامی وابسته به آقای محقق ، وحدت اسلامی وابسته به آقای خلیلی ووو … حزب اسلامی از آدرس ملیت پشتون با رویکرد مذهبی اهل سنت بعد از متواری شدن آقای حکمتیار به شاخه های حزب اسلامی وابسته به آقای ارغندیوال ، حزب اسلامی وابسته به آقای سباوون ووو … تبدیل شدند ، سیرتکاملی خود را پیمودند و پیش آمدند ، حزب جمعیت اسلامی از آدرس ملیت تاجیک و رویکرد مذهبی اهل سنت بعد از شهادت شهید ربانی نیز به سیر تکاملی خود ادامه داد و با ظهور افغانستان نوین ، روند سبزووو… چند سال بدینسو به این کثرت گرایی سیاسی آغازکرده است با آنکه شهید ربانی رهبر اسبق حزب برای خنثی سازی این حرکت ها تلاش هایی کردند که از ان نمونه میتوان واگذاری ریاست پارلمان به آقای قانونی در قبال انحلال حزب سیاسی افغانستان نوین را نام برد ،حزب جنبش ملی از آدرس ملیت اوزبیک با رویکرد مذهبی اهل سنت هنوز به این مسیر گام نگذاشته ا ست و آقای دوستم در قید حیات به سر میبرند که البته بیشتر به حضور و طول عمر رهبرحزب بستگی دارد چون افراد تحصیلکرده و نخبه سیاسی اوزبیک تبار با حضور رهبر حزب اظهار وجود نمی توانند. در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۴ حزب اسلامی وابسته به آقای ارغندیوال با تکت انتخاباتی تغییر و امید پیوست و حزب اسلامی وابسته به آقای سباوون به تکت انتخاباتی تحول و تداوم ، همانطور حزب وحدت اسلامی وابسته به آقایان خلیلی و محقق همین نقش را بازی کردند، حتی با حضور امیر حزب اسلامی نیز باز هم آقای ارغندیوال در روزهای اخیر دیدارها و تجدید پیمان خود را با تکت انتخاباتی تغییر و امید جانی تازه بخشید که این بیانگر این است وحدت میان سیاسیون احزاب گذشته کاری مشکل وگسست امریست طبیعی و حالا زمان آن که همه تحت یک فرمان و یک امر باشند به تاریخ پیوسته است زیرا تضاد منافع به وضوح نمایان است.

۲- بیشتر اشخاصی دارای جریان های کوچک سیاسی که آقای نور در سخنرانی نام بردند متعلق به جغرافیای پنجشیر بودند ورنه جغرافیای سهامداران حزب جمعیت تنها سیاسیون پنجشیر نیست بلکه صدها و هزاران فرمانده دیگر سهامداران این حزب هستند ولی در شورای ولسوالی نیستند و طرد میشوند. تغییر محور قدرت از دستان سیاسیون پنجشیر ، جعرافیایی که سالهاست معاون ریس جمهور ، وزیر ، سفیر ، معین ووو … کلیدی تری پست های امنیتی و اجرایی را از آدرس قوم تاجیک به خود اختصاص داده است و انتقال آن به سیاسیون شمال برای این سیاسیون ازنگاه روان شناسی سیاسی غیر قابل قبول است و نوعی مرگ سیاسی برایشان می توان تلقی کرد و طبعا واکنش هایی را به دنبال خواهد داشت ، حضور آقایان نور و ربانی از بلخ و بدخشان در کنگره حزب جمعیت، شانس احراز پست رهبری این حزب از سوی سیاسیون پنجشیر را در حد خیلی پایین تقرب میدهد چون جایگاه و پایگاه این بزرگواران پنجشیر در میان مردم شمال مانند سابق نیست و تغییر در تعادل تکت انتخاباتی تحول و تدام و رویدادهای اخیر در مورد آقای ضیاء مسعود دال بر این مدعاست که حزب جمعیت به شاخه های نامرئی تبدیل شده است. بیشتر جلسات جمعیت اسلامی پشت درهای بسته ،در حد همان چهره های ثروتمند در خانه های پولادین با محافظان تا دندان مسلح برگزار میشود و درهمان نقطه پایان می یابد ، از سویی احراز پست وزارت معارف از سوی آقای بلخی از ولایت بلخ ، احراز پست سفات از سوی آقای یونسی از ولایت بلخ ووو … با پیشنهاد آقای نور، نوعی کشتی نرم میان حامیان و مخالفان این تغییر محور قدرت نشان می دهد و با تقرری ها و گزینش ها ازمیان بلخیان درحد وزارت و سفارت وو…. به نوعی گزینه بلخ محوری را به نمایش گذاشته اند در صورتی که تکیه کلام آقای” نور شمال ، شمال ما و مردم ما ” است اما با ترجیح بلخی ها همان راهی را که که سیاسیون پنجشیر رفتند را ردیابی می کنند یعنی تنها شایسته وزارت ووو…. شخص دارای تذکره پنجشیر است و حالا تنها پنجشیربه بلخ تبدیل میشود. بدین لحاظ به باورمن تا زمانی که اردوگاه سیاسیون پنجشیری تکمیل نگردد، هیچ شخصی به کنگره جمعیت اسلامی روی نخواهد آورد و همین جست و خیزهای مقطعی ادامه خواهد داشت.

۳- نشست های تک به تک آقایان غنی و نور مخالف هایی را به دنبال داشت که عدم هماهنگی میان سران جمعیت را به ضوح نشان داد و با درگیری های توهین آمیز طرفدران اشخاص، نه حزب جمعیت در فضای مجازی با واکنش ها و جبهه گیری ها به گونه رسمی تا سخنگوی ریاست اجراییه بیشتر از پیش باعث کاهش اعتماد رهبران نوظهور و جریان های سیاسی کوچگ از بطن حزب جمعیت اسلامی به آقای نور شده است وهراسی به وجود امده است گویا آقای نور با ریاست تشریفاتی بدون رسمیت به عنوان ریس اجراییه در حزب جمعیت این همه پیشتازی و بلخ محوری دارد با احراز پست رهبری چه کار خواهد کرد؟ در نتیجه با نشست های چند نفری ، تصاویر فیسبوکی ،هیاهو و ناله در فرجام به بن بست کشیده شدن مذاکرات آقایان نور وغنی منجر شد و باردیگر عطامحمدنور را به جمعیت اسلامی نه بلکه سهامداران مشخص و محدود راجع ساخت. کلمه جمعیت اسلامی هدف بیشتر سردمداران حزب است، نه نشست عمومی جمعیت اسلامی که حاوی نظریات و پیام های عمومی مردم باشد و این سردمداران نیز بیشتر سیاسیون پنجشیر ، نه مردم پنجشیر هستند که سهم بیشتر در حزب جمعیت را حق خود می دانند و بیشترین نشست ها و هیاهوها را داشتند در عین حال هرکدام به مسیر های انفرادی برای تکیه به اریکه قدرت جدای از حزب جمعیت متوصل می شوند . در این مذاکرات آقای نور اگر جدای از نام جمعیت اسلامی ازنام جریان سیاسی کوچک دیگری با ریاست جمهوری وارد داد و گرفت سیاسی میشد شاید کامیابی را نصیب خود میکرد و همانطور که روند سبز روابط خود را با ارگ ایجاد کرده است و ارش را خلع سلاح کرد، مشکلی خلق نمیشد. حالا آقای نور در وضعیت مبهم و گنگی به سر میبرد و نه مانند آقایان قانونی ، صالح و ولی مسعود وو … جریان کوچک سیاسی دارد تا بتواند از آدرس آن عقب یا جلو برود از سویی دیگر در روح کلی جمعیت اسلامی توافق کلی برای کسب کرسی رهبری از سوی سهامداران جمعیت توافق آرا وجود ندارد، با بی توجهی و عدم موضع روشن آقای نور در قبال امنیت زون شمال شرق ، امپراطور ، نه بلکه امیر بلخ را نیز از پایگاه مردمی خود روز به روز دور می سازد ، حالا برای برون رفت از این کمای سیاسی آقای نوربه برپایی کنگره جمعیت را دارد به گونه ای به حضور فعال تر خود رسمیت ببخشد و با حضور استوانه های مختلف جمعیت اسلامی کاری بس مشکل است تا بتواند قوی تر و به گونه مشروع با تیم ها و تکت های انتخاباتی آینده وارد بازار سیاست از آدرس این حزب شوند و گذرزمان نشان خواهد داد که اعتماد سازی سیاسی احزاب چه خواهد کرد.

محراب‌الدین شیرزاد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *