سلام برچی نیوز | شاه مهره‌ای که اقوام غیرپشتون را مات کرد
  • انتشار: ۵ دلو ۱۳۹۵
  • ساعت: ۱۲:۴۶ ب.ظ
  • سرویس: x تیتر دو
  • کدخبر: 598
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=598

شاه مهره‌ای که اقوام غیرپشتون را مات کرد

من فکر می کردم که ایالات متحده در مورد رهبری افغانستان در درازمدت نمی تواند بر ایتلاف شمال اتکا کند؛ پشتونها به عنوان بزرگترین گروه قومی در افغانستان از کارگزاران کلیدی قدرت بوده اند. بدون حمایت پشتونها، هیچ حکومتی در افغانستان بقا نداشته است

زلمی خلیلزاد با وجود اینکه یک فرد تحصیل کرده و پرورش یافته غرب و از همه مهمتر یک شهروند آمریکایی است؛ اما تفکر قومی و قبیله ای را نتوانسته از خود دور کند، او در کتاب «فرستاده؛ از کابل تا کاخ سفید؛ سفر من به جهان آشفته»، می نویسد:

«من فکر می کردم که ایالات متحده در مورد رهبری افغانستان در درازمدت نمی تواند بر ایتلاف شمال اتکا کند؛ پشتونها به عنوان بزرگترین گروه قومی در افغانستان از کارگزاران کلیدی قدرت بوده اند. بدون حمایت پشتونها، هیچ حکومتی در افغانستان بقا نداشته است.» (فرستاده، ص ۱۲۱). او بسیار زرنگانه آمریکا را متقاعد ساخت که با اجرای پروژه خلع سلاح عمومی، اقوام غیر پشتون را خلع سلاح و پشتون‌ها را تحت عنوان اربکی با پلیس محلی مسلح و تقویت نماید و همچنین با اجرای پروژه اصلاحات اداری، اقوام غیر پشتون به خصوص تاجیک‌ها را که‌ در ادارات حضور پررنگ داشتند، برکنار و پشتونها را جایگزین آنها سازد.

زلمی خلیلزاد در کتاب فرستاده، به روشنی بیان کرده است که ایتلاف شمال از تاجیک ها، ازبیک ها و هزاره ها نمایندگی می کرد؛ لذا این ایتلاف باید از هم می پاشید تا حکومت پشتونی دوباره در افغانستان پا بگیرد، خلیل زاد، در این کتاب برای فروپاشی اتحاد شمال یادآور شده است که چگونه اسماعیل خان را از هرات به کابل کشانده، چگونه دوستم را تسلیم ساخته تا نیروهایش را خلع سلاح کند و چگونه مارشال فهیم را وادار کرده است تا به معاونت اول احمدضیا مسعود رضایت دهد، نیز سخن گفته است.

زلمی خلیلزاد و همچنین آقای کرزی، اتحاد و یا ایتلاف شمال را برای حکومت افغانستان به مراتب خطرناکتر از طالبان و القاعده می دانستند؛ لذا تمام تلاش شان را برای فروپاشی و تعضیف اتحاد شمال به کار گرفتند، زلمی خلیلزاد می گوید که ما برای کاخ سفید اینگونه استدلال می کردیم که حکومت مرکزی افغانستان باید تقویت شود و برای این امر باید قدرت اتحاد شمال از بین برده شود.

چیزی که حتی برای حقیر قابل نبود این است که زلمی خلیلزاد تا آنجا در تفکر قومی و قبیله ای غرق است که عبدالرحمن را به عنوان یکی از شاهان مورد علاقه خود ذکر کرده و می نویسد: «من به دو رهبر معاصر افغانستان علاقه مند بودم؛ یکی عبدالرحمان خان که “امیر آهنین” خوانده می شد. او بین سالهای ۱۸۸۰ تا ۱۹۰۱ یک دولت مدرن را بنا گذاشت». (فرستاده، ص ۱۶).
بخشی از مقاله محمدنسیم جعفری

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *