سلام برچی نیوز | شناخت ریشه‌های افراط گرایی پیش نیاز مبارزه با این پدیده است
  • انتشار: ۹ جوزا ۱۳۹۶
  • ساعت: ۹:۱۴ ق.ظ
  • سرویس: x تیتر دو
  • کدخبر: 3245
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=3245

شناخت ریشه‌های افراط گرایی پیش نیاز مبارزه با این پدیده است

شناسایی پایگاههای اجتماعی بنیاد گرایی رادیکال و واکاوی علل گرایش به افراط گرایی، در امر مبارزه با تروریسم و خشونت ورزی به نام اسلام، کمتر مورد توجه قرار گرفته و یا اساسا مغفول مانده است.

شناسایی پایگاههای اجتماعی بنیاد گرایی رادیکال و واکاوی علل گرایش به افراط گرایی، در امر مبارزه با تروریسم و خشونت ورزی به نام اسلام، کمتر مورد توجه قرار گرفته و یا اساسا مغفول مانده است.

به نظر می رسد یکی از دلایل اصلی رشد رادیکالیسم در کشورهای در حال توسعه اسلامی از جمله افغانستان، بسترهای اجتماعی است که دولت ها، به صورت ناخواسته در شکل دهی آن نقش داشته اند. به بیان دیگر دولت ها عامل خلق محیطی سر شار از بحران به شمار می روند که موجب واکنش افراد و گروههای بنیادگرا و رادیکال می شود.

از این رو ایجاب می کند که در کنار نبرد مسلحانه، تلاش های دیپلماتیک و مبارزه گفتمانی، شناسایی پایگاههای اجتماعی افراط گرایی و اتخاذ راهبردهای عملیاتی در جهت مدیریت این پایگاهها مورد توجه حکومت قرار گیرد. آنچه در این متن ملاحظه می کنید، نتیجه مطالعات گسترده ای است که برای شناسایی گروههای مستعد جذب در جریانهای افراطی اسلامی، صورت گرفته است. این متن تا حدودی ملهم از دیدگاه جامعه شناختی پژوهشگران چون کارل مارکس، ماکس وبر، امیل دورکیم و برگر است، که محرومیت اجتماعی و اقتصادی را عامل گرایش به باورهای مذهبی افراطی می دانند. هم چنین دیدگاه روانشناسانه اریکسون در تحلیل برخی طبقات حامی افراط گرایی، قابل کاربست است. هرایر دکمجیان پژوهشگر برجسته در عرصه جریانهای بنیادگرا در خاورمیانه، پنج گروه اجتماعی را به عنوان طبقات مستعد پاسخ به دعوت های بنیادگرایانه و رادیکال شناسایی کرده است. شناسایی این طبقات در جامعه ما و آگاهی از علل گرایش آنها به افراط گرایی می تواند، چشم انداز مبارزه با تروریسم و خشونت ورزی را از استیصال و درماندگی به سمت موثریت و کارآمدی، متحول سازد.

  1. جوانان

جوانان مستعدترین گروه اجتماعی برای جذب در جریانهای افراطی به شمار رود. از یک طرف رده سنی جوانان به لحاظ روحی و روانی ایجاب حرکت های انقلابی و پر شور را دارد و از طرف دیگر نوع تحصیلات و موقعیت اجتماعی – اقتصادی آنها نیز تأثیرگذار است. به عنوان مثال جوانان تحصیل کرده در رشته های علمی و فنی از قبیل، طب، ریاضیات و انجینری و همین طور طلاب علوم دینی ابتدائیه، نسبت به تحصیل کردگان علوم انسانی، استعداد بیشتر برای جذب در گروههای افراطی را دارند. زیرا در ماهیت علوم فنی و طبی و همچنین دانش اولیه دینی، قطعیت، خلوص و اصول گرایی بالایی وجود دارد. در حالی که علوم اجتماعی و انسانی ماهیت تحلیلی و فکری داشته از انعطاف پذیری، سیالیت و شکاکیت بیشتر برخوردارند. علاوه بر آن بحران هویت، بیکاری و نابرابری های اجتماعی می تواند انگیزه بیشتر به این دسته از جوانان برای عضویت در گروههای رادیکال و خشونت پیشه می دهد. به این ترتیب جوانان، گروه مخاطب مناسب برای جریانهای افراطی به شمار می روند. گروههای دهشت افکن، با استفاده از خلوص و سادگی این گروه اجتماعی آنها را در مسیر مبارزه با تهاجم فرهنگ و ارزش های غربی بسیج نموده در برابر دولت ظاهرا غرب گرا قرا میدهند.

  1. عناصر جدید شهری

جریان کنترل نشده مهاجرت از روستا به شهر یکی از عوامل بی ثباتی در کشورهای در حال توسعه از جمله در افغانستان به شمار می رود. این روند که با تراکم جمعیت در شهرهای بزرگ چون کابل همراه است، به جای شهری سازی روستائیان روستاسازی شهرها را در پی دارد. معمولا روستائیان و دیگر مهاجران تازه وارد بدون آن که در فرهنگ شهری ادغام شوند در حومه های شهر در زاغه نشین ها، حلبی آباد ها و مناطق فاقد امکانات و خدمات شهری مستقر می شوند. این وضعیت نوعی بحران فرهنگ و بی قراری روانی را در بین این جمعیت در پی داشته آنها را مستعد پناه بردن به مراکز نجات می سازد. جریانهای رادیکال با درک شرایط اجتماعی و روانی این گروه آنها را هدف قرار داده، برای جذب این طبقه اجتماعی اقدام می کنند.

  1. ناراضیان سیاسی

این گروه اجتماعی شامل آگاهترین افراد و اقشار جامعه می شود که در فضای جدید راه ستیزه را در پیش می گیرند؛ زیرا با مکانیسم تقسیم قدرت و سیاست خارجی دولت مخالفت دارند. ناراضیان سیاسی شامل ناسیونالیست های قومی و انحصار طلبانی می شود که روحیه تمامیت خواهی شان آنها را وادار به مبارزه مسلحانه می کند. این گروه نیز برای این که به فعالیت های مسلحانه و تروریستی خود مشروعیت ببخشند در پوشش بنیادگرایی دینی و با شعارهای اسلامی وارد کار و زار می شوند. بقایای جناح خلق که پس از پیروزی مجاهدین در دهه ۹۰ جذب گروه طالبان گردیدند و بعثی های عراق که پس از سقوط صدام حسین، ابتدا به القاعده و سپس داعش ملحق شدند، مثالهای زنده از نارضایان سیاسی است که در پوشش جهادی و اسلامی فعالیت های دهشت افکنانه را در پیش گرفتند.

  1. عناصر سنتی- بومی

چهارمین گروه اجتماعی که میتواند از جریانهای افراطی حمایت کند، عبارتند از خرده بورژوازی، بروکراتها، تجارت پیشگان و معلمان، که احساس می کنند در شرایط جدید آموزه ها و باورهای سنتی آنها در اثر تهاجم فرهنگ و ارزشهای غربی تضعیف گردیده اند. این گروه دولت و خارجی ها تهدیدی خطرناک علیه هویت سنتی و مذهبی و گاها منافع اقتصادی خود می دانند. بیگانگی از این طبقه با نظام سیاسی و شرایط موجود موجب می شود انها پتانسیل بیشتری برای جذب در گروههای افراطی مذهبی را داشته باشند. البته بخشی شهری تر این طبقه کمتر هزینه انسانی افراط گرایی را متقبل میشوند، بیشتر با مساعدت های مالی و معنوی شان جریانهای افراطی را حمایت می کنند.

  1. طبقه پائین جامعه

کشاورزان فقیر، فقرای شهری و قبیله نشینان سه قشر اصلی طبقه پائین را تشکیل می دهد. این طبقه بر اساس تحلیل مارکس مستعد حرکت های انقلابی علیه طبقه متمول و حاکم جامعه است. از انجای که جریانهای بنیادگرای افراطی به انها نوید سعادت دنیوی و اخروی را میدهند، قدرت بسیج این گروه را دارند. طبقه پائین نیروی ارزان و مطیع جریانهای دهشت افکن به شمار می رود. مستندات فراوان برای تأیید این دیدگاه در مناطق مختلف کشور ما وجود دارد؛ افراد قبیله و کشاورزان فقیر با هزینه های ناچیز مالی و تبلیغات سطحی مذهبی به عنوان سربازان آماتور در اختیار گروههای دشت افکن قرار می گیرد.

با توجه به تجزیه و تحلیل فوق از طبقه بندی، انگیزه و چرایی جذب گروههای اجتماعی به جریانهای افراط گرا، انتظار می رود، نظام سیاسی راهبردی عملی را برای شناسایی پایگاههای اجتماعی افراط گرایی و کاهش انگیزه آنها، به مرحله اجرا گذارد. این راهبرد می تواند در یک فرایند عاری از خشونت و به شکل مبنایی مشکل افراط گرایی را قابل مدیریت سازد. برداشت من این است که نظام سیاسی افغانستان بیش از آن که در نبردهای مسلحانه در برابر مخالفان مسلح با چالش مواجه باشد، در گفتمان سازی و اقناع افکار جوانان، عناصر جدید شهری، عناصر سنتی، ناراضیان سیاسی و طبقه پائین جامعه با چالش روبرو است. تولید و تعمیق گفتمان اسلام معتدل سازگار با تمدن مدرن بر بنیادها و مبانی دینی، مدیریت فرایند شهر نشینی، دفاع روش مند از مکانیسم قانونی توزیع قدرت، مبارزه با فساد، و از بین بردن شکاف های عمیق طبقاتی در سیستیم معاش و توزیع فرصت های شغلی، راهکارهای اساسی در این بخش محسوب می شود.

پایگاه های اجتماعی افراط گرایی

روزنامه افغانستان ما – محمد قاسم عرفانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *