سلام برچی نیوز | سخنی با تاجیکان افغانستان
  • انتشار: ۱۶ جوزا ۱۳۹۶
  • ساعت: ۱۰:۲۵ ق.ظ
  • سرویس: x تیتر دو
  • کدخبر: 3512
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=3512

سخنی با تاجیکان افغانستان

چیزی بیش از یک سال پیش در چنین روزهایی بود که مردم هزاره برای نفی ستم و ترور و خشونت و برای تحقق عدالت به پاخاستند؛ زن و مرد و پیر و جوان به روی جاده ها آمدند و با مدنیت تمام راهپیمایی مسالمت آمیز نمودند اما به جای پاسخ انسانی، با گلوله و انتحاری استقبال گردیدند. بارها و از تریبونهای مختلف و از آدرسهای مختلف سر دوستان تاجیک و ازبک و انسانهای آزادی خواه پشتونمان صدا کردیم؛ از همین صفحه خودم نوشتم که «بوله ها کجاست؟» جنرال صاحب که روزی می گفت «از مه بوی مزاری می آید» در برابر خواست بر حق مردم ما خاموشی اختیار کرد. برخی دیگر از چهره های ازبک ما هم گاهی به میخ زدند و گاهی هم به نعل.

چیزی بیش از یک سال پیش در چنین روزهایی بود که مردم هزاره برای نفی ستم و ترور و خشونت و برای تحقق عدالت به پاخاستند؛ زن و مرد و پیر و جوان به روی جاده ها آمدند و با مدنیت تمام راهپیمایی مسالمت آمیز نمودند اما به جای پاسخ انسانی، با گلوله و انتحاری استقبال گردیدند. بارها و از تریبونهای مختلف و از آدرسهای مختلف سر دوستان تاجیک و ازبک و انسانهای آزادی خواه پشتونمان صدا کردیم؛ از همین صفحه خودم نوشتم که «بوله ها کجاست؟» جنرال صاحب که روزی می گفت «از مه بوی مزاری می آید» در برابر خواست بر حق مردم ما خاموشی اختیار کرد. برخی دیگر از چهره های ازبک ما هم گاهی به میخ زدند و گاهی هم به نعل.

دوستان تاجیک مان- صرف نظر از تعدادی از قلم بدستان و یکی دو چهره سیاسی- فقط نظاره گر پرپر شدن جوانان مان در میدان خون و دهشت یعنی دهمزنگ بودند؛ محتاطانه فقط حوادث را نظاره می کردند و برخی نیز از دور دستی بر آتش داشتند.

مردم هزاره هزینه سنگینی را بابت تامین عدالت و صلح پرداخته اند؛ تعدادی از بهترین جوانانشان را از دست داده؛ بارها شاهد نقض گسترده حقوق بشر بودند؛ از بسیاری از حقوق اساسی شان در عرصه توسعه اجتماعی محروم بوده اند و با بدترین نوع سناریو یعنی رویارویی داخلی مردمی در دو جبهه رهبران سنتی و رهبران نوظهور قرار گرفتند و مهمترین خواسته انسانی شان یعنی بازگرداندن مسیر برق ترکمنستان با لجاجت ارگ ریاست جمهوری و شخص رئیس جمهور محقق نگردید.

امروز تاجیکان ما درست قدم در همان راه دیروز ما گذاشته اند؛ خون داده اند؛ عصبانی هستند؛ خیمه تحصن به پا کردند و راهپیمایی شان به خاک و خون کشیده شد و اکنون نیز در میان رهبران جمعیت اسلامی درگیری ها ورویارویی لفظی به شدت در جریان است. تشابه دیگر هر دو حرکت اعتراضی در این است که متاسفانه دستهای مافیای سیاسی، معامله گران و رهبران قومی در پشت هر حرکت مدنی قرار گرفته تا از این وضعیت گل آلود برای خودشان ماهی بگیرند؛ حضور برخی از مهره های سوخته و رانده شده از دسترخان رنگین حکومت مانند احمد ضیا مسعود وزنه حرکتهای مدنی را سبک کرده و وجه عدالت خواهی آن را به شدت خدشه دار نموده است. با شکلی از این معضل جنبش روشنایی نیز دست در گریبان است.

من فکر می کنم که علاوه بر بسیاری از دلایل اقتصادی و دخالت های کشورهای خارجی و همسایه، متاسفانه مشکل اصلی افغانستان این است که عنصر قدرتمند «قومیت» را نادیده می گیریم، در حالیکه بسیاری از چالش های امنیتی امروز افغانستان ریشه در حمایت ها و خواسته های قومی دارند، اما باز هم به بهانه وحدت ملی، ترس از ترور و خشونت وانتحار و یا هم خودسانسوری به آن پرداخته نمی توانیم. انتحاری ها و حملات اخیر را شاید بهتر بتوان در آیینه خواست های قومی دید و تفسیر کرد.

اما ارگ ریاست جمهوری عزم و اراده ای برای سرکوب شورشیانی که از قوم و قبیله خودشان است، ندارد؛ توقع مبارزه با تروریسم از سوی اشرف غنی احمدزی کسی که باعث آزادسازی صدها تروریست از زندانهای کشور شد تا «عدالت و انصاف»* را تطبیق کند خواستی معقول نیست و یا هم حامد کرزی که روزگاری قرار بود به عنوان نماینده طالبان در سازمان ملل مقرر گردد و در مدت زمامداری خود بزرگترین خدمات را به طالبان نمود؛ آنها را به شمال جابجا کرد؛ لانه های تروریستی شان را رونق بخشید و به بهانه های مختلف امکانات مالی و لوجیستیکی فراوان در اختیارشان قرار داد؛ اکنون نیز با قدرت تمام از طالبان حمایت می کند. و یا هم آوردن گلبدین حکمتیار به بازی های سیاسی در حالی است که بسیاری از مهره های دانه درشت اقوام دیگر کیش و مات شده اند. با کمال تاسف باید بگویم که شواهد و قراین نشان می دهد که تیم اشرف غنی احمدزی و امنیت ملی افغانستان تمام قد در پشت پشتونهای خود ایستاده اند و علی رغم تمامی شعارهای خوش آب و رنگشان هیچ اراده و عزم و خواستی مبنی بر جنگ با قوم و خویش خود ندارند، لااقل فرضیه قویتر بهتری فعلا وجود ندارد. قبول این فرضیه می تواند فهم ما را در تجزیه و تحلیل وضعیت جاری کشور یاری رساند.

باور من این است که با این راهکارهای احساسی، مقطعی و زودگذر که عموما با هایجک معامله گران سیاسی همراه هست، این درد تنهایی درمان نمی شود. حاصل و دسترنج راهپیمایی مدنی را فعالین و معامله گران سیاسی خوشه چینی می کنند و برای مردم جز درد و خون و اشک و آه هیچ نمی ماند! نفس حرکت مدنی به منظور عدالت خواهی خواست جمعی همه انسانهای آزاده و آزاد اندیش جغرافیای تحمیلی ای بنام افغانستان هست. اما مبارزه با سران ارگ، نمایندگان ارگ نشین طالبان و داعش و خلاصه مبارزه با تمامیت خواهی قبیله نیازمند «هماهنگی و انسجام و مدیریت و کار جمعی ما و شماست».

پیشنهاد من این است که برای مبارزه با این توطئه پیچده تدویر جلساتی در خارج از کشور برای هماهنگی بیشتر و تصمیم گیری مشترک فعالین مدنی ضروری است. مبارزه با ظلم و استبداد یک شبه امکان ندارد، باید سالها کارکرد و طرح ریخت و برنامه ریزی کرد؛ اما قبل از همه این اقدامات باید با هم بشینیم و گفتگو کنیم و حرفمان را یکی بسازیم و پای تعهدمان ایستاد شویم. از حوادث تاریخی درس بگیریم و اگر نه باعث عبرت دیگران خواهیم شد. « رکه ناموخت از گذشت روزگار , نیز ناموزد زهیچ آموزگار»

*اشرف غنی در مصاحبه ای با تلویزیون ۱ گفت بود:« نود و هشت درصد زندانیان بگرام، گویندگان یک زبان اند. این کجایش عادلانه است؟»

عبدالحکیم حمیدی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *