سلام برچی نیوز | سرقوماندان اعلای پس از حادثه
  • انتشار: ۳ ثور ۱۳۹۶
  • ساعت: ۱۱:۵۳ ق.ظ
  • سرویس: x تیتر یک
  • کدخبر: 2357
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=2357

سرقوماندان اعلای پس از حادثه

در این شکی نیست که آقای غنی به عنوان رییس جمهور افغانستان، دیدگاه‌های کلانی در زمینه اقتصاد، توسعه و ساخت زیربناها دارد. کارنامه او در این زمینه نه تنها قابل ستایش است، بلکه امیدوارکننده نیز می‌باشد، اما عرصه امنیتی و دفاعی کشور نیز عرصه مهمی است.

زمانی که ده تروریست تا دندان مسلح بدون مواجهه با هیچ گونه مقاومتی در حالی که اشراف و آگاهی کاملی از وضعیت تأسیسات و پرسونل موجود در یک قول اردوی ارتش دارند و پس از ورود به آن‌جا برای چندین ساعت متوالی سربازان و افسران این کشور را سلاخی می‌کنند و مقام‌ّهای امنیتی با دروغ و ریاکاری و با دادن آمار نادرست در صدد پوشانیدن سهل‌انگاری، ضعف و ناتوانی خود استند و سرقوماندان اعلای کشور نیز تمام تمرکزش به عیادت از زخمی‌های رویداد خلاصه می‌شود، آدم می‌ماند که نام این وضعیت را چه بگذارد: رسوایی، فاجعه،‌ ناتوانی مدیریتی و یا… یا همه‌ی این‌ها.

بدون شک سرقوماندان اعلا می‌داند که تمامی قطعات اردو و پولیس به دلیل آغاز فصل جنگی و نیز به دلیل آغاز عملیات «خالد»‌ حداقل در شمال کشور در آماده‌گی عام و تام قرار دارند. اگر آماده‌گی عام و تام یک قول اردوی ما در این سطح باشد که ده نفر تروریست قادر به آن شوند تا در یک رویداد آن هم در داخل مقر این قول اردو بیشتر از ۱۴۰ سرباز را به شهادت رسانیده و بیشتر از پنجاه تن دیگر را زخمی سازند، معلوم است که سرقوماندان اعلا، از چگونگی احضارات عام و تام یا بی‌خبر است و یا از اجرای آن به خوبی نظارت نمی‌کند. شاید کسی بپرسد که این وظیفه سرقوماندان اعلا نیست و باید این مسوولیت را دیگرانی چون وزیر دفاع، رییس ستاد ارتش و استخبارات نظارت انجام داده و از کنترول و چگونگی اجرای آن نظارت و اطمینان حاصل کنند. این پاسخ درستی است، اما سرقوماندان اعلایی که چشم خود را بر ناتوانی، ضعف، فساد، خویش‌خوری و عدم تخصص این افراد می‌بندد،‌ مسوول اصلی کشته‌شدن سربازان ما است. این حرف از آن‌جا مصداق دارد که جناب سرقوماندان اعلا به دلیل «اعتماد به نفس» بیش از حد خویش به هشدارها و مشورت‌های که در این زمینه از سوی شماری از مشاورانش برایش داده شده بود،‌ توجهی نکرد و هم‌چنان بر ابقای مدیران فاسد و ناتوان سکتور امنیتی، پافشاری ورزید.

مردم می‌دانند که در سکتور امنیتی افغانستان و در میان مشاوران ارشد سرقوماندان اعلا، هستند افرادی که به این مسایل به خوبی واقف اند و مشورت‌های سودمندی می‌دهند، اما اسفبار این است که جناب سرقوماندان اعلا یا به این هشدارها توجه نمی‌کند و یا با وجود تکرار چندین حادثه از جمله حمله بر چهارصد بستر، حمله بر ریاست رجال برجسته و حمله بر موتر عمله محافظان شخصی‌اش،‌ هنوز که هنوز است دشمن را به خوبی نشناخته است و توانایی آن را دست‌‌کم می‌گیرد.

در این شکی نیست که آقای غنی به عنوان رییس جمهور افغانستان، دیدگاه‌های کلانی در زمینه اقتصاد، توسعه و ساخت زیربناها دارد. کارنامه او در این زمینه نه تنها قابل ستایش است، بلکه امیدوارکننده نیز می‌باشد، اما عرصه امنیتی و دفاعی کشور نیز عرصه مهمی است. ما در جنگ خطرناک و با دشمن خطرناک، وحشی و به ظاهر آگاه و توانا مواجهیم. حمله بر مقر فرماندهی یک قول اردوی ارتش و دقتی که در این حمله به کار رفته است، نشانگر این مسأله است. البته این به معنای آن نیست که قربانی و تلاش نیروهای شجاع و صادق امنیتی و دفاعی‌مان را در مقابله با دشمن، بی‌اهمیت نشان بدهیم. بلکه مساله این است که دشمن با این عملیات‌های خویش نشان می‌دهد که به خوبی در میان نیروهای دفاعی و امنیتی ما نفوذ کرده است و احتمال این‌که فجایعی از این دست را تکرار کند، بعید نیست. وقتی سرباز زخمی شده در حادثه قول اردوی شاهین می‌گوید که به وی اجازه داده نمی‌شود تا بدون کارت هویت در نظام قراول حضور بیابد و در هشت ماه تنها دوبار اجازه یافته است تا به شهر برود، معلوم است که تروریست‌ها با هم‌آهنگی بسیار بالا قادر شده‌اند تا به مقر قول اردوی شاهین وارد شده و قتل عام کنند.

در حادثه چهارصد بستر نیز عین وضعیت تکرار شده بود. قبل از حمله برق ساختمان قطع می‌شود، کمره‌های امنیتی از کار می‌افتد و بعد تروریست‌ها بدون هیچ‌گونه مانعی وارد محوطه شده و پس از اجرای یک انتحاری، آن هم پس از دروازه امنیتی، به کشتار بدون تفکیک متوسل می‌شوند و همه را یکی بعد از دیگر به قتل می‌رسانند. آن‌ها تا حدی به جزییات آگاهی داشته‌اند که حتا در برخی حالات قربانیان خود را با کارد سلاخی می‌کنند.

در حادثه انتحاری‌ای که دو هفته پیش در مقابل دروازه اداره امور در کابل رخ داد و به اثر آن شماری از محافظان شخصی رییس جمهور شهید شدند، نیز عین اتفاق رخ داده است. منابع به روزنامه ۸صبح گفته‌اند که قبل از حادثه دو کمره امنیتی برای بیست دقیقه از کار می‌افتد و بعد از آن که کارمندان تخنیکی تلاش می‌کنند تا آن‌ها را به کار اندازند، تمامی سیستم ارتباطی وزارت دفاع مختل می‌شود و در همین جریان، حادثه رخ می‌دهد.

حالا سوال این است که وقتی دشمن با این دقت و با این میزان دست‌رسی و توانایی دست به حمله می‌زند، سرقوماندان اعلا باید بداند که مقابله با یک چنین دشمنی، نیازمند بازنگری جدی خلاهای موجود در سیستم دفاعی و امنیتی ما است، نیازمند تغییرات و اصلاحات جدی است، نیازمند کنش‌های جدی و اساسی است. درست است که سرقوماندان اعلا به عیادت زخمی‌ها می‌رود، اما او به عیادت زخمی‌های چهارصد بستر نیز رفت، اما بعد از آن هیچ اتفاق مهمی رخ نداد. چند نفر به ظاهر برکنار شدند، اما هیچ کس ندانست که چه کسانی با تروریست‌ها همکاری کرده بودند و آن‌ها از چه خلاهای استفاده کرده و وارد محوطه بزرگ‌ترین شفاخانه نظامی کشور شده بودند. اگر این‌بار نیز حضور سرقوماندان اعلا به عیادت محض از زخمی‌ها خلاصه شود و هیچ اقدام اساسی دیگر صورت نگیرد، بی‌هیچ مبالغه‌ای حوادثی از این دست تکرار شدنی است، زیرا ستون پنجم دشمن در میان صفوف نیروهای امنیتی هم‌چنان برای دشمن اطلاعات تهیه کرده و زمینه را برای تکرار یک چنین فجایعی و یا شاید فجایع شدیدتر از آن مساعد سازند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *