• انتشار: ۱۹ حمل ۱۳۹۷
  • ساعت: ۸:۰۱ ق.ظ
  • سرویس: x تیتر دو
  • کدخبر: 15573
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=15573

زندگی در سایه نخبه‌ها و مردم هزاره

این حس دوری گزیدن از مزاکز قدرت در مردم هزاره، اگر چه در نفس خود خالی کردن جایگاه برای دیگر اقوام است؛ اما شاید نسبت به مردم عوام زیاد دردناک نباشد.

برداشت من این است که مردم هزاره تمایل به شرکت در قدرت و سهیم شدن در آن را زیاد ندارند.

این حس دوری گزیدن از مزاکز قدرت در مردم هزاره، اگر چه در نفس خود خالی کردن جایگاه برای دیگر اقوام است؛ اما شاید نسبت به مردم عوام زیاد دردناک نباشد.

آنچه مرا بیشتر می‌آزارد این است که اکثریت نخبه‌ها و تحصیل‌کرده‌های هزاره هم زیاد تمایل به سهیم شدن در قدرت را ندارند.

بیشتر همانند مردم عوام به کارهای روز مره تدریس و گرفتن کریدیت و به طور کلی کارهای غیر دولت مشغول هستند.

تدریس و کریدیت گیری و… اگر چه در ذات خود امر ممدوح است و البته این نقد از اهمیت کار آنان نمی‌کاهد و امر تعلیم و تربیت منابع انسانی یک کشور دارای جایگاه خاص و ممتاز است؛ ولی عدم توجه به جایگاه قدرت تصمیم‌گیری و عدم ورود نخبگان به آن عرصه باعث می‌گردد مردم هزاره از قدرت و بازی‌های آن دور شوند و در نتیجه از حق شان نیز دور شوند.

سخن من این نیست که همه وارد بازار سیاست و دولت شوند و از همه‌ کارها دست بکشند و سیاسی شوند؛ بلکه نکته اساسی که من به آن تأکید دارم حضور فعال مردم هزاره به اندازه سهم شان در مراکز تصمیم‌گیری دولت و بدنه دولت است.

به راستی چرا تاجیک و اوغان‌ها نقش مؤثرتر و بهتر از هزاره و ازبک دارد؟ زیرا آن دو قوم در عرصه تصمیم‌گیری حضور پر رنگ‌تر از سهم شان دارند. این امر در خط‌مشی‌گذاری عیان است که خط‌مشی‌گذاران و مجریان خط‌مشی هم در تدوین خط‌مشی نقش اساسی دارند و هم در اجرای آن. عدم حضور نخبگان هزاره در بدنه و عرصه تصمیم‌گیری دولت باعث می‌گردد که تصمیم و خط‌مشی به نفع کسانی اتخاذ شود که در عرصه تصمیم‌گیری وجود دارند و اجرای آن نیز توسط بروکرات‌های محلی انجام می‌گیرد که نقش آنان در اجرای خط‌مشی به صورتی خواهد بود که منافع شخصی و قومی آنان را تأمین کند. بدین جهت عدم حضور مردم هزاره در بدنه اجرایی دولت، باعث می‌گردد که خط‌مشی اتخاذ شده به نفع آنان به نحوی اجرا گردد که گویا خط‌مشی‌ای اتخاذ نشده است و از این جهت حضور مردم در بدنه دولت هم ضروری است.

برخی سران جنبش‌روشنایی بر این امر تأکید داشتند که می‌توان با تظاهرات خیابانی دولت مردان را مجبور به خط‌مشی‌های عدالت محور کرد و این امر باعث می‌گردد که دولت مردان خود به خود به اصلاح پالسی و خط‌مشی شان بپردازند و لازم نیست به دنبال وزارت و پست‌های دولتی باشیم؛ اما واقعیت میدانی نشان داد که بدون حضور مؤثر نخبگان و مردم هزاره در عرصه تصمیم‌گیری/ خط‌مشی‌گذاری و اجرای آن و تنها فشار از پایین در جامعه بدوی افغانستان کارساز نیست.

نتیجه

نخبگان باید علاوه بر تدریس و کریدیت‌گیری در امر تصمیم‌گیری در عرصه‌های دولتی و مردم در عرصه اجرای آن نیز ورود پیدا کنند.

نگارنده: عزیزالله خلیلی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *