سلام برچی نیوز | سـردرگمی سـیاسـت مسـکو در افغانـستان
  • انتشار: ۲ ثور ۱۳۹۶
  • ساعت: ۱۰:۵۹ ق.ظ
  • سرویس: بین الملل
  • کدخبر: 2315
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=2315

سـردرگمی سـیاسـت مسـکو در افغانـستان

تلاش روسیه در رسیدن به «قدرت بزرگ» و نگرانی فزاینده‌ی در مورد تروریسم و مواد مخدر، آن کشور را وادار ساخته تا دوباره وارد منازعه افغانستان شود، چنان که این مساله در کنفرانس منطقه‌ای ۱۵ اپریل سال جاری در مسکو نمود یافت.کابل و مسکو روابط پیچیده‌ای در جریان دو قرن گذشته داشته‌اند،

روسیه اولین کشوری بود که استقلال افغانستان را از بریتانیا در ۱۹۱۹ به رسمیت شناخت. بعدتر در جریان قرن گذشته به بزرگ‌ترین شریک توسعه افغانستان بدل شد. افغانستان هم‌چنان منطقه‌ای‌ عمده رقابت در گسترش امپراتوری مسکو در دوران جنگ سرد بود. فهم نادرست مسکو از سیاست افغانستان در ۱۹۷۰ و غرور استعماری آن کشور به رقبای اصلی‌اش ـ غرب، چین و گروه‌های اسلامی ـ فرصت طلایی فراهم کرد تا خرس قطبی را در هندوکش به دام اندازد، که مقدمه‌ای بر آغاز سقوط اتحاد جماهیر شوروی شد.

اما پیروزی غرب و اسلامگرایان دو پیامد ناخواستی داشت: از میان رفتن دولت افغانستان و ظهور شبه‌نظامیان اسلامگرا. که معجونی از این‌ها در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ بر غرب حمله کرد. پس از ظهور طالبان مسکو باردیگر درگیر افغانستان شد و اینبار خط مشی درستی را انتخاب کرد.این کشور در کنار ایران، هند و کشورهای آسیای میانه به اتحاد منطقه‌ای ضد طالبان پیوست. پس از سرنگونی طالبان در اواخر ۲۰۰۱، مسکو سیاست کابل‌محور و ضد طالبان را در حمایت از تلاش‌های بین‌المللی به رهبری ایالات متحده ادامه داد. درستی مسکو در این مدت به ایجاد احساسات آشتی‌جویانه در میان افغان‌ها نسبت به روسیه کمک کرد.

با این حال، در سال ۲۰۱۲ درک متقابل ایالات متحده و روسیه در افغانستان گرفتار سیاست جدید و قاطعانه مسکو در برابر غرب شد. جنگ غرب در برابر تروریسم در افغانستان در اثر ناتوانی در مواجهه با متحد دوروی‌‌اش پاکستان و ضعف در شکست تروریسم و مواد مخدر کم‌رنگ شد. در دوران اداره‌ی بارک اوباما سیاست مصالحه با طالبان با چالش‌های واشنگتن درهم آمیخت. در آستانه انتقال مسوولیت از ناتو به دولت افغانستان در ۲۰۱۴، بسیاری در کابل آرزو داشتند که مسکو کمک کند تا اجماع جهانی در تقویت و مشروعیت دولت افغانستان جان تازه یابد. متاسفانه در حالی که مسکو به درستی پیشینه غرب در تضعیف سیستم دولت، برخورد دوگانه در برابر تروریستان و طرفداری از ژیوپالیتیک در مبارزه علیه تروریسم مورد پرسش قرار می‌دهد، در حال حاضر سیاست خود‌ش مشمول این سه رکن است. در واقع می‌توان ظهور «اتحاد طالبان» با پاکستان، چین، روسیه و ایران را دید. با وجود اختلافات این سه کشور، آنها بر سر دو مساله متحد اند: تهدید دولت اسلامی (داعش) و بیرون کردن ایالات متحده از افغانستان. به طورفزاینده آنها طالبان را به عنوان ابزاری برای بدست آوردن این اهداف می‌دانند. در واقع باید به پاکستان در توانایی‌اش جهت منحرف کردن توجه سیاست گذاران بیجینگ، مسکو و تهران از طالبان به عنوان گروه تروریستی منطقه‌ای به دولت اسلامی(داعش) تحت پوشش آی‌اس‌آی در افغانستان تبریک گفت. «اتحاد طالبان» نمایانگر میل بازیگران متعدد جهانی در مسنجم کردن بازوی ژیوپالیتیک آنها در برابر غرب است. این بیشتر در مورد روسیه صادق است که گرفتار طرح بازی بزرگ است. اما این وسواس به امنیت و توسعه کمک نخواهد کرد؛ و تنها به چرخه‌ی ظالمانه و زشت منازعه و خشونت، تکانه‌های جدید وارد خواهد کرد. روسیه نیز در برابر تروریسم و مواد مخدر آسیب‌پذیر است. پنجاه هزار روسی همه ساله بر اثر استفاده مواد مخدر می‌میرند؛ شهروندان روسی و آسیای میانه بخش عمده‌ای دولت اسلامی را تشکیل می‌دهند. زمانی که طالبان بر سر قدرت بودند، آن‌ها تنها اولین گروهی بودند که تروریستان چیچن را به عنوان دولت در تبعید به رسمیت شناختند، این بدان معنا بود که همدمی اسلامی شگوفا می‌شد.

منازعه افغانستان بحران سه بعدی است که شامل افغانستان، بازیگران منطقه‌ای و جهانی است. هیچ طرفی کلید و راه حل بحران را به‌دست ندارد. اما ایالات متحده بیم‌ناک است و توسط شماری از طرف‌های افغانستان احترام می‌شود. منطقه باید حضور درازمدت ایالات متحده را در افغانستان به عنوان قرص تلخ به ویژه در جریان ریاست‌جمهوری نیرومند دونالد ترامپ فرو ببرد.

مسکو باید برای احیای سیاست سازنده‌ی خود در جهت حمایت از قانون اساسی شکننده‌ی افغانستان کار کند و یک اتحاد موثر و فراگیر مبارزه با تروریسم را شکل دهد. اتحاد شوروی و غرب در برابر فاشیزم در اروپا در جریان جنگ دوم جهانی یک الگو برای همکاری دوجانبه‌ی آنها در برابر تهدید ستیزه‌جویی اسلامی است که از میان منازعه افغانستان سر برآورد. افغانستان صلح‌آمیز کمک خواهد کرد تهدید جهانی موجود هم به لحاظ نمادین و هم استراتیژیک شکست بخورد، روسیه باید به این تلاش جهانی بپیوندد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *