سلام برچی نیوز | سیاست خارجی افغانستان تابع کدام مکتب است؛ آرمانگرایی و یا واقع گرایی؟
  • انتشار: ۱۰ جوزا ۱۳۹۶
  • ساعت: ۹:۲۲ ق.ظ
  • سرویس: توره های فیس بوکی
  • کدخبر: 3293
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=3293

سیاست خارجی افغانستان تابع کدام مکتب است؛ آرمانگرایی و یا واقع گرایی؟

رئیس جمهور غنی در روز تحلیف خود در قصر سلام خانه ارگ ریاست جمهوری بر پنج محور یا به تعبیر خود شان پنج حلقه سیاست خارجی اشاره کرد و توضیحات نه چندان درستی از آن ارائه داد ، علی رغم همه اینها تئوریزه و تطبیق درست همان پنج محور سیاست خارجی نیز می توانست کمک بزرگی به آشوب زدگی سیاست خارجی و دستگاه دیپلماسی کشور نماید ؛ اما شور بختانه همان پنج محور سیاست خارجی هم در روز تحلیف باقی ماند و بس .

رئیس جمهور غنی در روز تحلیف خود در قصر سلام خانه ارگ ریاست جمهوری بر پنج محور یا به تعبیر خود شان پنج حلقه سیاست خارجی اشاره کرد و توضیحات نه چندان درستی از آن ارائه داد ، علی رغم همه اینها تئوریزه و تطبیق درست همان پنج محور سیاست خارجی نیز می توانست کمک بزرگی به آشوب زدگی سیاست خارجی و دستگاه دیپلماسی کشور نماید ؛ اما شور بختانه همان پنج محور سیاست خارجی هم در روز تحلیف باقی ماند و بس .

هر کشوری برای خودش سبک و سیاق خاصی از الگو های مبتنی بر چهار چوب یک پارادایم حاکم بر روابط بین الملل را تعریف می کند ، اما به مرور زمان پارادایم ها رو به تحلیل می رود ولی آنچه برای دولت ها باقی میماند در حقیقت چیزی جز وابستگیهای پارادایمی نیست .

به این اساس هردوره علمی بر مبنای یک پارادایم مسلط مشخص می شود که مورد توافق اکثر محققان همان رشته است و همیشه پارادایم ها دستخوش تحولات هرمنوتیک بوده است و رشته روابط بین الملل تحولات پارادایمی چون ( از آرمانگرایی به واقع گرایی و از سنت گرایی به رفتار گرایی ) را تجربه کرده است و سیاست خارجی کشور ها بر اساس تسلط پارادایمی که متضمن منافع ملی و امنیت ملی آن کشور باشد تعریف می شود اما تا هنوز افغانستان شاهد یک انسجام تئوریک در سیاست خارجی خود که در سنخیت با یک پارادایم مسلط در روابط بین الملل باشد را تا هنوز حکومت های افغانستان تجربه نکرده است .

من شاهد روابط خارجی افغانستان با کشور های منطقه و جهان بوده ام اما چیزی بنام سیاست خارجی را تا هنوز افغانستان تجربه نکرده است ؛ روابط بر اساس وابستگی متقابل اقتصادی ، تجارت بین المللی ، نابرابری ، اشکال جدید هویت سیاسی شهروندی ، جامعه بین المللی دولت ها ، ماهیت هرج و مرج ، اتحادیه های اقتصادی – منطقه ای موازنه قدرت ، دموکراتیزه شدن نظام بین الملل و امنیت بعد از جنگ سرد عوامل روابط بین کشور ها بوده اند ، اما سیاست خارجی کشور ها مبتنی بر اصل تامین منافع دولت ها با پشتیبانی یک رویکرد تئوریک و پارادایم مسلط تعریف شده است ، اما این وسط رد پای سیاست خارجی افغانستان گم شده است و تا هنوز در حاله ابهام است .

امیدوارم روزی افغانستان هم بتواند تعامل خود با منطقه و جهان را منطقی ، علمی و بر اساس مفاهیم مدرن و مدون بین المللی تعریف و در پرتو آن منافع ملی کشور را تضمین نماید و دستگاه دیپلماسی کشور به این هوشمندی برسد که بتواند از موقعیت خاص ژئوپولیتیکی و ژئو استراتژیکی کشور استفاده حد اعظمی کرده و اففانستان را که سالهاست نقطه فصل بوده به نقطه وصل بین آسیای میانه و آسیای جنوبی و حتی اروپا مبدل سازد .

محمد حیدری

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *