• انتشار: ۲۹ حوت ۱۳۹۶
  • ساعت: ۷:۵۴ ق.ظ
  • سرویس: تیتر 2
  • کدخبر: 14567
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=14567

زوایای پنهان توافق قره‌باغ/باج صد لکی حکومت به قاتلان هزاره‌ها!

هر که نمی داند بداند که هیئت حکومت فاشیست به قاتلان و گروگان گیران هزاره‌های قره‌باغ مبلغ صد لک افغانی باج داد.

یک:) از آغاز «دادخواهی قره‌باغ» تقابل جوان و پیر، حزبی و غیر حزبی در میان هزاره‌های غزنی جریان داشت، گپ و گفتار به جایی رسید که برخی از جوانان آزاد، حساس و با اراده، خواستار «حرکت مستقلانه» شدند، و از ما خواستند تا به زودی «حقایق» را بنویسیم و پرده از روی چهره‌هایی که یک سره برای مردم «آیه‌ی یأس» می خوانند، بر داریم، یگانه چیزی که همواره جلوی حرکت مردمی را در غزنی می گیرد، چهره‌هایی ست که زیر کار با حکومت استند؛ اما از مردم بهره کشی سیاسی می کنند، در میان مردم تحریک احساسات می نمایند و اما در «حرمسرای ولایت» از یک فاشیستی به سان کریم متین سپاس گزاری می کنند، مردم را تا زمانی از دنبال شان می کشند، که گپ و گفتار شان در «زن خانه‌ی ولایت» شنیده نمی شود، پس از حرکت آغازین پرشور مردم، صورت مساله را تغییر می دهند و یک سره تلاش می کنند تا جوانان با اراده، حساس و حقیقت جوی را به حاشیه بکشند و «بازی کثیف» شان را دور از «چشم مردم» ادامه دهند، یکی از دردهای بزرگ مردم ما این است که «اراده‌ی سیاسی» شان، از سوی کسانی به بازی گرفته می شوند، که «حق السکوت» شان ۳۰ لیتر تیل است، در هر گندکاری شریک استند و «جوانان» را به نام «انقلابی» «خون گرم» «احساساتی» و … از میدان دور می کنند، ما در اوج «دادخواهی قره‌باغ»، به خاطر جلوگیری از نفاق، صف شکنی و پراکندگی مانع حرکت مستقلانه شدیم؛ اما حالا به این نتیجه رسیده ام که مردم ما نمی توانند با این «ته مانده‌های حزبی» به جایی برسند، بنابر این بر ماست که این «حجابان ره» را به حال شان واگذاریم و احترام شان کنیم؛ اما دیگر نگذاریم احساسات، غیرت، درک و اراده‌ی مان را به بازی بگیرند، مساله‌ی قره‌باغ نشان داد که «ما می توانیم»؛ اما چالش بزرگ ما «خلای رهبری» ست و هنوز جوانان ما به خاطر نبود رهبری مطمین نمی توانند حق شان را بگیرند و از دشمن انتقام بگیرند.

دو:) هر که نمی داند بداند که هیئت حکومت فاشیست به قاتلان و گروگان گیران هزاره‌های قره‌باغ مبلغ صد لک افغانی باج داد، و همین گونه در سفری که هیئت حکومت فاشیستی به شیراباد داشت، مبلغ پانزده لک افغانی برای این جلادان تحفه داد؛ اما برای خانواده‌ی شهیدان هزاره صد هزار افغانی پرداخت گردید، و سرانجام در توافقی که بین دو طرف منازعه صورت گرفت، از خسارات هزاره‌ها یادی نگردید،حتی شخصی به نام ذاکر از زرک قره‌باغ که پس واقعه‌ی شیرآباد، توسط جلادان برده شد و تا هنوز از سرنوشت او چیزی نمی دانیم، داخل در اجندای توافق نبوده است، زیرا «خون هزاره بی رنگ است» و اسیرش «ابد الآباد» محکوم. جویای ذاکر شدم؛ حتی «رجلان سیاسی» هزاره در غزنی، از سرنوشت او اظهار بی خبری می کند، ما نمی دانیم دوکتور شاه جهان گروگان گرفته شود و یا دوکتور بصیر( با لبخند) تا ذاکر از قید اسارت پشتون‌های شیرآباد آزاد گردد!

سه:) پس از روزی که در ولایت حرف زدیم و به جای «کلی گویی» «گریه سالاری»، «سپاسگزاری از یک قاتل» و تبریه‌ی افغانان وزیری قره‌باغ و نسبت دادن تمام قتل ها و بدبختی ها به «دشمنان افغانستان» مستقیم والی غزنی، اسد الله وفا، نیاز محمد امیری را متهم به «حمایت از قاتلان» کردیم، در اردوی خودی محکوم بودم، با گوش خودم در جلسه می شنیدم که بر ضدمان تبلیغ می کردند، متهم مان می کرد که چرا جزئیات را منتشر کرده ایم، برخی ها از زیر جلسه با خشم و قهر جلسه را ترک می کردند که تا فلانی باشد، ما نیستیم، همین گونه وقتی که بر آخرین درخواست نامه ا‌ی که ننگین بود، از منطق عجز، بیچارگی و سرشکستگی سرچشمه گرفته بود، اعتراض کردیم، اوقات متمایلان به حکومت و رفیقان هزارگی والی غزنی تنگ شد، در این درخواست نامه آقایان! با غیرت یک ملت بازی کرده بودند و ذلیلانه چند خواسته‌ی ساده را مطرح کرده بودند؛ اما پیشنهاد ما از قبیل «لغو فرمان امیر شیرعلی خان در پیوند به آب نیخته » بود و همین گونه تاسیس یک قل اردو در هزارستان، با مرکزیت قره‌باغ غزنی.

پایانه

به مبارزه‌ی مان ادامه می دهیم، این گونه کنش ها هیچ گاهی اراده‌ی مان را سست نخواهد کرد، در قدم نخست نیاز است تا از هر گوشه ای بلند شویم و با همصدایی نگذاریم با «حق حیات» مردم ما بازی شود؛ جوانان ما می توانند، آن گونه که در قره‌باغ خود شان را نشان دادند.

نویسنده: میثم صحرا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *