• انتشار: ۱۸ قوس ۱۳۹۶
  • ساعت: ۱۰:۴۷ ق.ظ
  • سرویس: x تیتر دو
  • کدخبر: 10366
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=10366

صلح با کی، در کجا و چطور؟

چندی قبل جناب استاد محمد کریم خلیلی که کمتر از یک دهه معاون دوم رییس جمهور در افغانستان بودند و در حال حاضر رییس شورای عالی صلح اند، در رأس یک هیأت در کشور اندونیزیا سفر کاری داشتند. وی روز چهار شنبه هفته گذشته در یک کنفرانس خبری به خاطر رسیدن به صلح در افغانستان خیلی امیدوار کننده صحبت می کرد. به گفته آقای خلیلی، کشور اندونیزیا به زودی کنفرانس بزرگ از علمای جید اسلامی را تدویر و در مورد سرنوشت جنگ، فتوای دینی را صادر می نمایند.

چندی قبل جناب استاد محمد کریم خلیلی که کمتر از یک دهه معاون دوم رییس جمهور در افغانستان بودند و در حال حاضر رییس شورای عالی صلح اند، در رأس یک هیأت در کشور اندونیزیا سفر کاری داشتند. وی روز چهار شنبه هفته گذشته در یک کنفرانس خبری به خاطر رسیدن به صلح در افغانستان خیلی امیدوار کننده صحبت می کرد. به گفته آقای خلیلی، کشور اندونیزیا به زودی کنفرانس بزرگ از علمای جید اسلامی را تدویر و در مورد سرنوشت جنگ، فتوای دینی را صادر می نمایند.

از سوی دیگر، در سال جاری نشست های که اینجا و آنجا بخاطر صلح برگزار شده بود برای بعضی ها به خاطر رسیدن به این هدف امیدواری های را ایجاد کرده است که ممکن است بالاخره گفت وگوهای صلح میان دولت افغانستان و گروه طالبان به نتیجه برسد، اما تحقق این آرزو به باور من خیلی آسان به نظر نمی رسد. از یک طرف گروه طالبان رهبری واحدی ندارند بر علاوه این که چند شاخه و چند دسته اند، از کشور های مختلف نیز جداگانه هم هدایت می گیرند و هم کمک مالی و تسلیحاتی می شوند. زمانی که با ازدیاد خشونت ها نگاه می کنم، کم ‎کم امید خود به آینده صلح را از دست می‌دهم و میزان خروج افغان ها از کشور افزایش یافته است. با گذشت هر روز ناتوانی حاکمیت برملا تر و توانمندی های آن ضعیف تر می شود. مردم به آینده و صداقت این حاکمیت و عملکرد شورای عالی صلح کمتر باور دارند.

از سوی دیگر، فتوای علمای اسلامی هیچ تأثیری نخواهد داشت. چون جنگ در افغانستان نه اسلامی است و نه انسانی جنگ نیابتی، جنگ قدرت بالاخره جنگ زور آزمایی های کشور های منطقه و فرا منطقه در این سرزمین است و تا زمانی که مزدوری برای بیگانه ها بخاطر ادامه جنگ وجود داشته باشد، تا زمانی که همسایه های شریر دست از مداخله بر ندارند تا زمانی که افغانستان برخوردار از یک حاکمیت ملی قانونی وفا دار به منافع ملی نشده باشد، این جنگ ادامه خواهد یافت و مردم مظلوم افغانستان مانند چوب سوخت در این تنور دهشت و وحشت خواهند سوخت.

آیا رهبری شورای عالی صلح می داند که صلح با کی، در کجا و چطور؟ آیا درک و فهمی وجود دارد که دولت فلیپین و شورشیان اسلامگرای «مورو» چگونه به توافق صلح دست یافتند؟

چطور جنگی که در حدود نیم قرن در کلمبیا ادامه داشت بالاخره به پایان رسید

آیا مسؤولان دولت افغانستان به شمول اعضای محترم شورای عالی صلح می دانند که مردم افغانستان روز های سخت و پراز خشونتی را پشت سر می گذرانند. در حال حاضر نه تنها گروه طالبان، بلکه گروه دهشت افگن و تکفیری داعش و گروه حقانی دامنه فعالیت شان را به گونه کم سابقه ای گسترش داده اند. این گروه ها حتا ولایت های شمالی افغانستان را که قبلاً از امنیت نسبی برخوردار بود، به شدت نا امن ساخته اند.

صلح برای مردم افغانستان مانند آب حیات است اما رسیدن به صلح با نشست یک کنفرانس از علمای اسلامی یا یک کنفرانس مطبوعاتی تحقق نخواهد یافت دانشمندان و آگاهان سیاسی می دانند که راه رسیدن به صلح برای هر کشور جنگ زده خیلی طولانی و پر از موانع است. تجارب کشورهایی مثل فلیپین که توافق صلح امضا کرده اند نشان می دهد که فقط با امضای توافق در یک نشست یا صدور یک فتوا نمی توان به صلح دست یافت. گرچه رهبری شورای صلح امیدوار است نشست علمای جید کشور های اسلامی در اندونیزیا و فتوایی را که صادر می نمایند به جنگ و خون ریزی در افغانستان پایان بدهد و سرانجام دشمن به دوست تبدیل شود. از سوی دیگر به باور من رأی دستیابی به صلح، طرفین منازعه، نیازمند رهبران قوی و مصمم اند آیا هم دولت افغانستان و هم مخالفین همچو رهبران آگاه و مصممی دارند.

آیا می توان بدون سر کوب داعش و گروه القاعده، تنها در مذاکره با طالبان به صلح در افغانستان رسید؟

نخیر جنگ را بعد از این در افغانستان داعش مدیریت و رهبری خواهد کرد، نه طالب. اگر قبول داشته باشیم یا نداشته باشیم، در حال حاضر به باور من داعش به افغانستان به چشم یک سرزمین بدون دولت نگاه می کند و رهبران آنها براین باوراند که جنگ های درازمدت و ناتمام، فقراقتصادی، نبود اعتماد ملی، بیکاری و آشفتگی های حکومت داری به سیستم ملوک الطوایفی درافغانستان زمینه های مساعدی است تا آنان بااستفاده ازاین امکانات و زمینه ها، حضور قدرتمندانه خودرا دراین کشور تثبیت نمایند عمده ترین برنامه داعش این است که به آسیای میانه، خود را برسانند، به باور من، اکثر گروه های تروریستی به خصوص داعش بعد از شکست در خاورمیانه تمام توجه خودرا به افغانستان معطوف کرده و می خواهد این منطقه استراتیژیک را به قلمرو تحت حاکمیت خود تبدیل نماید. متأسفانه افغانستان از حضور گروه های تروریستی ارقام دقیقی ندارد. هر کس هرچه دلش خواست می گوید. اسناد دقیقی وجود دارد که گروه داعش از نیمه های سال ۲۰۱۳ به این سو به سربازگیری درافغانستان آغازکرده و هدف نهایی شان، پیشروی به سمت آسیای میانه و راه یافتن به آن قلمرو است، اما برای رسیدن به این هدف، باید در شمال افغانستان پایگاه های مستحکم و نیرومندی داشته باشند. به همین منظور تلاش می ورزند تا در سه ولایت شمالی افغانستان یعنی فاریاب، سرپل و جوزجان برای تسلط بر شمال و حرکت به سمت مرزهای آسیای میانه، قرارگاه بسازند. چون قلمرو آسیای میانه جاذبه های فراوانی برای گروه داعش دارد ازجمله: در این منطقه شامل جمهوری های ترکمنستان، ازبیکستان، تاجیکستان، قزاقستان و قیرغیزستان، نیروهای بالقوه فراوانی وجود دارند که درصورت فراهم شدن زمینه های لازم، احتمال می رود شمار زیادی از آنان به گروه های افراطی ازجمله داعش بپیوندند. متأسفانه ساکنان جمهوری های آسیای میانه ازجمله سنتی ترین و ناآگاه ترین مسلمانان منطقه و حتا جهان اند، آنها ۷۰ سال تحت حاکمیت رژیم های توتالیتر و دیکتاتورکمونیست به سر برده و اجازه مطالعات و کسب آگاهی از اسلام واقعی را نداشتند، در نتیجه فوق العاده ناآگاه و سنت گرا بارآمده اند، این وضعیت برای گروه های افراطی شرایط فعالیت و جذب نیرو را در این جمهوری ها مساعد ساخته است. آسیای میانه برای داعش در حکم بانک مرکزی جلب و جذب نیرو به شمار می‌رود.

آسیای میانه یک منبع عظیم انرژی و ثروت است که بخش بزرگی ازاین ثروت های طبیعی بنابر راه نداشتن این کشورها به آب های آزاد بین‌المللی دست نخورده و بدون استفاده مانده است. این درحالیست که داعش برای اجرایی ساختن برنامه‌های کلان تروریستی و جهانشمول خویش علاوه بر نیروی کافی، به سرمایه و انرژی نیز به شدت نیازمند است، علاوه برداعش، برخی کشورها نیز به آسیای میانه نه تنها همسایه جنوبی بلکه حریم امنیتی روسیه است، ورود به قلمرو روسیه جزو استراتیژی اساسی و تغییرناپذیر داعش است واین کار زمانی ممکن است که نیروهای داعش بتوانند خودرا به سرزمین‌های آسیای میانه برسانند.

از سوی دیگر، کشور های آسیای میانه نه تنها همسایه جنوبی، بلکه حریم امنیتی روسیه است، ورود به قلمرو روسیه جزو استراتیژی اساسی و تغییرناپذیر داعش است واین کار زمانی ممکن است که نیروهای داعش بتوانند خودرا به سرزمین های آسیای میانه برسانند، همچنین این منطقه با کشورهای دیگری ازجمله ایران، چین، افغانستان و به صورت بالواسطه با پاکستان و هند نیز هم مرز است و این برای داعش و حامی بزرگ خارجی آن یعنی ایالات متحده امریکا که داعیه تسلط بر تمام قلمروهای اسلامی را دارد بسیار پرجاذبه و تشویش آور است. به یقین باید گفت، این موارد جزء برنامه های بلند پروازانه گروه داعش در درازمدت است و رهبران این گروه تنها زمانی می توانند به این بلندپروازی ها فکرکنند که در مرحله نخست، شمال افغانستان را در اختیار داشته باشند.

هدف استراتیژیک داعش مبنی بر تسلط بر قلمرو آسیای میانه نگرانی های زیادی را در مسکو برانگیخته و روس ها حق دارند درمورد گسترش فعالیت های نظامی داعش در شمال افغانستان نگران باشند. بهتر است عوض خوشبینی های بدون سنجش، آگاهانه و خردمندانه در راه صلح گام برداشته شود، نه در وعده های میان تهی این و آن .

احمد سعیدی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *