سلام برچی نیوز | شکاف بین علمای سنتی و جوانان!
  • انتشار: ۱ حوت ۱۳۹۵
  • ساعت: ۹:۲۳ ق.ظ
  • سرویس: x تیتر دو
  • کدخبر: 1169
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=1169

شکاف بین علمای سنتی و جوانان!

امروزه در محافل علماء از فاصله گرفتن نسل جوان ما از دین زیاد سخن گفته می شود؛ اما واقعیت امر این است که جوانان ما از دین فاصله نگرفته اند؛ بلکه از علماء و متولیان دینی، فاصله گرفته اند؛ ولی آز آنجاییکه که خط کش و ترازویی را که علمای سنتی ما، دینداری و بیدینی جوانان را با آن اندازه گیری و وزن می کنند، سلیقه ای تعریف شده است، آنها هرکسی را که با معیار آنها هماهنگ نباشند، مارک بیدینی می زنند. از دیدگاه علمای سنتی ما هرکسی که در مجلسی از راه علما قیام نکند، یا موی خود را بلند بگذارد، یا شلوار تنگ و پیراهن آستین کوتاه بپوشند، یا ریش شان را بتراشند و…، متهم به بیدینی می شوند.

امروزه در محافل علماء از فاصله گرفتن نسل جوان ما از دین زیاد سخن گفته می شود؛ اما واقعیت امر این است که جوانان ما از دین فاصله نگرفته اند؛ بلکه از علماء و متولیان دینی، فاصله گرفته اند؛ ولی آز آنجاییکه که خط کش و ترازویی را که علمای سنتی ما، دینداری و بیدینی جوانان را با آن اندازه گیری و وزن می کنند، سلیقه ای تعریف شده است، آنها هرکسی را که با معیار آنها هماهنگ نباشند، مارک بیدینی می زنند. از دیدگاه علمای سنتی ما هرکسی که در مجلسی از راه علما قیام نکند، یا موی خود را بلند بگذارد، یا شلوار تنگ و پیراهن آستین کوتاه بپوشند، یا ریش شان را بتراشند و…، متهم به بیدینی می شوند.

ترازو و خط کش علمای سنتی ما، برای اندازه گیری و وزن کردن میزان دینداری جوانان، چنان متصلب و انعطاف ناپذیر است که حتی طلاب جوانی که در رشته های جدید علوم انسانی تحصیل و در دانشگاه های خصوصی تدریس می کنند، نیز از دید آنها سکولار هستند و در زمره طلاب علوم دینی و عالم دین به شمار نمی روند؛ زیرا آنها «زی طلبگی» را رعایت نمی کنند و «زی طلبگی» از دید علمای سنتی ما، داشتن یک متر ریش، دو متر تسبیح و حداقل ده متر لنگی است، نه داشتن علم و آگاهی در حوزه های مختلف، از جمله در حوزه علوم دینی.

پس آنچه مسلم است این نکته است که جوانان ما از روحانیت سنتی به شدت فاصله گرفته اند، اکنون پرسش اساسی این است که دلیل این امر چیست و چرا جوانان و روحانیون سنتی ما زبان همدیگر را نمی فهمند و به همین دلیل، جوانان ما، روحانیون سنتی را به تحجر و واپسگرا بودن متهم می کنند و در مقابل، روحانیون سنتی ما، جوانان را دین گریز و دین ستیز، معرفی می نمایند؟

  1. جامعه شناسان بر این باورند: بقای هر نهاد احتماعی به خاطر کارکرد آن است، اگر یک نهاد کاردهای خود را از دست بدهد و متاسب با تغییر شرایط و زمان، نتواند کارکردهای جدیدی برای خود تعریف نماید، خود به خود از صحنه اجتماعی حذف و خواهد شد، زیرا نهادهای اجتماعی، برای برآورده ساختن نیازهای بنیادین انسانها شکل می گیرد و اگر نتواند کارد داشته باشد و نتواند نیازی از نیازی انسانها را برآورده سازد، از صحنه اجتماعی کنار گذاشته می شود.
  2. روحانیون سنتی ما به عنوان متولیان نهاد دین، نتوانستند خود را با زمان و تغییر شرایط هماهنگ و برای خودشان کارکرد جدیدی تعریف نمایند، زیرا زمان کاملا و شرایط کاملا تغییر کرده است، اما روحانیون سنتی ما هنوز در قید و بند همان افکار و اندیشه سنتی گیر مانده اند. در زمان سابق، از یکسو،علماء در جامعه ما همه کاره بودند و حرف و سخن آنها فصل الخطاب بود و هیچ کسی در برابر آنها ان قلت نمی کرد و اگر کسی هم پیدا می شد که آخوند را به چالش بکشد، فورا او را با برچسب زدن خلقی، پرچمی، تنظیمی، چپی، شعله ای و… از صحنه اجتماع دیلیت و حذف می کردند و از سوی دیگر، علمای ما در آن زمان با انسانهای بیسواد طرف بودند که بدون قید و شرط و به صورت تقلیدی از علماء پیروی می کردند؛ به عبارت دیگر در قدیم بازار اندیشه انحصاری و در انحصار آخوندها بود و هر جنسی را که عرضه می کردند، خریدار داشت؛ اما اکنون از یکطرف، رقبای جدی در برابر علما قد افراشته و افکار خود را در جامعه و برای جوانان عرضه می کنند و از سوی دیگر، نسل جدید ما نیز باسواد و پرسش گر هستند و بدون منطق و استدلال منطقی، چیزی را از کسی نمی پذیرند. لذا اکنون بازار، انحصاری نیست؛ بلکه بازار مشترک است و در این بازار مشترک، هر کسی که جنبس مرغوب عرضه کند، مشتری و خریدار دارد و هر کسی که جنس نامرغوب و بنجل عرضه نماید، خریدار و مشتری نخواهد داشت. مشتری ها که همان جوانان ما هستند، قدرت مقایسه بین افکار و اندیشه های گوناگون را دارا شده اند و هر تفکری را که از پشتوانه منطقی برخوردار باشد، خواهند پذیرفت.
  3. بنابراین، فاصله گرفتن جوانان ما از روحانیوی سنتی، به این خاطر است که علمای سنتی، تغییر زمان و تغییر شرایط را درک نکردند و نتوانستند خود را مطابق نیاز و شرایط جدید، عیار نمایند. جوانان امروز ما، روحیه جستجوگری و پرسش گری دارند و به همین دلیل، هیچ ایده و فکری را بدون استدلال منطقی نمی پذیرند؛ لذا علمای سنتی ما که در حال ورشکستگی قرار دارند، اگر نتوانند خود را آپدیت و به روز کنند و نتوانند برای افکار و اندیشه هایی که برای جوانان عرضه می کنند، پشتوانه منطقی و استدلال محکم پیدا کنند، به مرور زمان کاملا از صحنه اجتماعی غایب می شوند و تأثیرگذاری شان را به کلی از دست خواهند داد و در بازار مشترک افکار و اندیشه ها، در برابر تفکر و اندیشه های رقیب شکست سختی خواهند خورد. پیشنهاد می شود علمای سنتی ما به جای مارک بیدینی زدن به جوانان و به جای لعن و نفرین کردن غرب گراها و سکولارها، خود شان را آپدیت و به روز و برای افکار و اندیشه های شان پشتوانه پیدا کنند تا حرف و سخن و تفکر و اندیشه شان خریدار پیدا کند.

نوت: فاصله گرفتن جوانان ما در سالهای اخیر از رهبران سنتی نیز با موارد ذکر شده در بالا قابل تحلیل است؛ زیرا رهبران سنتی ما نتوانستند تغییر شرایط را درک کنند و با جوانان پرسش گر و تحصیل کرده ما، همانند نسل های بیسواد و قبلی ما معامله و برخورد نمودند.

محمد نسیم جعفری

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *