سلام برچی نیوز | سکوت خیانت است،من اعتراض می‌کنم
  • انتشار: ۲۷ حمل ۱۳۹۶
  • ساعت: ۱۰:۴۰ ق.ظ
  • سرویس: x تیتر یک
  • کدخبر: 2117
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=2117

سکوت خیانت است،من اعتراض می‌کنم

چیزی که در این میان کمتر مورد توجه قرار گرفت، منطق ذاتی و برخاسته از ساختار‌های دولت‌های بزرگ جهانی و توان جامعه مدنی قوام‌یافته در این کشور‌ها است که در مقاطعی نه توسط افراد برگزیده، بلکه از یک دست توسط جنبش‌های مدنی و نهاد‌های دموکراسی و از دست دیگر توسط «دولت عمیق» شکل می‌یابد و بیان می‌شود.

 

زمانی که دنالد ترامپ به مقام ریاست جمهوری ایالات متحده امریکا انتخاب شد، بسیاری از سیاستگران و روشنفکران در سراسر جهان شگفتی‌زده شدند. کمتر کسی گمان می‌کرد که وی سزاوار احراز این مقام باشد. حلقه‌های سیاسی غربی که خود‌شان را لیبرال و آزادی‌خواه  می‌پنداشتند به دلایل گوناگون با این انتخاب مخالف بودند. اما واقعیت این بود که آقای ترامپ بر رأس اهرم سیاسی قدرتمندترین کشور جهان قرار گرفته بود و جریان‌های انتقادی به این امر دل‌خوش کرده بودند که وی با سخنان کوچه‌بازاری‌اش از یک سو مایه‌ی شوخی و خنده روشنفکران شسته و روفته را فراهم می‌آورد و از جانب دیگر گروه‌های پراکنده و منهزم از چپ‌ها تا جنبش‌های زنان، طرفداران حقوق مدنی و جنبش‌های محیط زیستی تا جانب‌داران تحقق حقوق مساوی برای همجنس‌گرایان را بر ضد خود تحریک کرده در نهایت به یکی از عوامل وحدت‌دهنده آن‌ها تبدیل شده است. چپ‌های سنتی و مخالفان فرایند جهانی‌شدن علی‌رغم اختلاف‌های ذاتی‌شان با رویکرد‌های نژادگرایانه و زن‌ستیزانه‌ی آقای ترامپ، در رابطه با مواضع مخالف وی با فرایند بازار جهانی شده و اقتصاد جهانی بازار آزاد، از این مواضع وی زیاد هم ناراضی نبودند.

چنین تبارزی از جانب دستگاه عدلی ایالات متحده و جنبش مدنی نیرومند آن کشور در راستای دفاع از حقوق و آزادی‌های مدنی مردم بی‌هر شک و شبهه‌ای به سود دموکراسی بود. اما از جانب دیگر «دولت عمیق» نشان داد، زمانی که منافع دولت بزرگ ایجاب کند، حتا رییس جمهور «انزواطلب» و مخالف راه‌انداختن جنگ‌ها در مناطق گوناگون، طوری عمل می‌کند که بافت‌ها و ساختار‌های پیچیده قدرت از او می‌طلبند و نه طور دیگری.

هرکس می‌داند که شلیک ۵۹ راکت بر پایگاه نظامی الشعیرات سوریه از لحاظ نظامی فاقد اهمیت استراتژیک می‌باشد. اما از جانب دیگر این کار در خود پیامی را نهفته دارد که مخاطبان آن بیشتر در مسکو و بیجینگ نشسته‌اند. ایالات متحده امریکا نه تنها بزرگ‌ترین قدرت نظامی و اقتصادی تاریخ بشریت است بلکه هنوز هم، علی‌رغم این که فرایند از دست‌دادن جایگاه برتر آن در روابط قدرت جهانی آشکار شده است، قدرت برتر نظامی و اقتصادی جهان است. این کشور کماکان آماده است برای حفظ برتری‌اش از نیروی نظامی استفاده کند.

شاید برخی از تحلیل‌گران به این باور باشند که اعمال نظامی‌ای از این دست بیشتر نوعی از جنگ و گریز است اما اگر چنین هم باشد، چنین فعالیت‌هایی از خود قربانی‌هایی دارد و قربانیان اصلی آن مردم کشور‌های عقب‌مانده می‌باشـند که قـرن‌ها است نتوانسته‌اند خود‌شان را از مصیبت پس‌ماندگی و استبداد رهـایی بخشند و به کاروان تمـدن انسانی بپیوندند. درست در روز‌هـایی که رسـانه‌های لیبرال غربی از نیویورک تایمز تا شپیگل و حتا سیاست‌مـدارانی که از انتخاب آقای ترامپ ناراحت بودند، همـراه با رهبران برخی از کشور‌های غرب آسیا از این اقدام نظامی رییس جمهور امریکا استقبال کردند در کشور ما حادثه‌ای به وقوع پیوست که باید وجدان هر انسان ضد جنگ را تکان داده باشد.

نیروی هوایی ایالات متحده در ولسوالی اچین ننگرهار یک بمب یازده تنی را بر قرارگاه داعشیان فرو ریخت. این «مادر بمب‌ها» و نیرومندترین بمب متعارف موجود در جهان موجب ویرانی و کشتار بسیار شده است. در افغانستان نیز دولت‌مردان کشور ما از این اقدام استقبال کردند. درست است که در جنگ‌ها استفاده از خشونت و قوه‌ی قهریه اجتناب‌ناپذیر است، اما بشریت متمدن با درس‌گیری از جنگ‌ها و کشتار‌های بی‌رویه ناگزیر شد تا یک سلسله قواعد و اصولی را وضع کند تا با توسل به آن‌ها بتواند از خشونت بی‌رویه در جنگ‌ها بکاهد. به مجموعه‌ی این قواعد، قوانین و کنوانسیون‌های انسانی جنگ می‌گویند. حمایت از زندگی غیرنظامیان، پاسداری از محیط زیست، اجتناب از تخریب مزارع، جنگل‌ها و مانند این‌ها از جمله‌ی این تدابیر می‌باشند. اصل متناسب بودن بهره‌گیری از قهر و اجتناب از کار برد سلاح‌های کشتار جمعی نیز از جمله‌ی چنین تدابیری‌اند. دولت‌های دارای دموکراسی و انسان‌های مدافع حقوق بشر و جانب‌دار حق زندگی انسان و مدافع محیط زیست نباید با تروریست‌ها و جنایت‌کاران جنگی در یک سطح اخلاقی قرار بگیرند.

محتوای بمبی که نیرو‌های امریکایی بر ولسوالی اچین انداختند برابر است با ۸۵۰۰ کیلوگرام مواد انفجاری که قدرت تخریبی آن معادل یازده هزار تن مواد انفجاری از نوع «تی.ان.تی» می‌باشد. این بمب نه متر درازا داشته و قطر آن یک متر و سه سانتی می‌باشد. این بمب توسط «جی.پی.اس» رهبری شده و توانایی اصابت دقیق بر اهداف تعیین شده را دارد. در آستانه‌ی تجاوز ایالات متحده به عراق، به دلیل این که اردوی عراق دارای شبکه‌ای از مخفی‌گاه‌ها و پناه‌گاه‌های گسترده بود، مهندسان جنگی امریکا این بمب را برای شکستاندن این پناه‌گاه‌ها اختراع کردند. در افغانستان بنا بر ادعای نیرو‌های امریکایی این بمب بر ضد شبکه‌ای از کانال‌های زیر زمینی جنگ‌جویان داعش به کار گرفته شده است. داده‌هایی که در جریان استفاده آزمایشی از این بمب در فلوریدا به دست آمده‌اند، نشان می‌دهند که گرد و غبار حاصله از انفجار این بمب می‌تواند تا سه هزار متر ارتفاع پیدا کند و از فاصله چهل کیلومتری قابل رویت باشد. این بمب رهبری شده در نزدیکی‌های سطح زمین منفجر شده و موجب تولید فشار نیرومندی می‌شود که می‌تواند به ده‌ها کیلومتر مربع آسیب برساند.

رییس جمهور ایالات متحده در جریان کمپاین‌های انتخاباتی خود شعاری داشت که می‌گفت: «گُه داعش را باید با بمب برون کشید.» (از خوانندگان به دلیل استفاده از این ادبیات فاخر رییس جمهور ایالات متحده پوزش می‌‌خواهم.) اطلاعات نخستین می‌رسانند که در نتیجه‌ی انفجار این بمب حدود ۹۰ جنگ‌جوی داعشی کشته شده‌اند. کسی راجع به تلفات غیرنظامیان تا کنون چیزی نگفته است. مردم محل طی تماس تلیفونی گفته‌اند که نیرو‌های امریکایی و افغان نخست سربازان را از این منطقه چندین کیلومتر دور بردند و برای جلوگیری از آسیب دیدن شنوایی، به آن‌ها وسایل لازم را برای بند کردن گوش‌های‌شان توزیع کردند. متخصصان نظامی می‌دانند که در نتیجه انفجار این بمب در ساحه مورد تأثیر که چندین کیلومتر مربع می‌شود تمام اکسیجن موجود در هوا نابود می‌شود و به همین دلیل هم است که امکان زنده ماندن انسان و دیگر زنده‌جان‌هایی که به این ماده نیاز دارند، وجود ندارد. در ولسوالی اچین نزدیک به ۹۵ هزار انسان زندگی می‌کنند. این که چه تعداد انسان در ساحه تأثیر این بمب قرار داشتند، روشن نیست. امکان این که تعدادی از غیرنظامیان، حیوانات و سایر زنده‌جان‌ها کشته شده باشند، بسیار است. اندازه تخریبات محیط زیستی این بمب هنوز روشن نیست.

از دیروز بدین‌سو تلاش کردم تا به دیدگاه‌های تحلیل‌گران و نظریه‌پردازان کشور ما در این باره پی ببرم. تلویزیون‌های معروف به گرایش‌های لیبرالی و روزنامه‌های هم‌فکر آن‌ها با شور و هیجان بسیار از انداختن این بمب بر مناطق احتمالی داعشیان استقبال کردند. در حیرتم، وقتی که انسان تهی از خرد انتقادی و جدا از تفکر فراگیر به نظریه‌پردازی مشغول شود، مبتلا به چه تراژدی کمیدی‌ای که نمی‌شود. در این‌جا روی سخن من به آن عده از افرادی که معرفت فراگیر عدالت‌خواهی و دید انتقادی نسبت به نظام بی‌رحم کنونی جهانی ندارند و از صلح انتقادی نیز چیزی نمی‌دانند، نیست. روی سخن من به آنانی است که می‌دانند اما خلاف می‌گویند. برتولد برشت در کتاب گالیلیو گالیله می‌گوید: «آن که حقیقت را نمی‌داند فقط بی‌شعور است، اما آن که حقیقت را می‌داند و آن را دروغ می‌نامد ، تبه‌کار است.» بسیاری از مبارزان ضد فاشیسم از فروپاشی و سرکوب قهری فاشیست‌ها و به دادگاه‌کشاندن آن‌ها در نورنبرگ دفاع کردند. اما بسیاری از همان اندیشه‌ورزان نیز با حقوق انسانی فاشیست‌ها دشمنی نکردند و آن‌ها را انسان‌های فاقد حقوق بشری تلقی نکردند. درست در همین نکته تفاوت جانب‌داران حقوق بشر و مخالفان حقوق بشر نهفته است. کسی که در جنگ‌ها متناسب‌بودن استفاده از قوه‌ی قهریه با اهداف جنگی را مطابق با قوانین انسانی جنگ در نظر نمی‌گیرد، ناقض حقوق بین‌المللی است و باید با همین نام هم یاد شود.

در افغانستان اگر هزاران بمب از این نوع فرو ریخته شود و ده‌ها هزار سرباز خارجی مجدداً آورده شوند، به پیروزی دست نخواهیم یافت، مگر این که استراتژی در جنگ تغییر کند و در مرکز استراتژی درست باید مبارزه با منابع، برخاستگاه‌ها و پناه‌گاه‌های تروریسم قرار داشته باشد. جنگ یک انتخاب از روی اجبار است و نه از سر شوریده‌گی. تنها با هدف قرار دادن منابع هم به مشکل بتوان به پیروزی نهایی، به ثبات و صلح عادلانه دست یافت. ثبات و صلح عادلانه با تحقق دموکراسی عدالت‌طلبانه ممکن است. از این رو تا زمانی که به نژادگرایی، تبعیض، فساد و انحصارگرایی پایان داده نشود، تا زمانی که حاکمیت قانون به گونه گسترده اعمال نگردد، در کشور ما صلح برقرار نخواهد شد، مگر این که ما آرامش گورستان را با صلح عوضی حقنه کنیم.

بعد از انفجاری چنین مهیب، آن هم به بهانه ویران‌ساختن چند پناه‌گاه تروریستان، گمانه‌زنی‌های فراوانی صورت می‌گیرد. برخی‌ها به این باور اند که امریکایی‌ها با استفاده از این بمب می‌خواستند به کوریای شمالی و ایران پیام و هوشدار نیرومندی را بفرستند، برخی دیگر بر این باور اند که ترامپ با استفاده از این بمب خواست بگوید که او رییس جمهور فاقد اراده نیست که بخواهد در برابر تحولات این طرف دنیا بی‌تفاوت بماند و برخی گمانه‌زنی‌های دیگر.

علت اصلی کار گیری از این بمب هر چه می‌خواهد باشد، از منظر مردم افغانستان هیچ دلیل اخلاقی، سیاسی و نظامی برای استفاده از این سلاح مخوف در کشور ما وجود ندارد. مردم افغانستان حق دارند تا با ابراز واکنش شدید و گسترده علیه این اقدام نیرو‌های ایالات متحده و هم‌دستی حکومت افغانستان با آن‌ها و تمام آنانی که از این اقدام جنایت‌کارانه حمایت می‌کنند، صدای اعتراض‌شان را بلند کنند و من اعتراض می‌کنم.

هشت صبح:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *