سلام برچی نیوز | راه درست است ادامه دهیم
  • انتشار: ۳۰ ثور ۱۳۹۶
  • ساعت: ۹:۳۷ ق.ظ
  • سرویس: توره های فیس بوکی
  • کدخبر: 2846
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=2846

راه درست است ادامه دهیم

کم و بیش یکسال از شکل گیری جنبش روشنایی می گدرد. اتفاقات یکسال گذشته هنوز یاد همه مان است و در این جا در پی بیان و تحلیل این یکسال نیستم. آنچه اینجا می خواهم بگویم چند نکته دیگه است.

کم و بیش یکسال از شکل گیری جنبش روشنایی می گدرد. اتفاقات یکسال گذشته هنوز یاد همه مان است و در این جا در پی بیان و تحلیل این یکسال نیستم. آنچه اینجا می خواهم بگویم چند نکته دیگه است.

یکم؛

برجسته ترین مشخصه جنبش روشنایی مطالبات شهروندی با روش مدنی است و همه مان به یاد داریم که این جنبش در اعتراض به تصمیم تبعیض آمیز حکومت در مورد پروژه برق ۵۰۰ کیلوولت ترکمنستان، کلید خورد، این نکته از این نظر حایز اهمیت است که نشان می دهد جنبش روشنایی از اول به ارائه خدمات از سوی حکومت برای شهروندان اهمیت می داد و پروژه های زیر بنایی که توسعه پایدار، شغل و رفاه اجتماعی را به دنبال دارند، در محراق توجه جنبش روشنایی بوده است. چنانچه تاکید جنبش بر تطبیق درست ماستر پلان برق هم دلیلش همین است که اجرای این ماستر پلان مطابق نظریه کمپنی تخصصی فیشنر، توسعه اقتصادی، برق تولیدی ارزان و استخراج معادن، ایجاد اشتغال و در نهایت رشد اقتصادی افغانستان را به دنبال دارد.

دقیقا به همین دلیل و منطق روشن بود که جنبش روشنایی طرح بدیل را نپذیرفت چون این طرح نه اجرایی بود_ دیدیم که اجرا نشد و غنی که در سفر اول بامیان رفته بود سب استیشن بامیان را افتتاح کنند برش گفتند بودجه این پروژه وجود ندارد و بانک انکشاف آسیایی اجرای چنین پروژه ای را غیر توسعه ای می داند و حمایت نمی کند_ به همین دلیل بود که غنی در آن سفرش فرودگاهی را که قبلا دوبار افتتاح شده بود برای بار سوم افتتاح کرد و خشمگین برگشت و دستور داد بزودی برای بامیان پروژه ای را آماده افتتاح کنند.

دوم اینکه طرح بدیل حتی در صورت اجرا شدن فقط ۲۰ میگاوات برق به بامیان منتقل میکرد که با آن نه توسعه اقتصادی به بامیان میرفت و نه شغل ایجاد می شد.

دوم؛

طرح مطالبات و روشی که جنبش روشنایی در پیش گرفته بود؛ از سوی مردم استقبال شد، حکومت اول بنا را بر مقاومت گذاشت. با گذاشتن کانتینر خواست مردم را نا امید کند. وقتی دید که نشد، طرح توطئه دوم اسد را اجرایی کرد و تظاهرات مدنی و مسالمت آمیز را بخون کشید، احمد ضیا مسعود در آن زمان عضو شورای امنیت بود. او در یکی از سخنرانی های رسمی اش گفت که حمله دوم اسد کار حکومت بود، این سند محکمی است و دامن خود آقای مسعود را نیز میگیرد. حکومت موفق شد دامنه تظاهرات جنبش در کابل را جمع کند اما عدالتخواهان بیرون از کشور کمر همت بستند و صدای عدالتخواهی را بلند کردند، استرالیا بروکسل، وارسا و هفته آینده واشنگتن.

سوم؛

حکومت وقتی از سرکوب و شکست جنبش نا امید شد، شروع کرد به جلب رضایت مردم، اول هرچه زور زد راهی برای اجرایی کردن طرح بدیل بیاید نشد که نشد.

طرح مترو بس دشت برچی را اعلام کرد. به دنبال آن طرح بهبود بخشی دشت برچی را اعلام کرد و طرح جامع امنیتی و افزایش ولسوالی های مناطق مرکزی را اعلام کرد اما هیچ کدام اینها عملی نشدند. سرانجام ناپذیر شدند پروژه راه صوف یکه ولنگ را که بدون دلیل در کمیته تدارکات معطل گذاشته شده بود، را نهایی کنند و افتتاح کنند.

چهارم؛

آیا حکومت در سالهای قبل هیچ وقت اینقدر راجع به پروژه ها و کار کردن در مناطق مرکزی و دشت برچی حرف زده است؟

آیا به غیر از دشت برچی دیگر نقاط کابل مترو بس لازم ندارند؟ چرا چنین وعده ای فقط برای برچی و مناطق مرکزی داده می شود؟

آیا سرک غزنی قره باغ الی جاغوری و مالستان در ۱۴ سال گذشته همیشه حرف ساختن ش نبوده؟

آیا قبل از این سابقه داشت که ریس جمهور در ششماه دوبار به بامیان سفر کند؟ آیا پیش از این رهبران برای مردم گاو می کشتند؟

و سوال آخر اینکه اگر مردم اعتراض نمی کردند و یا اعتراض ها ادامه نمی یافت، واقعا حکومت اینقدر به فکر هزاره و هزارستان می افتاد؟

تا جایی که من به یاد دارم، مردم ما همیشه برای رهبران شان گاو و گوسفند می کشتند دست شان را می بوسیدند و چیزی نمی خواستند. ریس جمهور را نیز همیشه احترام می کردند و بر صدر می نشاندند و اگر چیزی هم از او می خواستند، با عرض ادب و گردن خمیده بود.

اما اعتراض، اعتراض گسترده و پیگیری مطالبات و کوتاه نیامدن و ایستادن بر سر عهد و خواسته، گام به گام حکومت های خودکامه را به عقب نشینی وادار می کند و سرانجام متوهم ترین ریس جمهور هم مجبور می شود به مردم سواری دهد و “سر با فولاد جنگ دادگی ها” مجبور می شوند برای مردم گوشت کوچه پخته کنند.

پنجم؛

چرا در بامیان تظاهرات نشد؟ اول بسیار خاموش و بی سر وصدا رفت. دوم نه مرکز بامیان رفت و نه یکاولنگ، در خم نیل رفت، سوم بجز دعوت شده گان، ماموران حکومت کارمندان موسسات و شاگردان مکاتب، راه ورود به دیگران بند بود.

مهم تر از همه، حتی مردم بصورت داوطلبانه هم از غنی استقبال کنند، هیچ منافاتی با اعتراض شان در جنبش روشنایی ندارد، آقای غنی باید بداند که اعتراض هوایی نیست، مردم به مطالبات خود برسند، حق شان داده شود باکسی دشمنی شخصی ندارند.

نکته آخر؛

حکومت و آقای غنی هم اکنون به این نتیجه رسیده اند که عبور لین ۵۰۰ کیلوولت از سالنگ یک فاجعه است و باید از بامیان عبور کند. اما ظاهرا اجرایی کردن این طرح را بعنوان یک کارت انتخاباتی برای دوران کمپاین گذاشته است روزی شاهد افتتاح این پروژه نیز خواهیم بود.

روزی شاهد مرحله به مرحله کم شدن تبعیض خواهیم بود. روزی ما هم پست های کلیدی خواهیم داشت و ممنوعیت مان از ورود به سفارت ها و جنرال قنسول ها، خط خواهد خورد، فقط به یک شرط ساده، و آن اینکه: حق مان را بخواهیم، بر سر خواسته ها و مطالبات مان ایستاد شویم، و از گرفتن حق مان ذوق زده نشویم، بلکه نیرو بگیریم و آهنگ به دست آوردن بعدی کنیم.

راه درست است، اعتراض مدنی. نه گفتن به تبعیض.

سرک دره صوف حق ماست باید سالها پیش ساخته می شد. همانگونه که گردن دیوال باید ساخته شود همانگونه که ۵۰۰ کیلوولت باید از بامیان بگذرد.

دخترکی که بر دوش رییس جمهور است روزی باید با کرسی ریاست جمهوری باشد.

ما می توانیم بشرطی که به تبعیض خو نکنیم و از مبارزه خسته نشویم. محرومیت ما را پایان می دهیم.

با درود به روان شهدای میدان روشنایی.

نگارنده: داود ناجی عضو شورای عالی مردمی جنبش روشنایی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *